رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون
رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون

فیلم راننده بدلکار ساخته نیکولاس ویندینگ رفن

راننده بدلکار
2011 آمریکا
Drive

Dir:Nicolas Winding Refn



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم راننده بدلکار به کارگردانی نیکولاس ویندینگ رفن برای ما بنویسید و بفرستید.




راننده بدلکار


فیلم راننده بدلکار یا راندن (drive) محصول 2011 آمریکا ساخته نیکلاس وندینگ رفن ، باعث شهرت فراوان کارگردان و بازیگرش رایان گسلینگ شد . فیلم هرچند در گیشه آمریکا فروش بالایی نداشت اما بشدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در رده آثار کلاسیک تاریخ سینما طبقه بندی گردید . فیلمی که ارزش چندین بار تماشا کردن را دارد .
<><><><><><><><><><><><><><><><>
http://www.newcenturyvmc.ir/components/com_jshopping/files/img_products/eea2beb634e706d325e826bd66513947.jpg

راننده بدلکار

Drive

 

کارگردان: نیکلاس وندینگ رفن

سال تولید: 2011

محصول کشور: آمریکا

مخاطب: بزرگسال

زبان:

بازیگران: رایان گاسلینگ کری مولیگان، برایان کرنستون،آلبرت بروکس

ژانر فیلم: حادثه ای

گروه فیلم: خارجی

 

خلاصه داستان فیلم:

یک راننده بدلکار فیلمهای سینمایی در پی به قتل رسیدن یکی از همسایگانش تصمیم میگیردعاملان کشته شدن اورا به سزای اعمالشان برساند...

http://www.dibamovie.com/wp-content/uploads/2015/12/Drive-2011.jpg
نام فیلم: رانندگی – Drive
ژانر: جنایی ، درام ، هیجان انگیز
کارگردان: Nicolas Winding Refn
ستارگان: Ryan Gosling, Carey Mulligan, Bryan Cranston
محصول کشور: آمریکا
سال انتشار: 2011
خلاصه داستان: یک راننده بدلکار پروژه های سینمایی هالیوود، که شب هنگام برای خلافکاران رانندگی می کند، در جریان یکی از این ماموریت هایش همه چیز به درستی پیش نمی رود و بزودی در میابد که همه به دنبال او هستند …
<><><><><><><><><><><><><><><><>



Cliff Martinez – Drive
Genre: Soundtrack
Release date: 2011
File size: 170 MB

نظر رادیو باران : فیلم درایو یک شاهکار سینمائی است که هرگز دیده نشد

رانندگی یک فیلم تریلر آمریکایی است که در سال ۲۰۱۱ به کارگردانی نیکولاس ویندینگ رفن و با بازی رایان گاسلینگ و کری مولیگان به نمایش درآمد.فیلمنامه این فیلم را حسین امینی بر اساس کتابی به همین نام به قلم جیمز سالیس به نگارش درآورد.
همانند کتاب فیلم داستان یک راننده بدلکار که روزها در یک گاراژ کار می کند.راندن قبل از اکران فیلم در سپتامبر ۲۰۱۱ در تعداد زیادی فستیوال به نمایش در امد و توانست نظر بیننده ها را بخود جلب کند.همچنین در ۶۴امین فستیوال فیلم کن توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای ویندینگ رفن به ارمغان اورد.ویندینگ رفن برای ساخت فیلم خود را تحت تاثیر هالووین و ترانسپورتر دانسته و انرا یک ادای احترام به راننده تاکسی تلقی کرده.

Ryan Gosling همیشه ساکت است، مگر زمانی که لازم است چیزی بگوید. راننده ای که روزها بدلکار فیلم است و شبها سارقان را از صحنه جرم دور میکند. اینها بخشی از شخصیت پردازی هوشمندانه در سکانسهای ابتدایی فیلم است و در آن مردی تحت فشار را نشان میدهد که در خیابانهای پر رمز و راز لس آنجلس در حال فرار از دست تعداد زیادی ماشین و هلیکوپتر پلیس است. راننده داستان ما که چند روزیست بخاطر همسایه جذابش، ایرنه (با بازی Carey Mulligan) زندگی اش تکانی خورده، سعی میکند با نگاهایش با او ارتباط برقرار کند. تعاملی که برای اولین بار با رد و بدل شدن چند جمله ساده تبدیل در نهایت به محاوره شبهه فلسفی تبدیل میشود که طبیعتاً مقدمه خوبی است برای شروع یک رابطه. ایرنه:"چکار میکنی؟" راننده: "رانندگی"

تا آخر فیلم هم چیز بیشتری از این شخصیت دستگیرمان نمیشود، ولی راننده، برعکس ما، به سرعت سعی می کند خود را به همسایه و پسر کوچک نزدیک و از زندگی شان سردرآورد. پسری که پدرش مدتی است در زندان است. در همین زمان اتفاقی جالبی براش میافتد که بنظر میرسد زندگی حرفه ایش را کاملاً متحول کند. شخصی بنام شانون که سالها برایش کار میکرده و نمایشگاه ماشین دارد، قراردادی را برای استخدام راننده ای جهت شرکت در مسابقات ماشین رانی، با سرمایه گذاری ثروتمند بنام برنی رز (با بازی Albert Brooks) امضا میکند. این راننده هم کسی نیست جز قهرمان این فیلم.اما آزاد شدن شوهر ایرنه از زندان، ابراز پشیمانی از کارهای گذشته اش و درخواست از همسرش برای دادن شانسی دوباره، از سویی و از سویی دیگر پیدا شدن سر و کله دوست خلافکار برنی، هم دستی در یک سرقت ناموفق و رشوه گیری های متعدد باعث میشود تا پای راننده به ماجراهای خطرناکی باز شود که مهارتهایی فراتر از رانندگی را طلب میکند. فیلم توسط اکثر منتقدان با نظر مثبت روبرو شد و توانست نمره ۹۳٪ را از برایند منتقدان سایت راتن تومیتوس و ۷۹٪ را از سایت متاکریتیک بدست بیاورد.همچنین کاربران بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها با نمره ی ۸ انرا ۲۲۴ امین فیلم تاریخ سینما دانستند. راندن جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن سال 2011 را نیز از آن خود کرد.

دانلود آلبوم فوق العاده زیبای موسیقی متن فیلم رانندگی Drive اثر کلیف مارتینز

 

Tracklist:

1. Night Call – Kavinsky
2. Tick of the Clock – Chromatics
3. Rubber Head – Cliff Martinez
4. I Drive – Cliff Martinez
5. He Had a Good Time – Cliff Martinez
6. They Broke His Pelvis – Cliff Martinez
7. Kick Your Teeth – Cliff Martinez
8. Where’s The Deluxe Version? – Cliff Martinez
9. See You in Four – Cliff Martinez
10. After The Chase – Cliff Martinez
11. Hammer – Cliff Martinez
12. Wrong Floor – Cliff Martinez
13. Skull Crushing – Cliff Martinez
14. My Name on a Car – Cliff Martinez
15. On The Beach – Cliff Martinez
16. Oh My Love – Riziero Ortolani & Rina Ranieri
17. Under Your Spell – Desire
18. A Real Hero – College feat. Electric Youth
19. Bride of Deluxe – Cliff Martinez


<><><><><><><><><><><><><><><><>


 نقد و تحلیلی زیبا درباره فیلم Drive (رانندگی)


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/drive/drive-poster-ryan-gosling.jpg
نیش عقرب نه از ره کین است


نویسنده فیلمنامه: حسین امینی بر اساس رمانی از جیمز سالیس
مدیر فیلمبرداری: نیوتن تامس سیگل
موسیقی: آنجلو بادالامنتی
تدوین: متیو نیومن
بازیگران: رایان گاسلینگ (راننده)، کری مولیگان (آیرین)، برایان کرنستن (شانن)، اسکار ایساک (استندارد)، کریستینا هندریکس (بلانچ)،ران پرلمن (نینو)، آلبرت بروکس (برنی رز)
محصول 2011 آمریکا ، 100 دقیقه

محمد موسوی

جوانی که در فیلم، او را با نام راننده (رایان گاسلینگ) صدا می کنند، زندگی خود را از طریق بدلکاری با اتومبیل در سینما، کار در گاراژ مکانیکی و همچنین رانندگی در شب برای خلافکاران می گذراند که در مورد آخری، اصولی برای خود دارد از جمله اینکه برای هرکس بیش از یک بار کار نکند تا مبادا ردی به جای گذارد.
--DRIV1.JPG

آشنایی راننده با زنی به نام آیرین (کری مولیگان) که شوهرش (اسکار ایساک) در زندان به سر می برد و در همسایگی او زندگی می کند و شکل گیری رابطه ای عاطفی بین آنها، آزادی شوهر زن از زندان و تقاضای کمک وی از راننده جهت انجام یک سرقت برای خلافکارانی که به آنها بدهکار است و در پی آن کشته شدن شوهر توسط خلافکاران، راننده را درگیر ماجراهایی می کند که آرامش زندگی او را بر هم می زند و مجبور به زیرپا گذاشتن اصول خود می گردد. او حالا باید از آیرین و پسرش در برابر تهدید تبهکاران محافظت کند.

همانطور که مشاهده می کنید، داستان فیلم کاملاً تکراری و کلیشه ای است و می توان انبوهی از فیلمهای هالیوودی را نام برد که داستانی کم و بیش مشابه دارند. اگر با آگاهی از این داستان به تماشای فیلم بروید، این تصور قبل از تماشای آن بوجود می آید که با فیلمی پر از صحنه های تعقیب و گریز با اتومبیل و انواع و اقسام انفجار و اسلحه و تیراندازی روبرو هستید. اما فیلم یک غافل گیری تمام عیار است. غافل گیری در کارگردانی، غافل گیری در فیلمنامه، غافل گیری در بازیگری، در تدوین، در موسیقی، در فیلمبرداری و ... و همچنین توجه به جزئیات و نحوه روایت که فیلم را به اثری مستقل از کلیشه های رایج هالیوودی و حتی در حد شاهکارهای کلاسیکی مانند «سامورایی» (ژان پیر ملویل) با بازی آلن دلون تبدیل می کند. کما اینکه سازندگان «رانندگی» (که برخی نام «راننده» را ترجیح می دهند) از این فیلم و چند فیلم دیگر بعنوان الگوی خود نام برده اند. اما «رانندگی» در عین حال می تواند به عنوان یک شاهکار امروزی، استقلال خود را حفظ و خود به عنوان الگویی برای سایر فیلمها مطرح شود. بی جهت نیست که جایزه نخل طلای کن برای بهترین کارگردانی را از آن خود کرده. جالب است بدانید که فیلمنامه این فیلم را حسین امینی، فیلمنامه نویس 45ساله ایرانی (پسر دکتر امینی نخست وزیر اسبق ایران) و مشهور هالیوود نوشته که آثار معدود اما درخشانی مانند جود (1996)، چهار پر (2002)، تیر خلاص (2008) و شانگهای (2010) را در پرونده خود به ثبت رسانده و برای فیلم بالهای کبوتر (1997)، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شده است.

در «رانندگی» پرداخت شخصیت ها به شکلی کاملاً هوشمندانه و با پرداخت جزئیات شکل گرفته است و تماشاگر کنش های شخصیت ها را به خوبی باور می کند. به عنوان نمونه، در سکانس گفتگوی برنی (آلبرت بروکس) با شانن (برایان کرنستن) در رستوران و در اوایل فیلم، آلبرت بروکس (بازیگری که بیشتر در نقش های کمدی شناخته می شود و برای ایفای نقش منفی در «رانندگی» برنده چند جایزه معتبر شده است) با بازی فوق العاده خود، هیولای درون کاراکتر برنی را بخوبی نشان می دهد. آنجا که گارسن فراموش کرده برای او بیسکوییت بیاورد و او با لحنی خشن و طلبکارانه می گوید: «فراموشش کن». یا در آنجا که به سیگار کشیدن شانن اعتراض می نماید زیرا دود سیگار موقع غذا خوردن ناراحتش می کند و شانن در برابر این اعتراض، با دستپاچگی سیگار را خاموش می کند که نشانه ترس و حساب بردنش از برنی است. این سکانس با تمام ظرایف و جزئیاتش درواقع معرف شخصیت برنی به عنوان یک تبهکار است و ما در فصلهای بعدی فیلم، آدمکشی او را براحتی باور می نماییم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/drive/Drive-2011-007.jpgاما کاراکتر اصلی و بی نام فیلم یعنی راننده، شخصیتی است کم حرف و خویشتن دار (که حتی احساسش را به زور بر زبان می آورد)، باهوش، ماهر در رانندگی و البته تنها که گفته اند الگویی از شخصیت جف کاستلو در فیلم «سامورایی» ژان پیر ملویل و با بازی آلن دلون است. ما با بخشی از این شخصیت در همان سکانس افتتاحیه فیلم و قبل از تیتراژ، در جریان یک سرقت آشنا می شویم و پس از آن وجه تنهایی و بی هدفی اش را همزمان با تیتراژ و سرگردانی با اتومبیل در خیابان شاهد هستیم. در همین سکانس نمایی وجود دارد که راننده در حال رفتن به سمت آسانسور است و همزمان در روبروی او دختری (کری مولیگان) را می بینیم که از آسانسور خارج شده، هر دو به سمت هم می آیند و از کنار هم می گذرند بدون اینکه توجهی به یکدیگر داشته باشند. در این نما به علاوه اولین نمای بعد از تیتراژ که راننده و دختر را با هم در آسانسور می بینیم و اولین آشنایی بین آنها در اینجا شکل می گیرد، دوربین بر آن شکل عقرب بزرگ و زردرنگ نقش بسته بر پشت لباس راننده تأکید می کند که در واقع به نوعی بر شخصیت دوگانه راننده تأکید می شود. ما در سرتاسر فیلم می بینیم که حضور دخترک در کنار راننده به وی آرامش می بخشد که او این آرامش را عاشقانه دوچندان کرده و به دختر باز می گرداند و هردو در کنار هم بدور از پلشتی های بیرون به آرامشی درونی می رسند. اگر بیشتر بر کاراکتر راننده متمرکز شویم، می توان گفت که او در کنار دختر، وجهه پاکی، معصومیت و زلال خود را نثارش می کند اما از طرف دیگر برای تبهکاران و خلافکاران مانند آن عقرب زردرنگ و هولناک می ماند که از گزش او در امان نیستند و این دوگانگی بخوبی در اولین صحنه برخورد آنها در آسانسور نشان داده می شود. در این نما، دخترک نشانه عشق و لظافت و آن عقرب زردرنگ نشانه خشونت است. در طول فیلم، راننده متوجه می شود که اگر می خواهد یک دریچه از وجودش را به روی عشق باز کند، ناچار به گشودن دریچه ای دیگر به روی خشونت است و از همین رو، در انتهای فیلم، با اینکه همه چیز برای وصالش با دخترک مهیا شده است، اما او فراق را بر می گزیند تا بدین گونه آن دختر و فرزندش در امان باشند.

اجازه دهید تا سخن درباره موسیقی فیلم را با این دوگانگی شخصیت در هم آمیزم. زیرا موسیقی هم در این فیلم به فراخور صحنه ها و حالات درونی راننده، رویکردی دوگانه دارد. نمونه بارز آن سکانس آسانسور در یک سوم پایانی فیلم است که در آن اوج دوگانگی شخصیت راننده بگونه ای متوالی و پشت سر هم نشان داده می شود. در این سکانس، راننده به همراه محبوبش و شخص سومی در آسانسور حضور دارند. راننده با زیرکی خود متوجه می شود که مرد غریبه، فرستاده و مزدور تبهکاران است که قصد جان او و زن را کرده است. اینجاست که ما انتظار یک درگیری کلیشه ای داریم. اما در همین جاست که کارگردان و فیلمنامه نویس، نبوغ و ابتکار خود را به رخ می کشند. در این صحنه راننده بطور ناگهانی و بدون توجه به حضور غریبه، دخترک را عاشقانه در بر می گیرد. دوربین هم مرد غریبه را نادیده گرفته و بر روی دو دلداده متمرکز می شود. نورپردازی آسانسور هم به آرامی محو و فقط به روی آن دو تابانده می شود. تمامی این نما به طور اسلوموشن کار شده است. در اینجا موسیقی آرام، دلنشین و رؤیایی آنلجو بادالامنتی گوش تماشاگر را می نوازد تا تمامی این نما حسی شاعرانه و حتی عرفانی و پاکی عشق آن دو را به بیننده منتقل کند.

اما این حس رؤیایی دیری نمی پاید. چون به یکباره همه چیز به حالت اول برگشته و سپس روندی معکوس را طی می کند. مانند اینکه نشانگر دماسنجی به طور ناگهانی از دمای منفی پنجاه درجه به صفر و سپس به مثبت پنجاه درجه برسد. دوربین در یک تغییر پلان، هرسه نفر را نشان می دهد. نورپردازی دوباره همه آسانسور را پوشش می دهد و ما شاهد هستیم که در یک لحظه، راننده به غریبه حمله کرده و بعد از یک درگیری کوتاه، به طرز وحشیانه و هولناکی، مرد غریبه را از پای در می آورد که در حین آن در یک نمای کلوزآپ، خوی حیوانی راننده را بر چهره اش می بینیم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/drive/drive-poster-ryan-gosling.jpgدر این سکانس، راننده بطور ناگهانی از آن انسان معصوم و دوست داشتنی به انسانی وحشی و آدمکش مبدل می گردد که حالا عقرب زردرنگ درونش بیدار شده است. اکنون آن موسیقی آرام و دلنشین چند لحظه پیش، شکلی وهمناک و رعب آور به خود می گیرد بطوری که بیننده می تواند تصور کند واقعاً یک عقرب زردرنگ هولناک در روبروی او ایستاده و آماده گزش وی می باشد.

همچنین سازندگان و آهنگساز فیلم بخوبی درک کرده اند که در برخی صحنه ها عدم استفاده از موسیقی، حس و فضای صحنه را بهتر منتقل می کند تا استفاده از آن. مانند سکانس تعقیب و گریز با اتومبیل در میانه های فیلم. در این سکانس، شاید نوع حرکت و مانور اتومبیلها تکراری به نظر برسد، اما زاویه دوربین، دکوپاژ و نبود موسیقی کلیشه ای چنین صحنه هایی، حسی واقع گرا به صحنه بخشیده است. درنتیجه در مقایسه با صحنه های اینچنینی در اغلب فیلمهای هالیوودی که در آنها انواع و اقسام برخورد اتومبیلها باهم، سقوط اتومبیلها و انواع گلوله ها و انفجارها را با هزار ترفند کامپیوتری و غیر کامپیوتری به خورد تماشاگر می دهند (که البته اغلب تماشاگران هم با مشاهده این صحنه ها ککشان نمی گزد، چون اصلاً با شخصیتهای فیلم همذات پنداری نمی کنند)، در اینجا با سکانسی واقع گرایانه و نفسگیر و مملو از تعلیق و هیجان روبرو هستیم که البته این خصوصیت واقع گرایانه شامل تمامی صحنه های اکشن فیلم می شود که متأسفانه این صحنه ها در فیلم اندک اند.

بطور کلی همه عناصر فیلم در خدمت داستان آن می باشند. داستان مردی تنها، مرموز و کم حرف که شروع رابطه عاطفی اش با یک زن (مظهر عشق و لطافت)، جنبه های متضاد درونش را شدت می بخشد: عشق و خشونت. در پایان سکانس آسانسور، می بینیم که راننده همراه جسد خون آلود مرد غریبه در آسانسور ایستاده (خشونت و خوی حیوانی) و به چشمان حیران و هراسان آیرین (عشق و پاکی) در بیرون آسانسور خیره شده است و مرز بین این دو، درب آسانسور است که با بسته شدنش، نشان می دهد که جای این دو (خصیصه) در کنار هم نیست و به قولی آب این دو در یک جوی نمی رود.
اما در ازای خشونت افراطی و وهمناک راننده، وقتی در پایان با فداکاری و ایثارگری، در حالیکه همه چیز مهیای وصال با محبوب است، زن را ترک می کند تا او و پسرش در امان باشند، در ذهن تماشاگر، شخصیتی مقدس را از خود حک می کند که خشونت هایش هم قدسی اند. او تنها به خاطره ای خوش از زن محبوبش اکتفا می کند آنجا که تلفنی آن را با وی در میان می گذارد: «آشنایی با تو بهترین اتفاق زندگی ام بود».

---------------------------

نویسنده: محمد موسوی
<><><><><><><><><><><><><><><><>




گشت و گزار در سایت رها ماهرو : بازیگران فیلم فاجعه در فروشگاه . گلناز بهبودی . نقد سریال پشت بام تهران . دانلود فیلم داستان بابا ثمور مستقیم .  ابد ویک روزخوب .  درباره ی فیلم ابد و یک روز ساخته سعید روستایی . برنامه چرخ روزیکشنبه از شبکه چهار . نقدی بر بازی مصطفی زمانی . نقد درحاشیه 2 . خلاصه داستان فیلم ابدو یک روز . سریال نیمکت . فیلم من بچه هامو میخوام


فیلم اسپانگلیش ساخته جیمز ال بروکس

اسپانگلیش
2004 آمریکا
Spanglish

Dir:James L. Brooks

http://www.kingpedia.net/wp-content/uploads/2016/01/Spanglish-2004-farsi-720p.jpg

اسپانگلیش

فیلم محصول سال 2004
تاریخ اکران: ۱۷ دسامبر ۲۰۰۴ م. (آمریکا)
کارگردان: جیمز ال. بروکس
آهنگ‌ساز: هانس زیمر
فیلم‌بردار: جان سیل
فیلم‌نامه: جیمز ال. بروکس
بازیگران
پاز وگا
آدام سندلر
تیا لئونی

<><><><><><><><><><><><><><><><>
نام فارسی:اسپانگلیش

نام انگلیسی:Spanglish

محصول سال ۲۰۰۴ کشور آمریکا

زبان:دوبله فارسی

هنرمندان حاضر در این اثر سینمایی عبارتند از:Adam Sandler, Tea Leoni, Paz Vega

به کارگردانی:James L. Brooks

موضوع:کمدی و درام و عاشقانه

امتیاز:۶٫۵ از ۱۰

نمره منتقدین:۴۹ از ۱۰۰



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم اسپانگلیش به کارگردانی جیمز ال بروکس برای ما بنویسید و بفرستید.




توضیحاتی کوتاه و مختصر در مورد داستان فیلم:«فلور» (وگا)، زنی که از شوهرش جدا شده و با زحمت و مشقت دخترش، «کریستینا» (بروس) را بزرگ کرده، اسباب هایش را جمع و خانواده را به کالیفرنیا منتقل می کند. او کار پر در آمدی به عنوان خدمتکار در خانه ی «دبورا کلاسکی» (لیونی) گیر می آورد. «دبورا» یک کلمه هم اسپانیایی نمی داند ولی اتفاقا این، مهم ترین مانع ارتباط بین آن دو نیست…
<><><><><><><><><><><><><><><><>
«اسپانگلیش» ساخته جیمزال بروکس
تضاد وتقابل فرهنگ ها
جام جم آنلاین: «اسپانگلیش» فیلم جدید جیمز ال بروکس یک کمدی درام رمانتیک است که نگاهی به روابط متقابل فرهنگی بین آدمهای مختلف با ملیتهای متفاوت دارد.

نام فیلم تلفیقی از دو نام اسپانیا و انگلیس است. «اسپانگلیش » به افرادی گفته می شود که اصلیت اسپانیایی دارند ولی در کشورهایی مثل امریکا یا انگلیس زندگی می کنند.
فیلم یک کار کمدی است که زبان خاص خود را دارد. آدام سندلر بازیگر اصلی فیلم (که متخصص بازی در نقشهای کمدی است ، ولی گاهی اوقات فیلمهای درامی مثل همین فیلم را بازی می کند) در نقش جان کلاسکی ظاهر شده است.
دو بازیگر مقابل او عبارتند از تی لیونی (در نقش دبرا کلاسکی ) و باز وگا (در نقش فلور مورنو) بقیه بازیگران فیلم اینها هستند: کلوریس لیچمن ، شلبی بروس ، سارا استیل ، یان میلاند، ویکتوریا لونا و ریکاردو مولینا، فیلمنامه فیلم کار خود جیمز ال بروکس است.
قصه فیلم ، قصه زندگی مادر و دختری را دنبال می کند که به امید یک زندگی بهتر کشور خود مکزیک را ترک کرده و راهی امریکا می شوند. در امریکا آنها در یک خانه مشغول کار می شوند.
اعضای خانواده به نوعی آدمهایی عجیب و غریب هستند و چنین به نظر می رسد که خانم خانه نیمه دیوانه است. فلور (مادر مکزیکی) که با یک دنیا امید راهی لس آنجلس شده ، نمی داند که با زن و شوهر امریکایی که برایشان کار می کند (آدام سندلر و تی لیونی در نقش آقا و خانم کلاسکی) چگونه باید رفتار کند. در عین حال او نگران آینده دخترش کریستیناست.
وی می ترسد که جنبه های منفی زندگی امریکایی ، تاثیر بدی روی دخترش بگذارد. بزودی فلور متوجه می شود شرایط سخت و دشواری را پیش روی دارد.

نقد فیلم
این روزها بهترین زمان برای نمایش عمومی فیلمهای غیرمتعارف و سنگین است. فصل تعطیلات کریسمس هم زمان نمایش فیلمهای پرسروصدا است و هم زمان نمایش فیلمهای اسکاری.
فصل ، فصل اهدای جوایز به فیلمهای برتر است. نامزدهای گلدن گلوب (کره طلایی) اعلام شده اند و بزودی اسامی نامزدهای اسکار هم اعلام می شود.
در بین اسامی هنرمندانی که می توانند نامزد دریافت جایزه شوند، چه نامی بهتر و مقبول تر از جیمز ال بروکس ؛ او کمدی درام هایی را کارگردانی می کند که کمتر منتقدی می تواند خودش را از تاثیرات آن در امان نگه دارد و در این رابطه اصلا اهمیتی ندارد که او چقدر کلیشه در کارش به کار می برد.
البته در رقابت های امسال فیلمی مثل «ارباب حلقه ها» حضور ندارد، اما همیشه فیلمهایی مثل «اسپانگلیش» بوده اند که بازار رقابت های اسکاری را داغ کرده اند. فیلم پیگیر حوادث و ماجراهای زندگی یک مادر مهاجر مکزیکی در لس آنجلس است و تلاشهای وی برای تطبیق با زندگی جدید را به تصویر می کشد. تصمیم گیری برای مهاجرت برای مادر و دختر سخت بوده است.
بویژه آن که این دو به شکلی غیرقانونی به امریکا مهاجرت کرده اند. آنها بعد از ورود به کشور، با اتوبوس یک مسیر طولانی را از تگزاس تا کالیفرنیای جنوبی طی می کنند. جان کلاسکی (مردی که مهاجران مکزیکی در خانه او مشغول کار می شوند) یک ستاره در حال رشد است. او رستورانی دارد که مشتریان زیادی را به خود جلب کرده و باعث شده تا مجله تایم هم درباره اش گزارشی بنویسد.
با این حال جان از موفقیت می ترسد و اعتقاد دارد که موفقیت زیاد او را به شکست نزدیک می کند. در عین حال درگیری های کاری او را از رسیدگی به امور خانوادگی دور می کند.
همسر او دبرا قبل از این شاغل بوده است و حالا احساس می کند در دام کارهای خانه گرفتار شده است. آنها برای تربیت و بزرگ کردن بچه هایشان با هم درگیری دارند و در این رابطه نقش آدم خوب آدم بد را به طور متناوب بازی می کنند. البته اغلب اوقات آنها بیشتر آدم دومی هستند تا اولی! فلور در رابطه با فرهنگ ، سنتها، آداب و رسوم و زبان با خانواده کلاسکی و زندگی تازه اش ، برخورد پیدا می کند.
تغییر نوع زندگی درسهای تازه ای در رابطه با ازدواج ، پدر و مادر بودن ، عشق ، دوستی و خانواده به او می دهد. با این حال حضور او روی خانواده کلاسکی تاثیر می گذارد و درسهای تازه ای به آنها می آموزد.
فیلم تلاش می کند بدون جانبداری از طرف خاصی ، واقعیت های موجود زندگی دو خانواده را به تصویر بکشد و نتیجه گیری را به خود تماشاچی واگذار کند. برقراری رابطه بین دو فرهنگ کاملا متفاوت ، البته کار بسیار سختی است. اما در دنیای امروز که همه چیز به یکدیگر نزدیکتر شده است ، باید یاد گرفت که به احساسات دیگران احترام گذاشت و فرهنگ و سنن دیگران را هم محترم شمرد.
جنگ فرهنگی بین آدمهای متفاوت هیچ نتیجه ای به بار نخواهد آورد و کسی در این رابطه سودی نخواهد برد. جیمز ال بروکس در این فیلم هم دنباله کمدی رمانتیک های موفق قبلی خود «دوران مهرورزی» و «بهترین شکل ممکن» (که بزودی لقب آثار کلاسیک را می گیرند) را گرفته است.
جیمز براد دینلی منتقد سرشناس در نقد خود بر فیلم از جمله می نویسد: «این فیلم یک اثر تیپیکال جیمز ال بروکس است. فیلم در خلق شخصیت های واقعی و نمایش روابط انسانی بین شخصیت ها موفق است ؛ اما در برخی جزییات ضعف دارد و از همین رو نمی توان به آن لقب یک کار بزرگ را داد.
همین احساس و دید را نسبت به دو کار قبلی بروکس (اخبار شبکه و بهترین شکل ممکن ) هم دارم. با این وجود، با وجود تمام مشکلاتی که فیلم دارد، وجود برخی صحنه های آن باعث می شود تا تماشاچی آن را یک کار خوب ارزیابی کند. تماشای اسپانگلیش تجربه خشنودکننده ای است.
رمز موفقیت فیلم در شخصیت پردازی آن است و این بخش از فیلم ، قدرتمندترین قسمت آن است. وقتی این را می گویم ، منظورم این است که نقطه مرکزی و خط اصلی قصه ، آن قدرت و توانایی مورد نظر را ندارد.
در حقیقت ، با تماشای فیلم متوجه می شویم فیلم یک خط قصه مداوم ندارد و بیشتر قطعاتی مجزاست که در کنار هم قرار گرفته اند. فیلم کمی حال و هوای کمدی دارد، که این مساله بیشتر به واسطه حضور سندلر در نقش اصلی است».

کیکاووس زیاری

<><><><><><><><><><><><><><><><>

"آدام سندلر" بازیگری جدی در موقعیت‌های کمدی
"آدام سندلر" بازی در نقش راننده تاکسی در فیلم وثیقه(مایکل مان) در مقابل تام کروز را رد کرد تا در فیلم اسپانگلیش حضور پیدا کند.
به گزارش حوزه سینما باشگاه خبرنگاران،  "آدام سندلر" در تاریخ  9 سپتامبر 1966 بدنیا آمد.در 17 سالگی به عنوان استند آپ کمدین در کلابی در بوستون مشغول به کار شد.
 
سال 1991 از دانشگاه هنرهای زیبای نیویورک فارق التحصیل شد.  حضور در شوی تلویزیونی زنده شنبه شب راه را برای ورودش به سینما هموار کرد.  کمپانی تولید فیلمی با نام "هپی مدیسون" را اداره می‌کند.  یکی از طرفداران دو آتشه تیم بیسبال نیویورک متز است.
 
بازی در نقش راننده تاکسی در فیلم وثیقه(مایکل مان) در مقابل تام کروز را رد کرد تا در فیلم اسپانگلیش حضور پیدا کند. جیمی فاکس جای او را در وثیقه گرفت و برای این فیلم نامزد جایزه اسکار هم شد.
 
دوران کودکی خود را در شهر منچستر انگلستان گذرانده است.
 
از طرفداران شخصیت کارتونی باب اسفنجی است.
 
مسیر شهرت
 
اوایل دهه 90 در برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی حضور داشت و گاهی نیز در نقش‌های فرعی فیلم‌های کمدی نه‌چندان با اهمیت بازی می‌کرد.

 بیلی مدیسون (1995) اولین فیلم نسبتا مهمی بود که سندلر در آن نقش اصلی را ایفا کرد. فیلمی که نقطه آغازی بود برای رشد یکی از محبوب‌ترین کمدین‌های سینمای آمریکا. سندلر در ادامه و باحضور در فیلم‌های خواننده عروسی(1998) و بابا گندهه(1999) جایگاه خود را تثبیت کرد و دهه جدید را با قدرت بیشتری آغاز نمود.

 او در ادامه فعالیت‌های خود، در فیلم‌های کمدی اغلب پر فروشی بازی کرد که تنها چندتای آنها مانند عشق گیج سرمست(2002) و یا مردم بامزه (2009) آثار قابل تاملی بودند، سندلر همچنین در یکی از معدود تلاش‌هایی برای حضور در فیلمی غیرکمدی، در کناردان چیدل در فیلم سلطه برمن(2007) حضور پیدا کرد که تجربه متفاوت و البته موفقی برای او به حساب می‌آید. او در این فیلم به خوبی از پس بازی در نقش مردی افسرده که خانواده‌اش را در حادثه یازده سپتامبر از دست داده برآمد و نقش آفرینی تاثیرگذاری ارائه داد. با این وجود سندلر در سال‌های اخیر تقریبا در هیچ فیلم قابل توجهی حضور نداشته و فیلم‌هایش همگی آثاری سطح پایین بودند که بدون کوچک‌ترین خلاقیتی برای خنداندن مخاطب دست به هر کاری می‌زدند. کیفیت فیلم‌های سندلر و سطح شوخی‌های او روز به روز بیشتر افت می‌کنند و این می‌تواند اعتماد مخاطبان به این کمدین محبوب را از بین ببرد.

سندلر ثابت کرده که هم بازیگر خوبی است و هم کمدین بسیار موقعیت شناس، توانا و بامزه‌ای. برای پی بردن به توانایی‌های او به عنوان یک بازیگر تنها کافی است فیلم خوب آدم‌های بامزه ساخته جاد آپاتور را نگاه کنیم. با این وجود، مشکل اصلی بد بودن فیلم‌هایی مانند جک و جیل(2011) و این پسر منه(2012) است که در آنها به عنوان تهیه کننده و بازیگر حضور پیدا می‌کند. فیلم‌هایی که تعدادشان دارد روزبه روز در کارنامه سندلر بالا می‌رود. امروز و با بالاتر رفتن سندلر، انتظار پختگی بیشتری از او می‌رود، در حالی که او همچنان به بازی در کمدی‌های ضعیف ادامه می‌دهد.باید منتظر ماند و دید که آیا ستاره بخت سندلر نیز مانند بسیاری از کمدین‌های موفق سینمای آمریکا بعد از مدتی افول خواهد کرد و یا خیر. فعلا که شرایط به گونه‌ای است که می‌توان افول او در آینده‌ای نه‌چندان دور را پیش‌بینی کرد.

 سندلر که در سال‌های قبل در فیلم‌های خنده‌داری چون کنترل خشم در کنار جک نیکسون حضور داشته، مدتی است که عملکرد امیدوار کننده‌ای از خود نشان نداده است؛ هرچند هنوز هم فیلم‌های نه‌چندان با کیفیت و پر هزینه‌اش، در گیشه عملکرد قابل قبولی دارند. درست مانند آخرین فیلم‌اش یعنی آدم بزرگ‌ها 2 که با وجود عدم استقبال منتقدان، توانست فروش مناسبی در هفته‌های ابتدایی اکرانش داشته باشد.
 
وقتی وارد این کار شدم، اصلا به نقدها فکر نمی‌کردم و به این که مردم قرار است چه نظری درباره من داشته باشند. من فقط جوانی بودم که می‌خواست تبدیل به یک کمدین شود. فقط می‌خواستم کاری را انجام بدهم که دوست داشتم.
 
خصوصیات برجسته
 
به خوبی از پس بازی در فیلم‌های کمدی- رومانتیک بر می‌آید و توانایی زیادی در خلق موقعیت‌های کمیک دارد.
 
سندلر معمولا با حضور جدی در یک موقعیت ناجور، مخاطب را به خنده می‌اندازد و به جز چند استثنا، کمتر به سراغ لودگی می‌رود.
 
معمولا در فیلم‌هایش لباس ورزشی به تن کرده و از موسیقی دهه 80 استفاده می‌کند.
 
فیلم‌های مهم
 
بیلی مدیسون( 1995)، خواننده عروسی(1998)، بابا گندهه(1999)، کنترل خشم(2003)، پنجاه قرار اول(2004)، اسپانگلیش(2004)، طولانی‌ترین مسیر(2005)، کلیک(2006)، سلطه بر من(2007)، حالا شما را چک و لری اعلام می‌کنم(2007)، آدم‌های بامزه(2009)، آدم بزرگ‌ها(2010)، هتل ترانسیلوانیا(صدا پیشه، 2012).
 
اظهار نظر سندلر درباره خودش

وقتی وارد این کار شدم، اصلا به نقدها فکر نمی‌کردم و به این‌که مردم قرار است چه نظری درباره من داشته باشند. من فقط جوانی بودم که می‌خواست تبدیل به یک کمدین شود. فقط می‌خواستم کاری را انجام بدهم که دوست داشتم.
 
جایزه‌ها
 
نامزد گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم‌های کمدی یا موزیکال برای فیلم عشق گیج سرمست.
 
سندلر همچنین شش بار جایزه تمشک طلایی را در رشته‌های مختلف و برای فیلم‌های این پسر منه(2012)،جک و جیل(2011) و بابا گندهه(1999) به دست آورده است.
 
پروژه‌های آینده
 
بازی در یک کمدی رومانتیک دیگر در کنار درو با ریمور را در برنامه دارد. سندلر و با ریمور پیش از این در فیلم‌های خواننده عروسی و پنجاه قرار اول نیز با هم همبازی بوده‌اند.
 
<><><><><><><><><><><><><><><><>
اسپانگلیش» ساخته جیمزال بروکس

نام فیلم تلفیقى از دو نام اسپانیا و انگلیس است. «اسپانگلیش » به افرادى گفته مى شود که اصلیت اسپانیایى دارند ولى در کشورهایى مثل امریکا یا انگلیس زندگى مى کنند. فیلم یک کار کمدى است که زبان خاص خود را دارد. آدام سندلر بازیگر اصلى فیلم (که متخصص بازى در نقشهاى کمدى است ، ولى گاهى اوقات فیلمهاى درامى مثل همین فیلم را بازى مى کند) در نقش جان کلاسکى ظاهر شده است. دو بازیگر مقابل او عبارتند از تى لیونى (در نقش دبرا کلاسکى ) و باز وگا (در نقش فلور مورنو) بقیه بازیگران فیلم اینها هستند: کلوریس لیچمن ، شلبى بروس ، سارا استیل ، یان میلاند، ویکتوریا لونا و ریکاردو مولینا، فیلمنامه فیلم کار خود جیمز ال بروکس است. قصه فیلم ، قصه زندگى مادر و دخترى را دنبال مى کند که به امید یک زندگى بهتر کشور خود مکزیک را ترک کرده و راهى امریکا مى شوند. در امریکا آنها در یک خانه مشغول کار مى شوند. اعضاى خانواده به نوعى آدمهایى عجیب و غریب هستند و چنین به نظر مى رسد که خانم خانه نیمه دیوانه است. فلور (مادر مکزیکی) که با یک دنیا امید راهى لس آنجلس شده ، نمى داند که با زن و شوهر امریکایى که برایشان کار مى کند (آدام سندلر و تى لیونى در نقش آقا و خانم کلاسکی) چگونه باید رفتار کند. در عین حال او نگران آینده دخترش کریستیناست.وى مى ترسد که جنبه هاى منفى زندگى امریکایى ، تاثیر بدى روى دخترش بگذارد. بزودى فلور متوجه مى شود شرایط سخت و دشوارى را پیش روى دارد.

نقد فیلم

این روزها بهترین زمان براى نمایش عمومى فیلمهاى غیرمتعارف و سنگین است. فصل تعطیلات کریسمس هم زمان نمایش فیلمهاى پرسروصدا است و هم زمان نمایش فیلمهاى اسکاری.فصل ، فصل اهداى جوایز به فیلمهاى برتر است. نامزدهاى گلدن گلوب (کره طلایی) اعلام شده اند و بزودى اسامى نامزدهاى اسکار هم اعلام مى شود. در بین اسامى هنرمندانى که مى توانند نامزد دریافت جایزه شوند، چه نامى بهتر و مقبول تر از جیمز ال بروکس ؟ او کمدى درام هایى را کارگردانى مى کند که کمتر منتقدى مى تواند خودش را از تاثیرات آن در امان نگه دارد و در این رابطه اصلا اهمیتى ندارد که او چقدر کلیشه در کارش به کار مى برد. البته در رقابت هاى امسال فیلمى مثل «ارباب حلقه ها» حضور ندارد، اما همیشه فیلمهایى مثل «اسپانگلیش» بوده اند که بازار رقابت هاى اسکارى را داغ کرده اند. فیلم پیگیر حوادث و ماجراهاى زندگى یک مادر مهاجر مکزیکى در لس آنجلس است و تلاشهاى وى براى تطبیق با زندگى جدید را به تصویر مى کشد. تصمیم گیرى براى مهاجرت براى مادر و دختر سخت بوده است. بویژه آن که این دو به شکلى غیرقانونى به امریکا مهاجرت کرده اند. آنها بعد از ورود به کشور، با اتوبوس یک مسیر طولانى را از تگزاس تا کالیفرنیاى جنوبى طى مى کنند. جان کلاسکى (مردى که مهاجران مکزیکى در خانه او مشغول کار مى شوند) یک ستاره در حال رشد است. او رستورانى دارد که مشتریان زیادى را به خود جلب کرده و باعث شده تا مجله تایم هم درباره اش گزارشى بنویسد. با این حال جان از موفقیت مى ترسد و اعتقاد دارد که موفقیت زیاد او را به شکست نزدیک مى کند. در عین حال درگیرى هاى کارى او را از رسیدگى به امور خانوادگى دور مى کند. همسر او دبرا قبل از این شاغل بوده است و حالا احساس مى کند در دام کارهاى خانه گرفتار شده است.آنها براى تربیت و بزرگ کردن بچه هایشان با هم درگیرى دارند و در این رابطه نقش آدم خوب آدم بد را به طور متناوب بازى مى کنند. البته اغلب اوقات آنها بیشتر آدم دومى هستند تا اولی! فلور در رابطه با فرهنگ ، سنتها، آداب و رسوم و زبان با خانواده کلاسکى و زندگى تازه اش ، برخورد پیدا مى کند. تغییر نوع زندگى درسهاى تازه اى در رابطه با ازدواج ، پدر و مادر بودن ، عشق ، دوستى و خانواده به او مى دهد. با این حال حضور او روى خانواده کلاسکى تاثیر مى گذارد و درسهاى تازه اى به آنها مى آموزد.فیلم تلاش مى کند بدون جانبدارى از طرف خاصى ، واقعیت هاى موجود زندگى دو خانواده را به تصویر بکشد و نتیجه گیرى را به خود تماشاچى واگذار کند.برقرارى رابطه بین دو فرهنگ کاملا متفاوت ، البته کار بسیار سختى است. اما در دنیاى امروز که همه چیز به یکدیگر نزدیکتر شده است ، باید یاد گرفت که به احساسات دیگران احترام گذاشت و فرهنگ و سنن دیگران را هم محترم شمرد.جنگ فرهنگى بین آدمهاى متفاوت هیچ نتیجه اى به بار نخواهد آورد و کسى در این رابطه سودى نخواهد برد. جیمز ال بروکس در این فیلم هم دنباله کمدى رمانتیک هاى موفق قبلى خود «دوران مهرورزی» و «بهترین شکل ممکن» (که بزودى لقب آثار کلاسیک را مى گیرند) را گرفته است. جیمز براد دینلى منتقد سرشناس در نقد خود بر فیلم از جمله مى نویسد: «این فیلم یک اثر تیپیکال جیمز ال بروکس است. فیلم در خلق شخصیت هاى واقعى و نمایش روابط انسانى بین شخصیت ها موفق است ؛ اما در برخى جزییات ضعف دارد و از همین رو نمى توان به آن لقب یک کار بزرگ را داد. همین احساس و دید را نسبت به دو کار قبلى بروکس (اخبار شبکه و بهترین شکل ممکن ) هم دارم. با این وجود، با وجود تمام مشکلاتى که فیلم دارد، وجود برخى صحنه هاى آن باعث مى شود تا تماشاچى آن را یک کار خوب ارزیابى کند. تماشاى اسپانگلیش تجربه خشنودکننده اى است. رمز موفقیت فیلم در شخصیت پردازى آن است و این بخش از فیلم ، قدرتمندترین قسمت آن است. وقتى این را مى گویم ، منظورم این است که نقطه مرکزى و خط اصلى قصه ، آن قدرت و توانایى مورد نظر را ندارد. در حقیقت ، با تماشاى فیلم متوجه مى شویم فیلم یک خط قصه مداوم ندارد و بیشتر قطعاتى مجزاست که در کنار هم قرار گرفته اند. فیلم کمى حال و هواى کمدى دارد، که این مساله بیشتر به واسطه حضور سندلر در نقش اصلى است».
<><><><><><><><><><><><><><><><>



جست و جو در سایت رها ماهرو : ساختار سه پرده ای جویندگان . فیلمسفربهیادماندنی . فیلم نو زمستانی سینمایی حسن هدایت . اطلاعات و مشخصات موسیقی در فیلم بهرام رادان چهار انگشتی . دانلود فیلم سینمایی خبر خاصی نیست . سعید روستایی . نقد فیلم خانه به دوش رضا عطاران . نقد و بررسی فیلم ابد و یک روز در برنامه هفت . سینما هویزه . نقدهای فیلم بادیگارد


نقد فیلم دور دنیا در هشتاد روز ساخته مایکل اندرسون

دور دنیا در هشتاد روز
آمریکا 1956
Around the World in 80 Days

Dir: Michael Anderson

دور دنیا در هشتاد روز
یک رمان از ژول ورن
دور دنیا در هشتاد روز نام رمانی است، نوشته ژول ورن، نویسنده نامدار فرانسوی، که موضوعی تخیلی دارد. این رمان نخستین بار در سال ۱۸۷۲ منتشر شد. دور دنیا در هشتاد روز. رمان پرحادثه از ژول ورن، نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال ۱۸۷۳.
تاریخ اولین انتشار: ۳۰ ژانویهٔ ۱۸۷۳ م.
نویسنده: ژول ورن
زبان اصلی: زبان فرانسوی
کتاب بعدی از این سری: جزیره اسرارآمیز
ژانر: ادبیات داستانی، داستانی ماجراجویی، ادبیات کودک و نوجوان
‌اقتباس‌ها: دور دنیا در ۸۰ روز (۲۰۰۴ م.)، دور دنیا در هشتاد روز (۱۹۵۶ م.)، دور دنیا در هشتاد روز (۱۹۸۸ م.)
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
دور دنیا در هشتاد روز
فیلم محصول سال 1956
دور دنیا در هشتاد روز فیلمی کمدی، ماجرایی و تکنی کالر ۱۸۳ دقیقه‌ای به کارگردانی مایکل اندرسون و با بازی کانتینفلاس، دیوید نیون و شرلی مک‌لین محصول سال ۱۹۵۶ کشورهای ایالات متحده و فرانسه است.
تاریخ اکران: ۱۷ اکتبر ۱۹۵۶ م. (نیویورک)
کارگردان: مایکل اندرسون
داستان: ژول ورن
آهنگ‌ساز: ویکتور یانگ
فیلم‌بردار: لیونل لیندون
بازیگران
کنتینفلس (پاسپارتو)
دیوید نیون (فیلیوس فاگ)
شرلی مک‌لین



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم دور دنیا در 80 روز به کارگردانی مایکل آندرسون برای ما بنویسید و بفرستید.




دور دنیا در هشتاد روز (فیلم ۱۹۵۶)
Around the World in 80 Days (1956 فیلم)
کارگردان     مایکل اندرسون
تهیه‌کننده     مایک تاد
نویسنده     جیمز پو
جان فارو
اس. جی. پرلمن
دور دنیا در هشتاد روزژول ورن
بازیگران     کانتینفلاس
دیوید نیون
رابرت نیوتن
شرلی مک‌لین
موسیقی     ویکتور یانگ
فیلم‌برداری     لیونل لیندون
تدوین     Gene Ruggiero
Howard Epstein
توزیع‌کننده     یونایتد آرتیستز
برادران وارنر
تاریخ‌های انتشار
   

    ۱۷ اکتبر ۱۹۵۶

مدت زمان
    ۱۸۳ دقیقه
کشور     ایالات متحده، فرانسه
زبان     انگلیسی
هزینهٔ فیلم     ۶ میلیون دلار
فروش گیشه     ۴۲ میلیون دلار

دور دنیا در هشتاد روز (به انگلیسی: Around the World in 80 Days) فیلمی کمدی، ماجرایی و تکنی کالر ۱۸۳ دقیقه‌ای به کارگردانی مایکل اندرسون و با بازی کانتینفلاس، دیوید نیون و شرلی مک‌لین محصول سال ۱۹۵۶ کشورهای ایالات متحده و فرانسه است.


خلاصه داستان

لندن، سال ۱۸۷۲. جنتلمنی انگلیسی به نام «فیلئاس فاگ» (دیوید نیون) با دوستانش شرط می‌بندد که می‌تواند با کشتی‌های بخار جدید و راه آهن ظرف هشتاد روز دور دنیا را بگردد. او کنار مستخدمش (کانتینفلاس)، طی سفر پر ماجرایش با شاهزاده خانمی هندی (شرلی مک‌لین) آشنا می‌شود و همراه او سفر را به پایان می‌رساند و شرط را می‌برد.
درباره فیلم

فیلمی اقتباسی از شاهکار ژول ورن، دور دنیا در هشتاد روز است.

لوکیش‌های این فیلم در کشورهای اسپانیا، ژاپن، ایالات متحده، فرانسه، تایلند، هنگ کنگ، انگلستان اعم از استودیوها یا سایر فضاها فیلمبرداری شده است. و همچنین بخشی از فیلمبرداری این فیلم در خلیج فارس صورت گرفته است[۱]
بازیگران
Mike Todd Frank Sinatra Around the World in 80 Days 1956.JPG

    دیوید نیون در نقش Phileas Fogg
    شرلی مک‌لین در نقش Princess Aouda
    کانتینفلاس در نقش Passepartout
    رابرت نیوتن در نقش Inspector Fix
    باستر کیتون
    شارل بوآیه
    جان گیلگد
    جان میلز
    فرناندل
    مارلنه دیتریش
    فرانک سیناترا
    جان کارادین
    رد اسکلتون
    جورج رافت

جوایز

    برنده جایزه اسکار بهترین فیلم - مایکل تاد
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری، رنگی - لایونیل لیندن
    برنده جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم - جین روگیرو
    برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم - ویکتور یانگ
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی - جیمز پو، جان فارو، اس. جی. پرلمن
    نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی صحنه، رنگی - کن آدام راس دائود و جیمز دابلیو. سالیوان
    نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی لباس، رنگی - مایلز وایت
    نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی - مایکل اندرسون
    برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی - کانتینفلاس
    برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام - مایکل تاد
    نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی - مایکل اندرسون

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/5/5e/Around_the_World_in_80_Days_%281956_film%29_poster.jpg/220px-Around_the_World_in_80_Days_%281956_film%29_poster.jpg
دور دنیا در هشتاد روز

سه شنبه 7 مرداد  ساعت 00:00 بامداد

نام لاتین : Around the World in Eighty Days

محصول آمریکا–سال 1956

کارگردان : مایکل اندرسون

بازیگران : دیوید نیون- فینلای کوری

خلاصه داستان : لندن، اواخر قرن نوزدهم. مخترعی نابغه به نام «فیلئاس فاگ» شرط می بندد که می تواند دنیا را در هشتاد روز دور بزند. در این سفر جوانی چینی به نام «لو شینگ»  نیز که به خدمت «فاگ» درآمده، او را هم راهی می کند
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
فیلم دور دنیا در هشتاد روز ۱۹۵۶ (دوبله فارسی)

دور دنیا در هشتاد روز فیلمی کمدی، ماجرایی و تکنی کالر ۱۸۳ دقیقه‌ای به کارگردانی مایکل اندرسون محصول سال ۱۹۵۶ کشورهای ایالات متحده و فرانسه است. فیلمی اقتباسی از شاهکار ژول ورن، دور دنیا در هشتاد روز است. لوکیش‌های این فیلم در کشورهای اسپانیا، ژاپن، ایالات متحده، فرانسه، تایلند، هنگ کنگ، انگلستان اعم از استودیوها یا سایر فضاها فیلمبرداری شده است. و همچنین بخشی از فیلمبرداری این فیلم در خلیج فارس صورت گرفته است.

خلاصه داستان: لندن، سال ۱۸۷۲. جنتلمنی انگلیسی به نام «فیلئاس فاگ» (دیوید نیون) با دوستانش شرط می‌بندد که می‌تواند با کشتی‌های بخار جدید و راه آهن ظرف هشتاد روز دور دنیا را بگردد. او کنار مستخدمش (کانتینفلاس)، طی سفر پر ماجرایش با شاهزاده خانمی هندی (شرلی مک‌لین) آشنا می‌شود و همراه او …

بازیگران: کانتینفلاس, دیوید نیون, رابرت نیوتن, شرلی مک‌لین
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 نقد فیلم
دور دنیا در ۴۰ روز!

دور دنیا در ۴۰ روز!● درباره کارگردان:
«مایکل اندرسون» فیلمساز پرکار سینمای هالیوود در طول ۵ دهه در ژانرهای مختلف ذوق آزمایی کرده و ساخته هایش اغلب از لحاظ تجاری مورد توجه قرار گرفته اند. وی متولد ۱۹۲۰ در لندن است. پدرش «لارنس اندرسون» در آن دهه بازیگری نسبتاً مشهور محسوب می شود. وی کار سینما را با دستیاری کارگردان و ایفای نقشهای کوچک در سال ۱۹۳۸ آغاز کرد.
بعد از چندی دستیار کارگردان فیلمسازان مشهور و بنامی چون «آنتونه اسکوئیت»، «نوئل کووارد»، «دیوید لین» و «کارول رید» شد که همه آنها جزو برجسته ترین فیلمسازان انگلیسی بودند که بعداً به سینمای آمریکا پیوستند. در جنگ جهانی دوم به خدمت ارتش پیوست. در سال ۱۹۴۹ با فیلمی به نام «سرباز آنجلو» کار فیلمسازی اش را در انگلستان آغاز کرد.
با نگاهی گذرا به کارنامه اندرسون فیلمهای مهمی را در ژانرهای متفاوت می یابیم؛ فیلمهایی چون: «دور دنیا در هشتاد روز»، ۱۹۵۶ (علمی تخیلی) «با شیطان دست بده» ۱۹۵۹ (حادثه ای)، «همه آدمخواران خوب جوان»، ۱۹۶۰ (ملودرام)، «تیغه برهنه»، ۱۹۶۱ (تریلر)، «عملیات تراسبو»، ۱۹۶۴ (جنگی)، «یادداشت های کوئیلر»، ۱۹۶۶ (تریلر سیاسی) «کفش های ماهیگیر»، ۱۹۶۸ (تاریخی)، «اورکا نهنگ خشمگین»، ۱۹۷۷ (فاجعه) که همه این فیلم ها از ساختار روایی قابل قبولی برخوردارند و سرگرم کننده اند.
وی از کارگردانان درجه B سینمای آمریکاست که هیچ وقت با ساخته هایش نتوانست در حد بزرگان این رشته (فوزد- هاوکس- هیچکاک و...) باشد، ولی وی شناخت و تسلط خوبی نسبت به عوامل فنی و ساختاری سینما داشت و بیشتر فیلمهایش حداقل برای بیننده، خسته کننده نیست. پسرش «مایکل اندرسون جونیو» نیز از هنرپیشه های سینما و تلویزیون آمریکاست.
● درباره فیلم:
«دور دنیا در هشتاد روز» اولین و مهم ترین ساخته اندرسون محسوب می شود که با انبوهی از بازیگران مشهور، جوایز اسکار را دشت کرده و شهرت زیادی برای وی در ابتدای کارش به وجود آورد و نام وی را بر سر زبانها انداخت. داستان فیلم از رمان معروف «ژول ورن» وام گرفته شده است.داستان «دور دنیا در هشتاد روز» محل مناسبی برای ساختن یک فیلم پرحادثه و پرفراز و نشیب است و «اندرسون» بخوبی از این دستمایه استفاده کرده و یک فیلم پر کشش با ضرباهنگ بالا ساخته است.
یک نجیب زاده دوران ویکتوریا شرط می بندد که با پیش خدمت خود دور دنیا را در هشتاد روز طی کند. اندرسون بخوبی موفق شده بین روایت داستان و ریتم حوادث تعادل مناسبی ایجاد کند. همزمان که فیلم کمی ریتم یکنواخت پیدا می کند فیلمساز با ایجاد چند گره تعلیق زا و یا صحنه های پرزد و خورد، جانی دوباره به ساختمان فیلم می بخشد.
مثل سکانسهای نجات شاهزاده هنری و یا حمله سرخپوستها به قطار و این باعث می شود مدت زمان بالای فیلم (۱۷۸ دقیقه) باعث خستگی مخاطب نشود این فیلم جزو ۵۰ فیلم پرفروش تاریخ سینماست که البته استفاده درست از عامل تعلیق در فیلم از تخصصهای اندرسون می باشد.
بخشی از سرزنده و پویا بودن ریتم فیلم به مونتاژ هنرمندانه آن برمی گردد که در صحنه های اکشن با تدوین منقطع، ضرباهنگ سریعی به فیلم داده است. همچنین استفاده هوشمندانه از مونتاژ موازی هم در فیلم قابل اشاره است و در زمانهایی که «آقای فاگ» به همراه گروهش مناطق مختلف دنیا را پشت سر می گذارند در لندن همزمان اخبار فعالیتهای آنها به اطلاع می رسد. یکی دیگر از نقاط قوت فیلم بهره عالی از رنگ و طراحی لباس و صحنه می باشد.
فیلم از لوکیشنهای مختلفی برخوردار است که فیلمساز با استفاده عالی از عوامل ذکر شده فضاسازی مناسب و باورپذیری از این مناطق ارائه داده ضمن اینکه استفاده از رنگهای شاد و گرم در بیشتر صحنه ها، چشم انداز تماشایی و فانتزی گونه به فیلم بخشیده و از لحاظ بصری با اثر ممتاز و چشم نوازی روبرو هستیم.
فیلم با خیل عظیمی از بازیگران مشهور (۴۲ ستاره سینما در نقشهای بلند و کوتاه) به رکورد جدیدی در سینما می رسد و شاید پر بازیگرترین فیلم تاریخ سینما باشد. بازیگران بزرگی که بسیاری از آنها به صورت افتخاری نقشهای کوچکی را ایفا کرده اند. اما دو بازیگر اصلی فیلم «دیوید نیون» و «کانتینفلاس» هر دو بازی خوبی از خود به نمایش گذاشتند. «دیوید نیون» در نقش اصلی «آقای فاگ» که یک نجیب زاده انگلیسی بسیار خشک و دقیق و مقرراتی با آن چهره دیپلمات منش و رفتار آقامنشانه اش انتخاب مناسبی است و همچنین «کانتینفلاس» هم در نقش خدمتکار شوخ وی «پاسپارتو» با آن بدن منعطف و قابلیتهای کمیکش در میمیک چهره حضور جذابی دارد و بار طنز فیلم را افزایش داده است که البته این طنز خاص انگلیسی مآبانه در کل فیلم حکمفرماست.
با اینکه ما با یک اثر «علمی- تخیلی» روبرو هستیم، اما گهگاهی فیلمساز از میزانسهای حساب شده ژانر وسترن هم استفاده می کند که این ویژگی مخصوص در سکانس حمله سرخپوستها به قطار دیده می شود.
همچنین استفاده از کمدین بزرگ سینما «باترکیتن» به عنوان متصدی قطار، یک ادای دین کوچک به این نابغه سینما می باشد (بیاد بیاورید فیلم صامت ژنرال را). در نهایت فیلم در رشته های بهترین فیلم سال، فیلمنامه، فیلمبردار (لیونل الیندون) و موسیقی (ویکتوریانک) برنده جایزه اسکار می شود، ولی «مایکل اندرسون» فقط کاندیدای دریافت این جایزه می شود. «دور دنیا در هشتاد روز» یک فیلم شیک پرزرق و برق، خوش ساخت و خوش رنگ و لعاب هالیوودی است که فاقد مضامین عمیق است، ولی می تواند برای مدتی شما را سرگرم سازد و اگر هدف اولیه سینما را تفنن بدانیم شاید این فیلم یک نمونه بسیار مناسب باشد.
● اندر حکایت پخش تلویزیونی:
فیلم در قالب برنامه ۱۰۰ فیلم از شبکه سوم پخش شد، یعنی تنها برنامه ای که در سیاستهای آن پخش فیلمهای قدیمی کلاسیک به چشم می خورد. البته دقت کنید که از زمان اصلی فیلم یعنی (۱۷۸ دقیقه) فقط ۹۰ دقیقه آن پخش می شود که حذف نیمی از فیلم در حقیقت خیلی از ظرافتهای ساختاری آن را بر باد می دهد.
البته باز هم جای شکرش باقی است که حداقل دوبله قدیمی فیلم را تغییر نداده اند، چون اگر قرار بود فیلم با دوبله جدیدی پخش شود که خوشبختانه فیلم مجدداً در سالهای اخیر دوبله نشده آن نصف دیگر اعتبارش را هم از دست می داد.در این نسخه جدید پخش شده «آقای فاگ» دور دنیا را بجای هشتاد روز در ۴۰ روز طی می کند!
علی باقرلی
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


جستجو در سایت رها ماهرو : فیلم بیداری . نقش همسر اول مهدی هاشمی در دردسرهای عظیم . در حاشیه 2 نقد . فیلم پذیرایی ساده . فیلم خبر خاصی نیست . انتقاد از سریال در حاشیه 2 . مجموعه در حاشیه 2 انتقاد . فیلم شیطان صفتان کلوزو . فیلم آدمکش . نقد سریال در حاشیه2 . اپارات سریال در حاشیه 2سخنرانی تیمور بینابینی راجعبه مرگ کیومرث . موزه پر ماجرا

فیلم کاراگاه خصوصی ساخته دی مین پارک

کاراگاه خصوصی
2009 کره جنوبی
Private Eye

Dir:Dae-min Park



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم کره ای کارآگاه خصوصی به کارگردانی دی مین پارک برای ما بنویسید و بفرستید.



http://ahlekhabar.com/wp-content/uploads/2015/08/Private-Eye-2009.jpg

نام فارسی:کاراگاه خصوصی

نام انگلیسی:Private Eye

محصول سال ۲۰۰۹ کره جنوبی

هنرمندان حاضر در این فیلم سینمایی: Jeong-min Hwang, Deok-Hwan Ryu, Ji-won Uhm

به کارگردانی:Dae-min Park

نویسنده داستان:Dae-min Park

موضوع:جنایی و هیجان انگیز

مدت زمان نمایش:۱ ساعت و ۴۸ دقیقه

توضیحاتی کوتاه و مختصر در مورد داستان فیلم:داستان این فیلم در کره ، قرن ۲۰ام شروع میگردد که کاراگاهی درگیر پرونده قتل دو جوان میگردد که به رازهایی پی میبرد و …
http://www.kingpedia.net/wp-content/uploads/2015/12/Private-Eye-2009-farsi-720p.jpg
کارگردان :  Dae  Min Park

مدت: 104 دقیقه

محصول : سینمای کره جنوبی

ژانر : جنایی، معمایی و هیجانی

سال تولید : 2009

عنوان خارجی : Private Eye

خلاصه : داستان فیلم مربوط به اوایل قرن بیستم میلادی در کشور کره است. دانشجوی جوان رشته پزشکی زمانیکه جسد سو هیون پسر وزیر داخله را در جنگل پیدا می کند مجبور می شود برای تبرئه خود از اتهام قتل، کارآگاه خصوصی ، هونگ جین هو را به استخدام خود در آورد. او زمان زیادی برای اثبات بی گناهی خود ندارد چراکه همه شواهد جمع آوری شده بر علیه اوست و پلیس هر آن ممکن است او را بازداشت کند. اتفاقی که سبب خشنودی عامل یا عاملان جنایت نیز می شود.
سال تولید: 2009
عوامل تولید

بازیگران : ژئون مین هووانگ، دئوک هووان ریو و ژی وون یوم

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نام فیلم : Private Eye 2009

نام فارسی فیلم : کاراگاه خصوصی

ژانر :جنایی ، هیجان انگیز ، اسرار آمیز

سال انتشار : ۲۰۰۹


خلاصه داستان :

داستان این فیلم در کره ، قرن ۲۰ام شروع میگردد که کاراگاهی درگیر پرونده قتل دو جوان میگردد که به رازهایی پی میبرد و …

عوامل دوبله : منوچهر زنده دل (هونگ جین هو) ، بیژن علی محمدی (جان گوانگ سو) ، شروین قطعه ای(نقشه های فرعی گوناگون) و …
http://rozup.ir/up/downloadpop/Pictures/private_eye.jpg
فیلم کره ای کاراگاه خصوصی(Private Eye)

محصول 2009 کره ی جنوبی

کارگردانae-min Park

زمان پخش: شنبه 94/1/8 ساعت 23 از شبکه نمایش

تکرار یکشنبه 94/1/09 ساعت 7 صبح و 15
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


جست و جو در تمام پست های رها ماهرو : بازیگر زن روشنایی می آید . فیلم لوسی . اکیکو کاتایاما . اکیکو کاتایاما در فیلم خوشبختی برای ما . جک کانگرو و استلا . دانلود ماشین مخوف . www.عکس شرلوک . فیلم مرد خنواده دانلود . فیلم مرد خانواده . دانلود فیلم مرد خانواده . ریچل بیلسون

فیلم دونالئون ساخته سیگی روتموند

دونالئون
2000 آلمان
Donna Leon

Dir:Sigi Rothemund



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم دونالئون به کارگردانی سیگی روتموند برای ما بنویسید و بفرستید.



Donna Leon (سریال تلویزیونی)

Country of origin     آلمان
No. of episodes     19
Production
Running time     86-90 دقیقه
انتشار
انتشار اصلی    2000 – 2015

Donna Leon (aka Commissario Brunetti) is a German television series based on a series of crime novels set in Venice by Donna Leon. It has been produced since 2000 by the ARD in Germany. This TV series is also shown in Spain and in Finland by Yle. Music: André Rieu.

بازیگران
    Commissario Guido Brunetti: Joachim Król (episode 1–4), Uwe Kockisch (since episode 5)
    Paola Brunetti (Brunetti's wife): Barbara Auer (episode 1–4), Julia Jäger (since episode 5)
    Vice-Questore Patta: Michael Degen
    Sergente (Lorenzo) Vianello: Karl Fischer
    Signorina Elettra (Zorzi): Annett Renneberg
    Raffaele („Raffi“) Brunetti: Patrick Diemling
    Chiara Brunetti: Laura-Charlotte Syniawa
    Sergente Alvise: Dietmar Mössmer
    Dottore Aurino: Ueli Jäggi

Episodes

No. Title First broadcast Novel

    1. Vendetta 12 October 2000 #4 Case · 1995
    2. The Anonymous Venetian 16 October 2000 #3 Case · 1994
    3. Fatal Remedies 10 October 2002 #8 Case 1999
    4. A Noble Radiance 17 October 2002 #7 Case · 1998
    5. Death at La Fenice 23 October 2003 #1 Case · 1992
    6. Friends in High Places 31 October 2003 #9 Case · 2000
    7. The Death of Faith – aka Quietly in Their Sleep 28 October 2004 #6 Case · 1997
    8. Acqua alta – aka Death in High Water 11 Nov. 2004 #5 Case · 1996
    9. Doctored Evidence 13 October 2005 #13 Case · 2004
    10. Uniform Justice 10 Nov. 2005 #12 Case · 2003
    11. Death in a Strange Country 19 October 2006 #2 Case · 1993
    12. A Sea of Troubles 2 Nov. 2006 #10 Case · 2001
    13. Wilful Behaviour 15 May 2008 #11 Case · 2002
    14. Blood from a Stone 22 May 2008 #14 Case · 2005
    15. Through a Glass, Darkly 22 October 2009 #15 Case · 2006
    16. Suffer the Little Children 7 October 2010 #16 Case · 2007
    17. The Girl of His Dreams 28 Apr. 2011 #17 Case · 2008
    18. About Face 14 Apr. 2012 #18 Case · 2009
    19. A Question of Belief 11 May 2013 #19 Case · 2010
    20. Rich Inheritance

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
داستان سریال


In each story, Venetian detective commissioner Guido Brunetti investigates and solves one or more crimes, usually including murder, in the doges' city, with some help from uniformed sergeant Lorenzo Vianello. Meanwhile both Brunetti's family (head-strong son Raffi and daughter Chiara and wife Paola) and superiors, especially the jurisdiction's "vice-questore" Patta, more an ambitious politician then a law officer, often cause distraction or worse.




جستجو در تمام پست های سایت رها ماهرو : عکس بازیگران بازگشت هفت دلاور . دختری که در فیلم جک کانگرو بود . عکس بازیگرزن درفیلم جک کانگورو . نقد خبر خاصی نیست . نقدوبررسی دکوپاژفیلم یک تکه نان . خبر خاصی نیست . نقد فیلم بیداری . نقد فیلم خبر خاصی نیست . بازیگران مترو . دانلود اهنگ پایانی دشت تمشک

فیلم مطرود ساخته کن ایشیکاوا

مطرود
ژاپن 1962
The Outcast

Dir: Kon Ichikawa



 رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم ژاپنی مطرود به کارگردانی کن ایشیکاوا برای ما بنویسید و بفرستید.



Hakai (1962)
1ساعت 59دقیقه | درام | 6 آوریل 1962 (ژاپن)
https://japanesefilmfestival.net/wp-content/uploads/2015/09/OUTCAST-1.jpg
کارگردان
Kon Ichikawa    

نویسندگان
Tôson Shimazaki     ...     (داستان)
Natto Wada    

بازیگران :

ریزو ایشیکاوا در نقش یوشیماتسو سگاوا

رنتارو میکونی در نقش رنتارو اینوکو



Raizô Ichikawa     Raizô Ichikawa     ...    
Ushimatsu Segawa
Rentarô Mikuni     Rentarô Mikuni     ...    
Rentaro Inoko


https://japanesefilmfestival.net/wp-content/uploads/2015/09/OUTCAST-2-900x500.jpg

بقیه بازیگران ذکر شده بر اساس حروف الفبا:


Shiho Fujimura     Shiho Fujimura     ...    
Oshiho
Eiji Funakoshi     Eiji Funakoshi     ...    
Keinoshin Kazama
Jun Hamamura     Jun Hamamura     ...    
Ushimatsu's father
Yoshi Katô     Yoshi Katô     ...    
Ushimatsu's uncle
Kyôko Kishida     Kyôko Kishida     ...    
Inoko's wife
Seiji Miyaguchi     Seiji Miyaguchi     ...    
School master
Hiroyuki Nagato     Hiroyuki Nagato     ...    
Ginnosuke Tsuchiya
Ganjirô Nakamura     Ganjirô Nakamura     ...    
Buddha priest
Haruko Sugimura     Haruko Sugimura     ...    
School master's wife
Kumeko Urabe     Kumeko Urabe     ...    
Owner of the hotel
https://japanesefilmfestival.net/wp-content/uploads/2015/09/OUTCAST-3.jpg

تولید شده توسط :
Hiroaki Fujii     ...     planner
Masaichi Nagata     ...     producer

آهنگساز :
Yasushi Akutagawa    

فیلمبردار :
Kazuo Miyagawa    
http://i.ebayimg.com/images/g/BZ4AAOSwhcJWOOi3/s-l300.jpg
کارگردان هنری
Yoshinobu Nishioka    
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""



لیست تمام سریال ها در وبلاگ رها ماهرو : بازیگران فیلم مترو ساخت روسیه . فیلم جک کانگورو . کانال چایی شیرین تلگرام . کانال چای شیرین تلگرام . فیلم بیدا ری . سریال باران عشق ویکی پدیا . عصویت در تلگرام سخنان بزرگان . سکانس اخر خبر خاصی نیست . فیلم روشنایی می آید . دختری که در فیلم جک کانگورو بود . عکس های بازیگر زن فیلم سینمایی جک کانگورو