Dir:Jeong-won Shin
Chaw (film)
کارگردان : Shin Jung-won
تهیه کننده : Park Kyung-duk
نویسندگان : Kim Yung-chul
Shin Jung-won
ستارگان : Uhm Tae-woong
Jung Yu-mi
Jang Hang-sun
Yoon Je-moon
Park Hyuk-kwon
آهنگساز Kim Jun-seong
فیلمبرداری Kim Yung-chul
تدوینگر Choi Jae-geun
تولید شرکت
Soo Jack Films
Distributed by Lotte Entertainment
Finecut
تاریخ انتشار July 16, 2009
زمان فیلم 122 minutes
کشور South Korea
زبان Korean
بودجه US$7 million
گیشه US$10.8 million
Chaw (Hangul: 차우; RR: Chau; MR: Ch‘au) is a 2009 South Korean film about a mutant killer pig wreaking havoc on a small mountain town, and the ragtag team of five who set out to stop the beast. The feature subverts the monster genre into a witty, suspenseful black comedy mixed with horror, adventure, and a healthy dose of camp.
The title is pronounced "chow", which means "trap" in Chungcheong dialect.
داستان فیلم
The quiet town of Sammaeri near Mount Jiri has been crime-free for a decade until now. Bodies of villagers begin turning up, making the village leaders nervous just ahead of an organic food fair expected be a financial windfall. Chun Il-man (Jang Hang-sun), whose granddaughter was one of the victims, is sure that a man-killing boar is behind the crimes. He joins forces with detective Shin (Park Hyuk-kwon) and Kim Kang-soo (Uhm Tae-woong), a reassigned cop from Seoul whose mother has gone missing in the woods. With Byun Soo-ryun (Jung Yu-mi), a biologist studying wild animals, and glory-seeking hunter Baek Man-bae (Yoon Je-moon) on the team to fight the giant killer beast, the five start up the mountain to face their enemy.
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم گراز به کارگردانی و نویسندگی جونگ وون شین برای ما بنویسید و بفرستید.
تولید
Director Shin Jung-won said his film adopted a typical Hollywood B movie monster narrative to tackle environmental issues, particularly the serious destruction inflicted on Korea's ecology. He said Korea had never had a film dealing with real-life killer creatures like Alligator and Anaconda and was "intrigued by the idea of a familiar animal attacking and killing humans and wanted to create something out of this unexpectedness. But most of all, I wanted something funny and unique."
After filming in Seoul, the production crew and the main actors flew to the United States to shoot special effects scenes. The shooting lasted for 40 days in San Francisco. Misunderstandings in interpreting the nuance of a scene or dialogue sometimes arose between the U.S. special effects team and Korean actors due to different cultural backgrounds, but Uhm said, "after the shooting was over, we formed a strong team spirit, as if we battled together in a war."
It took three years and ₩3 billion to design and realize via animatronics, stuntmen with costumes, and CG ― provided by the creative team Polygon Entertainment and Stareast Digital Lab led by Hans Uhlig and Erik Jensen ― a mutated, super-sized pig that develops a taste for human flesh.
After it was well received at the Berlin Film Festival's Film Market, Chaw was released in a total of 15 countries, including Germany, Switzerland, India, Singapore, Thailand, the United States, and Japan.
بازیگران :
اوم تی وونگ
افسر پلیس کیم کانگ سو
جونگ یو می
بیون سو ریون
جانگ هانگ سون
چون ایل مان
یون جی مون
بیک مان بی
پارک هیوک کیون
کاراگاه شین
دیگر بازیگران :
Uhm Tae-woong ... Police officer Kim Kang-soo
Jung Yu-mi ... Byun Soo-ryun
Jang Hang-sun ... Chun Il-man
Yoon Je-moon ... Baek Man-bae
Park Hyuk-kwon ... Detective Shin
Kim Gi-cheon ... Village chief
Lee Sang-hee ... Head of village police
Go Seo-hee ... Deok-gu's "mom"
Park Hye-jin ... Kim's mother
Heo Yeon-hwa ... Mi-young, Kim's wife
Jung Yoon-min ... Officer Park
Ha Sung-kwang ... Soo-ryun's researcher seonbae
Jo Moon-yi ... President Kwak
Park Chang-ik ... Deok-gu
Kong Ho-seok ... Old Man in mountain cabin
Ha Yoo-yi ... Choon-hwa, Il-man's granddaughter
Moon Jong-hun ... Police officer
Nam Sang-baek ... Resident 1
Jung Jae-sung ... Resident 2
Kwon Bum-taek ... Pathologist
Kwon Oh-jin ... Cemetery owner
Choi Won-young ... Prosecutor
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فیلم کره ای Chaw
نام فیلم: Chaw
ژانر: اکشن / ترسناک
سال انتشار: 2009
محصول: کره جنوبی
بازیگران
Tae-woong Eom, Yoon Jae-Moon, Yu-mi Jeong, Josiah D. Lee, Earl Wayne Ording
خلاصه داستان
Chaw is the name for a man-eating wild boar with a body length of 2m and approximate weight of 410kg. Sameri is a quiet village on the foot of Mt. Jiri in South Korea where no incidents have occurred in 10 years
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فیلم کره ای Chaw گراز از شبکه نمایش پخش خواهد شد
تاریخ پخش: جمعه 16 بهمن ماه 94 ساعت 23
محصول سال 2009 کره جنوبی
ژانر : ترسناک
حلاصه داستان: چاو نام یک گراز وحشی بزرگ ، با طول حدود 2m و وزن تقریبی 410 کیلوگرم است که گوشتخوار و انسان هم میخورد. جیری نام یک روستای آرام واقع در کوهپایه در کره جنوبی است که در آن هیچ حادثه ای در 10 سال گذشته رخ نداده است. و حالا پس از گذشت 10 سال با پیدا شدن این گراز اتفاقات وحشتناکی رخ میدهد ...
عکس بازیگران فیلم گراز
لیست بازیگران :
Park Chang-Ik - Meok-Goo
Ko Seo-Hee - Meok-Goo's mother
Heo Hyeon-Hwa - Mi-Young
Moon Jong-Hun - Police Officer
Jeong Yoon-Min - Police Officer
Kim Ki-Cheon - Lee Jang
Park Hye-Jin - mother
Kong Ho-Suk - old man in mountain cabin
Lee Sang-Hee - chief police at police sub-station
Nam Sang-Baek - resident 1
Jung Jae-Sung - resident 2
Kwon Bum-Taek - pathologist
Kwon Oh-Jin - cemetery owner
Choi Won-Young - Choi Sung-Wook
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نقد و بررسی جدیدترین فیلم های روز دنیا در وبلاگ رها ماهرو : بازیگران فیلم سینمایی خانواده اشپز . جدیدترین فیلمهای اسکارلت جانسون درباره ظرفیت مغزانسان . حذفیات فیلم وقتی تو خواب بودی1995 . فیلم درست به هدف . دانلود فیلم سینمایی خانواده آشپز . بازیگران فیلم خانواده اشپز . فیلم خانواده آشپز . پسر بچه فیلم والنتین . کانال چای شیرین در تلگرام
Dir:David Dobkin
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم مبارزان شانگهای یا ظهر شانگهای 2 به کارگردانی دیوید دابکین برای ما بنویسید و بفرستید.
شوالیههای شانگهای
فیلم محصول سال 2003
شوالیههای شانگهای فیلمی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی دیوید دبوکین است.این فیلم دنباله فیلم ظهر شانگهای است .
تاریخ اکران: ۳ فوریهٔ ۲۰۰۳ م. (آمریکا)
کارگردان: دیوید دابکین
آهنگساز: رندی ادلمن
بودجه: ۵۰ میلیون دلار آمریکا
فیلم قبلی: ظهر شانگهای
بازیگران
جکی چان (چون وانگ)
اوون ویلسون
فان وانگ
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کارگردان : دیوید دبوکین | محصول : آمریکا-هنگ کنگ | سال ساخت : 2003
مدت زمان : 84 دقیقه | حجم : 302 مگابایت | موضوع : اکشن-ماجراجویی-کمدی
خلاصه داستان :
داستان فیلم مبارزان شانگهای درباره عده ای تبهکار است که درصدد سرقت مهر مخصوص امپراطوری چین هستند. آنها با کشتن نگهبان مهر موفق به سرقت شده و مهر را به انگلستان منتقل می کنند ...
بازیگران :
جکی چان ، اوون ویلسون ، فان وونگ ، دانی ین ، آرون تایلر
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شوالیههای شانگهای
Shanghai knights
کارگردان دیوید دبوکین
تهیهکننده جکی چان
نویسنده آلفرد گوک
مایلز میلار
بازیگران جکی چان
اوون ویلسون
دونی ین
فان وانگ
آیدان گیلن
موسیقی رندی ادلمن
شرکت
تولید
تاچاستون پیکچرز
اسپای گلاس اینترتیمنت
تاریخهای انتشار
۷ فوریه ۲۰۰۳
مدت زمان
۱۱۴ دقیقه
کشور آمریکا
هنگ کنگ
زبان انگلیسی
کانتونی
هزینهٔ فیلم ۵۰ میلیون دلار
فروش گیشه ۸۸.۳ میلیون دلار
شوالیههای شانگهای (به انگلیسی: Shanghai Knights) فیلمی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی دیوید دبوکین است.این فیلم دنباله فیلم ظهر شانگهای است .در این فیلم جکی چان، اوون ویلسون، دونی ین، آیدان گیلن ، فان وانگ ، کیم چان ، جما جونز ، ری دون ، جما جونز ، باربارا ندلجوکووا ، آنا-لوئیس پلومن ، جورجینا چاپمن بازی کردند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام فیلم : شوالیه های شانگهای Shanghai Knights 2003
ژانر : کمدی ، رزمی ، هیجانی
سال ساخت : 2003
محصول کشور : آمریکا
کارگردان : دیوید دابکین
بازیگران : چکی چان ، اون ویلسن ، ارون جانسون ، ایدن گلین
خلاصه داستان :
داستان فیلم در ارتباط با عدهای تبهکار میباشد که درصدد سرقت مهر مخصوص امپراطوری چین هستند . آنها با کشتن نگهبان مهر، که پدر جکی چان است موفق به سرقت شده و مهر را به انگلستان منتقل میکنند . خواهر جکی چان که شاهد ماجرا ست از طریق نامهای جکی چان را در جریان موضوع قتل پدر و سرقت مهر قرار میدهد و …
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام فارسی:شوالیه های شانگهای
نام انگلیسی:Shanghai Knights 2003
محصول سال ۲۰۰۳ کشور چین و آمریکا
بازیگران حاضر در این فیلم سینمایی:Jackie Chan, Owen Wilson, Fann Wong
به کارگردانی:David Dobkin
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام فیلم : شوالیه های شانگهای
نام لاتین : Shanghai Knights
ژانر : کمدی ، ماجراجویی ، اکشن
امتیاز : ۶٫۲/۱۰
محصول وسال ساخت : آمریکا ۲۰۰۳
خلاصه داستان : “چون وانگ” عضو سابق گارد سلطنتی چین و کلانتر فعلی کارسن سیتی باخبر می شود که پدرش به دست راهزنان به قتل رسیده و قاتل ها به لندن گریخته اند. حالا “روی اوبانن” هم راه سارق قطار و هم کار سابقش به لندن می روند تا جنایتکاران را به دام بیندازند . خیلی زود این با خواهر “وانگ”یعنی “لین” ملاقات می کند که مهارتش در ورزش های رزمی دست کم از برادرش ندارد و . . .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام فارسی فیلم : شوالیه های شانگهای
ژانر: اکشن ، ماجراجویی ، کمدی
خلاصه داستان : «چون وانگ» (چان) عضو سابق گارد سلطنتی چین و کلانتر فعلی کارسن سیتی باخبر می شود که پدرش به دست راهزنان به قتل رسیده و قاتل ها به لندن گریخته اند. حالا ،«روی اوبانن» (ویلسن)،هم راه سارق قطار و هم کار سابقش به لندن می روند تا جنایتکاران را به دام بیندازند. خیلی زود این با خواهر «وانگ»، «لین» (وونگ) ملاقات می کند که مهارتش در ورزش های رزمی دست کم از برادرش ندارد …
حواشی فیلم : شوالیههای شانگهای (به انگلیسی: Shanghai Knights) فیلمی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی دیوید دبوکین است.این فیلم دنباله فیلم ظهر شانگهای است .در این فیلم جکی چان، اوون ویلسون، دونی ین، آیدان گیلن بازی کردند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مجید جوانمرد
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم شکار به کارگردانی و نویسندگی مجید جوانمرد برای ما بنویسید و بفرستید.
شکار (فیلم ۱۳۶۶)
کارگردان مجید جوانمرد
تهیهکننده عبدالرضا ساعتچی فرد
نویسنده مجید جوانمرد
بازیگران پرویز پرستویی
خسرو شکیبایی
عنایت بخشی
علی آقاجانیان
منیژه سلیمی
موسیقی بابک بیات
فیلمبرداری برگرونی بغوسیان
تدوین ساموئل خاچیکیان
تاریخهای انتشار
۱۳۶۶
مدت زمان
۱۰۷دقیقه
کشور ایران
زبان فارسی
شکار (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید جوانمرد ساختهٔ سال ۱۳۶۶ است. موسیقی این فیلم از ساختههای بابک بیات است.
خلاصه داستان
احمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و مجسمهای که قرار بوده روز بعد پرده برداری شود منهدم میشود. احمد به سرعت از محل میگریزد. مأموران امنیتی به او مظنون میشوند و پس از آزادی، در راه بازگشت با جوانی به نام مصطفی همراه میشود که به تازگی از زندان آزاد شده است. مأموران جاده را بستهاند. مصطفی که مشغول رانندگی است. کامیون را از میان آنها عبور میدهد. مأموران به تعقیب کامیون میپردازند. مصطفی کشته میشود و احمد بر اثر تجربهای که پشت سر گذاشته متحول میشود.
بازیگران
پرویز پرستویی
خسرو شکیبایی
عنایت بخشی
علی آقاجانیان
منیژه سلیمی
مهری ودادیان
نعمت اله گرجی
ایرج زینعلی
صفر کشکولی
بهمن پسندی
حسن روشن
غلامعلی درتاج
قاسم ملاجعفری
ولی اله خیری
علی پروین
نقی سیف جمالی
عباداله کریمی
محرم بسیم
محمد پورستار
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
گفتگو با مجید جوانمرد، کارگردان فیلم «شکار روباه»ژانر حادثه ای در سینمای ایران تحقیر شده است
نویسنده: رضا استادی
بیشتر شهرت و اعتبار مجید جوانمرد در سینمای ایران به ساخت فیلم های حادثه ای است. فیلم هایی همچون مار، شکار، دستمزد، تیغ آفتاب، قافله، عروسی خون و... که در سال های دور هرکدام با استقبال فراوان مخاطبان سینمای ایران مواجه شدند. این فیلمساز در سال های اخیر بیشتر به سمت تلویزیون متمایل شده، ولی فیلم آخر او که این روزها در حال نمایش است همچنان رنگ و بوی آثار گذشته او را دارد و در این زمان که اولویت سینمای ایران با فیلم های کمدی است، تماشای اثری حادثه ای خالی از لطف نیست؛ بخصوص آن که جوانمرد تلاش کرده استانداردهای این نوع فیلمسازی را در اثر خود لحاظ کند و فیلم قابل قبولی بسازد.
در نگاه اول، فیلم شما از نظر صحنه های اکشن کمی بیش از انتظار ما از یک فیلم پلیسی و حادثه ای است. در بیشتر فیلم های سینمای ایران معمولاکل انفجارها به یک یا حداکثر 2 مورد محدود می شود، اما فیلم با صحنه های افتتاحیه خود خیلی پرُ و پیمان ظاهر می شود. چه مسیری را طی کردید تا فیلم به این نقطه برسد؟
تمامی این موارد طبق خود داستان و فیلمنامه جلو می رود و ما عمدی نداشتیم که برای جذاب شدن لوکیشن یا قصه، کشور یا شهری خارجی را به عنوان بستر داستان انتخاب کنیم. مسلما این نوع قصه ها و فیلم ها و اساسا این نوع ژانر از سینما، لوکیشن های مختلفی می طلبد و به دلیل بین المللی بودن موضوع، داستان هم باید در لوکیشن ها و جغرافیا های مختلفی باشد.
در این جغرافیای گسترده شهر گران قیمتی مانند لندن نیز حضور دارد. آیا برای فیلمبرداری به این شهر هم رفتید؟
نه. این صحنه ها در همان شهر ایروان ارمنستان فیلمبرداری شد و فقط صحنه هایی عمومی از خیابان های لندن را سفارش دادیم که در آن شهر فیلمبرداری کردند و برای ما فرستادند و در تدوین به فیلم اضافه شد.
معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما در تولیدات گذشته خود نیز به این نوع از فیلم های جاسوسی علاقه خاصی نشان داده است. به نظرم این فیلم هم در کارنامه کاری شما اولین فیلم جاسوسی محسوب می شود. همکاری شما با این طرح چگونه شکل گرفت؟
من به سینمای حادثه ای علاقه زیادی دارم و همین موضوع یکی از دلایل پذیرفتن کارگردانی این فیلم بود. اوایل پاییز سال 87 در پی ساخت فیلمی سینمایی با نام «یک چکه باران» بودم که پروانه ساخت آن را داشتم و فیلمنامه آن هم برای خودم بود و قرار بود با یک سرمایه گذاری این فیلم را بسازم، اما متاسفانه سرمایه آماده نشد و در آن دوران این کار را پذیرفتم.
فیلمنامه را دوست داشتید؟
اگر فیلمنامه خارج از ذوق و سلیقه من بود حتما قبول نمی کردم، اما وقتی دیدم این ظرفیت را دارد که از ساخت آن لذت ببرم، این پیشنهاد را قبول کردم.
به عنوان یک بیننده باید بگویم نتیجه این فیلم بیش از یک فیلم سفارشی از کار در آمده است.
خوشحالم که این حرف را می زنید. فیلمنامه اولیه بشدت سفارشی، تبلیغاتی و نوشته فتانه یعقوبی بود. فیلمنامه اولیه هم طبق سفارش های سازمان نوشته شده بود، اما جنبه های بصری خوبی برداشته و همین مساله باعث شد جذب کار شوم.
شما در فیلمنامه دست هم بردید؟
بله. اساسا نمی شد این کار را نکنم. فیلمنامه از خیلی جهات مشکل داشت. تولیدی نوشته نشده بود و جنبه های تبلیغاتی آن زیاد بود. در نگارش آن هم شیوه ای سطحی نوشته شده بود و به همین دلیل، زمان زیادی را صرف بازنویسی آن کردم.
یکی از مهم ترین مشکلات فیلمنامه های اینچنینی این است که منطق آن دچار مشکل است و همین مساله باعث می شود مخاطب داستان را باور نکرده و قصه را دنبال نکند.
یکی از دلایل تدوین خوب آن است که توسط حسن ایوبی انجام شد. در این مرحله، قصه چفت و بست خوبی پیدا کرد.
یکی دیگر از مشکلات چنین فیلم هایی این است که امکان دارد بحث بشدت تخصصی و پیچیده شود و به همین دلیل مخاطب چیزی از آن متوجه نشود. شما در مرحله بازنویسی یا ساخت فیلمنامه مشاوران خاصی داشتید؟
این تحقیقات در مورد خود این موضوع یعنی دانشمندان هسته ای و نیز پلیس بین الملل قبلاانجام شده و در اختیار فیلمنامه نویس و من قرار گرفته بود و بر این اساس ما جلو رفتیم. خود من هم در خصوص این مسائل حساس هستم و سعی می کنم مسیری را طی کنم که فیلم از چنین پشتوانه ای برخوردار باشد.
مثلادر مورد این دو برادر، پلیس امنیتی، تروریست داستان، عوامل اسرائیلی و... شمه ای از این آدم ها داشتم، اما در فیلمنامه هم به این مساله اشاره شده بود و خود فیلمنامه هم این قابلیت را داشت.
وقتی کارگردانی خودش نویسنده فیلمنامه باشد کار ملکه ذهن او می شود، اما وقتی قرار است فیلمنامه فرد دیگری را بسازد باید از راه هایی به اثر نزدیک شود. شما چه مسیری را طی کردید؟
این مساله کار بسیار مشکلی است؛ البته سعی می کنم به عنوان کارگردانی حرفه ای که می تواند خیلی از قصه ها و ژانرهای مختلف را به کار بگیرد، به آن نگاه کنم و در این فیلم هم به همین طریق عمل کردم. کارگردانی که ادعای حرفه ای بودن دارد در برخورد با هر قصه ای می تواند نظر مشخصی داشته باشد که در وهله اول باید در راستای خود سینما باید باشد. اگر من اطلاعات زیادی داشته باشم که در قالب سینما قابلیت تولید نداشته باشد چندان مفید فایده نیست.
فرمول شما برای این که چنین مواردی را در راستای سینما قرار دهید، چیست؟
این مساله فرمول خاصی ندارد و به داشته ها و نداشته ها و فرهنگ هر فیلمسازی باز می گردد که پشتوانه زیادی از نظر جامعه شناسی، سیاسی، فرهنگی و روانشناسی می خواهد تا نسبت به مسائل جامعه و آدم های مختلف شناخت پیدا کند و بخش مهمی از این مساله بر اساس تجربه به دست می آید.
بازیگر خارجی در چنین فیلم هایی بسیار مهم است. اساسا روند انتخاب بازیگران چطور طی شد؟
پیش از پیوستن من به این طرح بازیگران ایرانی کار انتخاب شده بودند. ابتدا قرار بود مرحوم امیر قویدل این فیلم را کارگردانی کند، اما این اتفاق نیفتاد. وقتی من وارد طرح شدم بازیگران ایرانی تقریبا انتخاب شده بودند. به نظرم انتخاب بازیگران فیلم بیشتر تلویزیونی بود، اما نمی توانستم تغییری در آن بدهم. فرهاد قائمیان نقش کمی در فیلم داشت اما در مونتاژ اولیه فیلم که متعلق به کارگردان است و در این فیلم زمان آن به 115 دقیقه رسید، کاملابه شخصیت ها پرداخته شده بود، اما در مونتاژ نهایی که متعلق به سرمایه گذار و تهیه کننده است، زمان فیلم کمتر شد و به همین دلیل بخش های خوبی از بازی این بازیگر حذف شد. بازیگر نقش ورونیکا قرار بود از همان ابتدا بازیگری خارجی باشد. چون قرار بود در بخش هایی از فیلم این بازیگر بی حجاب دیده شود، اما بعد سازمان تصمیم گرفت این بازیگر را با روپوش ایرانی نشان دهد، چون ورونیکا در ادامه داستان با جوانی ایرانی ازدواج می کرد و این مساله نباید نشان داده می شد که زن این مرد پیش از این بی حجاب بوده است. استدلال اول باعث شد به دنبال بازیگری برویم که اولاتیپ و چهره اش اروپایی باشد، ثانیا بازیگر هم باشد.
چطور او را پیدا کردید؟
ملیسا مهربان از سوی یکی از دوستانم معرفی شد. او یک ایرانی الاصل ساکن و بزرگ شده دانمارک است که در این کشور کار بازیگری هم انجام می دهد. یک بازیگر خارجی دیگر هم در فیلم بود که نقش زنی تروریست را بازی می کرد که ابتدای فیلم کشته می شد. او هم یک خواننده بازیگر اهل ارمنستان است که در همان کشور انتخاب شد.
کشور ارمنستان به عنوان لوکیشن اصلی این فیلم چطور انتخاب شد؟ ارمنستان کشور ارزانی است؟
نه اتفاقا کشور خیلی گرانی است، اما نزدیکی به ایران و نیز سهل و آسان بودن کار کردن در آن نسبت به اروپا دلیل این انتخاب بود.
در سینمای ایران معمولادر هر دوره ای یک کشور خارجی به عنوان لوکیشن انتخاب می شود. لبنان و ترکیه 2 کشوری هستند که بارها مورد استفاده فیلمسازان قرار گرفته اند.
بله. زمانی هم مسکو بود. سوریه هم بوده است، اما در فیلمنامه روی این کشور تاکید شده بود. ارمنستان صاحب سینمای خاصی نیست و فقط سرگئی پاراجانوف اهل این کشور است و بجز او فیلمساز ارمنی دیگری را حداقل من نمی شناسم. البته دانشکده های موسیقی و تئاتر خیلی خوبی داشتند.
صحنه های اکشن فیلم در ارمنستان قابل قبول از کار درآمده است. به نظر می رسد شرایط راحتی برای کار داشتید؟ آیا کار کردن در این کشور را به دیگر فیلمسازان توصیه می کنید؟
سینمای کمدی ایران کمدی نیست، بلکه لودگی است و من همیشه از این سینما پرهیز می کردم. هر وقت پیش تهیه کننده ای با فیلمنامه ای زیر بغل می رفتم می گفت اگر کمدی است کار می کنیم وگرنه علاقه ای به سینمای جدی نداریم و همین قضایا باعث شد به طرف تلویزیون برومنمی خواهم بازاریابی کنم ( باخنده) اما این امکاناتی بود که به عنوان کارگردان در اختیار من گذاشته شد و وظیفه من این است که از امکانات به حد کافی استفاده کنم. مسوول جلوه های ویژه فیلم در ارمنستان یک ارمنی بود که به نظرم خیلی در حد قابل قبول و حرفه ای نبود و ما بیشتر تلاش کردیم در بخش طراحی این ضعف را جبران کنیم.
ارمنستان یک کشور فقیر، اما با شکل و شمایلی کاملااروپایی است. شهر ایروان با ظاهر و جذابیت های بصری اش بسادگی می تواند به عنوان یک کشور اروپایی هم قلمداد شود، اما به نظرم مخارج در آنجا خیلی گران بود. کرایه تاکسی در این شهر خیلی زیاد بود. البته من از جیبم خرج نمی کردم، اما وقتی چهره بچه های تدارکات را موقع پرداخت کرایه تاکسی نگاه می کردم که در هم می رفت، حس می کردم پول زیادی می پردازند.
گاهی سفارش دهنده ها درک درستی از کار ندارند و به همین دلیل نتیجه کار خیلی خوب از کار در نمی آید. شناخت سفارش دهنده شما از این کار چطور بود؟
سفارش دهنده کار شبکه جهانی سحر بود.
مگر فیلم به سفارش سازمان انرژی هسته ای ساخته نشد؟
خیر. ظاهرا شبکه جهانی سحر ابتدای کار توافق و گفتگویی با مسوولان سازمان انرژی هسته ای انجام داده بود، اما بعد در ادامه به این نتیجه رسیده بود که همراهی زیاد با آنها ممکن است فیلم را از نظر تولیدی دچار مشکل کند. به همین دلیل به صحبت ها و توافق های ابتدایی اکتفا کرده بودند تا برخی خط قرمزها را رعایت کنند، اما این طور نبود که نماینده ای از آنها بر سر طرح حضور داشته باشد.
داستان از بعد از ورود بازرسان به کشور خیلی بست و گسترش پیدا می کند. در چنین مواقعی جمع و جور کردن داستان خیلی مشکل است چون کار به پایان نزدیک و فیلمساز با کمبود زمان مواجه می شود. از این شکل جمعبندی کار راضی هستید؟
خوشحالم بگویم که من فیلمنامه مکتوب را کاملامصور کردم و هیچ چیز در پیش بردن قصه و پرداختن به ماجراهای فرعی، اصلی، شخصیت پردازی ها، حوادث و... را از دست ندادم. نسخه 115 دقیقه ای فیلم تمام و کمال بر اساس فیلمنامه پیش رفته بود، اما مجبور بودیم برای نسخه نهایی که زیر 90 دقیقه باشد کار را جرح و تعدیل کنیم و به همین دلیل خیلی از صحنه ها را جرح و تعدیل کردیم تا به زمان مطلوب پخش کننده در سینمای ایران برسیم. واقعا هم کار سختی بود و خود من از این کار ناراحت بودم و تمام وظیفه به گردن تدوینگر افتاد و به همین دلیل سکانس ها و ماجراها به شکل پرشی کار شد و ریتم آن هم تندتر شد و به همین دلیل شاید برای تماشاگر عادی فهم فیلم کمی مشکل باشد، اما خوشحالم این قصه نخ پیوسته ای داشت و تماشاگر عادی در مرتبه دوم تماشای فیلم می تواند سرنخ حوادث را به دست بیاورد.
البته بخشی از این موضوع، ویژگی فیلم های متعلق به سینمای جاسوسی است که در آن قرار نیست همه چیز ساده باشد و گاهی گنگ هستند. مثلادر فیلم «ماموریت غیر ممکن» هم خیلی از جزییات در مرتبه دوم تماشای فیلم به دست می آید.
البته ما هم به شکلی ناخواسته به این سمت رفتیم، ولی می شد فیلم برای مخاطب عادی کمی سهل تر هم باشد.
بعد از ورود بازرسان به ایران، نوع ورود و استقبال از آنها خیلی سینمایی نیست و مثلاورود آنها به تشکیلات سازمان انرژی اتمی دیده نمی شود. چرا؟
پرداختن به آن موضوع با رعایت برخی خط قرمزها صورت گرفت. من در این بخش بر اساس آنچه در ذهنم داشتم حرکت کردم و بر اساس تخیل خودم سعی کردم جایی را به عنوان سازمان انرژی اتمی مشخص کنم وگرنه به شکل واقعی خبر از این موضوع ندارم.
شما جزو کارگردان هایی نیستید که علاقه و اصرار دارند که داستان خود را در لوکیشن و فضای واقعی به تصویر بکشند؟
بدم نمی آید در وهله اول هر لوکیشنی مطابق با محل واقعی خودش باشد. من کار کردن در پلاتو و دکور را دوست ندارم.
فکر کنم منظورم را درست منتقل نکردم. برخی کارگردان ها وقتی قرار است فیلمی در مورد جنگ بسازند، حتما باید به جنوب کشور بروند، اما برخی دیگر می توانند فیلم خود را در جایی مثل شهرک سینمایی دفاع مقدس بسازند. شما جزو کدام دسته هستید؟
شکل دوم کار تولیدی، فکر کردن است و از نظر اقتصادی هم به صرفه است و باید در فیلمسازی این کار را لحاظ کرد، اما به لوکیشن های واقعی خیلی اعتقاد دارم، هرچند در مورد انرژی اتمی این امکان پیش نیامد.
فیلم چند روزه ساخته شد؟
ظرف 50 روز ساخته شد، البته با ریتم عادی و زمان بندی معمولی. برای کاری با این تنوع لوکیشن زمان کمی است، اما تجربه من و دیگر عوامل به این مساله کمک کرد.
از بازی بازیگران فیلم رضایت دارید؟ گاهی برخی بازیگران از دیدن چند جنازه هیچ واکنشی نشان نمی دهند؟!
بازیگرها از پیش انتخاب شده بودند، اما در ذهن من افراد دیگری بودند. از نظر علاقه شخصی خودم دانیال حکیمی و فرهاد قائمیان را خیلی می پسندم. خانم تروریست اول و آن زن نویسنده را هم با وجود کوتاهی نقش خیلی دوست دارم، چون از نظر هنر بازیگری کاملاراضی بودم.
وقتی بازی یک بازیگر ضعیف است چطور می توان او را ارتقا داد؟
بازیگر همیشه به راهنمایی کارگردان نیاز دارد. بخصوص وقتی بازیگر زبان کارگردان را هم بلد نباشد. در مورد بازیگران خارجی توسط یک مترجم رفتار و کردار و بازی را انتقال می دادم و بعد هم دیالوگ ها توسط یک مترجم به او منتقل می شد. البته غیر از راهنمایی های یک کارگردان، خود بازیگر هم باید از یک نیرویی ورای آنچه کارگردان می گوید، برخوردار باشد و اگر کارگردان از او خواست راه برود، چیزی بیش از تصور کارگردان عمل کند تا کار به سمت بهبود برود، اما برخی بازیگران این توانایی را ندارند.
شرایط کار در خارج از کشور و فشار احتمالی کار در کیفیت بازی ها تاثیری نداشت؟
خیلی هم بی تاثیر نبود، اما سعی کردیم این مساله زیاد روی کار ما سایه نیندازد و ما را تحت تاثیر قرار ندهد. خیلی سعی کردیم روحیه ای طبیعی داشته باشیم و کار را جلو ببریم، اما به هرحال تغییر فضا و مملکت روی کار همه ما تاثیر می گذارد. این وضعیت تا چند روز است و پس از مدتی شرایط عادی می شود.
یکی از غافلگیری های اصلی فیلم مربوط به شخصیت ورونیکا است. این موضوع در بازی او خیلی خوب از کار درآمده و حتی در بخش هایی از داستان دل مخاطب برای او می سوزد.
سعی کردم شخصیت ورونیکا را به شکلی پیچیده و چند بعدی عرضه کنم. پرداختن و نشان دادن چنین شخصیت هایی در سینما کار سخت و مشکلی است. نمی گویم به شکل صددرصد، اما تا حدود 70 درصد به آنچه فیلمنامه می خواست و ما می خواستیم در خصوص چند بعدی و چند وجهی بودن این شخصیت رسیدیم.
شما جزو کارگردان های فعال گذشته هستید. علت کم کاری شما در این سال ها چیست؟
آخرین فیلم سینمایی ام که به نمایش هم در نیامد، به نام «آخرین شلیک» بود که از دل مجموعه ای تلویزیونی بیرون آمد و به خاطر مسائل سیاسی غیر قابل نمایش شد. پس از آن تا سال 87 فیلم نساختم و فقط در ذهنم فیلم می ساختم. در آن سال ها چندین فیلمنامه داشتم که هیچ گاه از ذهن من بیرون نیامد. علتش این بود که ذائقه تهیه کننده ها، مدیران و تماشاگران تغییر کرده بود.
ژانر مورد علاقه من حادثه ای اجتماعی است که طی این سال ها توی سرش زده و تحقیر شد و نوعی می توانم بگویم این ژانر که جزو فیلم های جدی محسوب می شد، به سینمای لوده و بظاهر کمدی تنزل کرد و من هم همیشه از ساخت این فیلم ها پرهیز می کردم؛ البته در رگ و خون من هم نیست که فیلم های لوس و بی مزه بسازم. من برای سینمای کمدی ارزش قائلم به شرطی که واقعا سینمای کمدی باشد. کارگردان های بزرگی مانند وودی آلن هستند که سال ها فیلم کمدی ساخته اند، اما سینمای کمدی ایران کمدی نیست، بلکه لودگی است و من همیشه از این سینما پرهیز می کردم. هر وقت پیش تهیه کننده ای با فیلمنامه ای زیر بغل می رفتم می گفت اگر کمدی است کار می کنیم وگرنه علاقه ای به سینمای جدی نداریم و همین قضایا باعث شد به طرف تلویزیون بروم و کار تلویزیونی کنم.
فیلمسازی مطلوب شما چیست؟
تا الان موفق نشدم فیلم های مورد علاقه خودم را که از وجود خودم و تمام احساسات و فرهنگ خودم نشات می گیرد، بسازم. فقط دلم خوش بود که در یک فیلم سینمایی یا سریالی تلویزیونی چندین سکانس از فیلم را آن طور که خودم دوست دارم کار کنم و دلم را به همین چند سکانس ها خوش کرده بودم. در فیلم شکار روباه هم شاید 50 درصد از فیلم راضی هستم که آن هم فقط به خودم مربوط است و خودم می دانم در این سکانس ها چقدر موفق بوده ام.
نام فیلم: شکار
موضوع : اجتماعی
کارگردان: مجید جوانمرد
منتشر کننده ی فایل : سایت دانلودترین
سال تولید : 1366
بازیگران : پرویز پرستویی ، خسرو شکیبایی ، عنایت بخشی ، علی آقاجانیان ، منیژه سلیمی ، مهری ودادیان ، نعمت اله گرجی ، ایرج زینعلی ، صفر کشکولی ، بهمن پسندی ، حسن روشن ، غلامعلی درتاج ، قاسم ملاجعفری ، ولی اله خیری ، علی پروین
خلاصه داستان:
حمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و …
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بازیگران : پرویز پرستویی – خسرو شکیبایی – عنایت بخشی – علی آقاجانیان – منیژه سلیمی – مهری ودادیان – نعمت اله گرجی ….
خلاصه داستان : احمد با یک کامیون حامل گوشت به مقصد پایتخت حرکت می کند. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد…….
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بازیگران : پرویز پرستویی ، خسرو شکیبایی ، عنایت بخشی ، علی آقاجانیان ، منیژه سلیمی ، مهری ودادیان ، نعمت اله گرجی ، ایرج زینعلی ، صفر کشکولی ، بهمن پسندی ، حسن روشن ، غلامعلی درتاج ، قاسم ملاجعفری ، ولی اله خیری ، علی پروین
کارگردان : مجید جوانمرد
کیفیت : بسیار خوب
زمان فیلم : 102 دقیقه
توجه : فیلم های نسخه کامپیوتر قابلیت پخش در دستگاه های پخش خانگی را ندارند و فقط در کامپیوتر قابل استفاده هستند.
خلاصه داستان : احمد با یک کامیون حامل گوشت به مقصد پایتخت حرکت می کند....
کارگردان : مجید جوانمرد
دستیار کارگردان : محمود ابراهیم زاده ، پیروز کلانتری ، پرتو مهتدی
نویسنده : مجید جوانمرد
تهیه کننده : عبدالرضا ساعتچی فرد
مدیر فیلمبرداری : برگرونی بغوسیان
دستیار فیلمبردار : عبداله غفوری ، رجب عبادی ، مسعود کرانی ، علی الهیاری
عکس : ایرج سرباز
تدوین : ساموئل خاچیکیان
آهنگساز : بابک بیات
میکس : روبیک منصوری
سرپرست گویندگان : منوچهر اسماعیلی
طراح چهره پردازی : مهران روحانی
چهره پرداز : مهران روحانی ، فرهنگ معیری ، محمدرضا قومی
جلوه های ویژه : غلامرضا قومی
مدیر تدارکات : مهدی محمدی پور
تدارکات : عباس حیدری ، کمال موسوی ، رضا چراغی ، مجید انصاری ، حسن وجدانی ، حمید ایران نژاد ، محمدرضا سلیسفور
گروه فنی : حسن سیادت ، مسعود شاه محمدی ، بهمن نیاکانی
ساخت آنونس : ساموئل خاچیکیان
طراح پوستر : محمدعلی حدت
ژانر : حادثه ای
سال ساخت: ۱۳۶۶
مدت : 102 دقیقه
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دانلود فیلم سینمایی " شکار " 1366
شکار فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید جوانمرد ساختهٔ سال ۱۳۶۶ است. موسیقی زیبای این فیلم از ساختههای بابک بیات است.
خلاصه داستان : حمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و …
بازیگران: پرویز پرستویی, خسرو شکیبایی, عنایت بخشی, علی آقاجانیان, منیژه سلیمی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
موسیقی متن بی نظیر فیلم شکار که در سال 1366 بر روی این فیلم پخش شد یکی از بهترین و زیباترین موسیقی های متن فیلم های سینمایی ایرانی است که توسط زنده یاد بابک بیات ساخته شد که این موسیقی یک بار دیگر و برای فیلم مرسدس در سال 1376 اجرا شد.
یکی از فیلمهایی که با موضوع انقلاب اسلامی مرتبط هست فیلم سینمایی شکار است که در سال 1366 ساخته شد و گهگاهی هم در ایام دهه فجر پخش شده و می شود یکی از نقاط قوت این فیلم که باعث ماندگاری در اذهان شده موسیقی بسیار زیبای این فیلم است که توسط زنده یاد بابک بیات ساخته شده .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شکار ( ۱۳۶۶ )
کارگردان :
مجید جوانمرد
نویسنده :
مجید جوانمرد
نوع فیلم : حادثه ای
خلاصه داستان : احمد با یک کامیون حامل گوشت به مقصد پایتخت حرکت می کند....
نام ... نقش
۱ - پرویز پرستویی ....
۲ - خسرو شکیبایی ....
۳ - عنایت بخشی ....
۴ - علی آقاجانیان ....
۵ - منیژه سلیمی ....
۶ - مهری ودادیان ....
۷ - نعمت اله گرجی ....
۸ - ایرج زینعلی ....
۹ - صفر کشکولی ....
۱۰ - بهمن پسندی ....
۱۱ - حسن روشن ....
۱۲ - غلامعلی درتاج ....
۱۳ - قاسم ملاجعفری ....
۱۴ - ولی اله خیری ....
۱۵ - علی پروین ....
مشخصات دیگر فیلم
مدت فیلم .... 107 دقیقه
کشور .... ایران
زبان .... فارسی
رنگ .... رنگی
صدا .... Mono
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لیست کامل عوامل فیلم شکار (1366)
گروه کارگردانی
۱- مجید جوانمرد .... کارگردان
۲- محمود ابراهیم زاده .... دستیار کارگردان
۳- پیروز کلانتری .... دستیار کارگردان
۴- پرتو مهتدی .... دستیار کارگردان
گروه فیلمنامه
۱- مجید جوانمرد .... نویسنده
گروه بازیگران
۱- پرویز پرستویی ....
۲- خسرو شکیبایی ....
۳- عنایت بخشی ....
۴- علی آقاجانیان ....
۵- منیژه سلیمی ....
۶- مهری ودادیان ....
۷- نعمت اله گرجی ....
۸- ایرج زینعلی ....
۹- صفر کشکولی ....
۱۰- بهمن پسندی ....
۱۱- حسن روشن ....
۱۲- غلامعلی درتاج ....
۱۳- قاسم ملاجعفری ....
۱۴- ولی اله خیری ....
۱۵- علی پروین ....
۱۶- نقی سیف جمالی ....
۱۷- عباداله کریمی ....
۱۸- محرم بسیم ....
۱۹- محمد پورستار ....
گروه تهیه و تولید
۱- عبدالرضا ساعتچی فرد .... تهیه کننده
گروه فیلمبرداری
۱- برگرونی بغوسیان .... مدیر فیلمبرداری
۲- عبداله غفوری .... دستیار فیلمبردار
۳- رجب عبادی .... دستیار فیلمبردار
۴- مسعود کرانی .... دستیار فیلمبردار
۵- علی اللهیاری .... دستیار فیلمبردار
۶- ایرج سرباز .... عکس
گروه تدوین
۱- ساموئل خاچیکیان .... تدوین
گروه موسیقی
۱- بابک بیات .... آهنگساز
گروه صدا
۱- روبیک منصوری .... میکس
۲- منوچهر اسماعیلی .... سرپرست گویندگان
گروه چهره پردازی
۱- مهران روحانی .... طراح چهره پردازی
۲- مهران روحانی .... چهره پرداز
۳- فرهنگ معیری .... چهره پرداز
۴- محمدرضا قومی .... چهره پرداز
گروه جلوه های ویژه
۱- غلامرضا قومی .... جلوه های ویژه
گروه تدارکات
۱- مهدی محمدی پور .... مدیر تدارکات
۲- عباس حیدری .... تدارکات
۳- کمال موسوی .... تدارکات
۴- رضا چراغی .... تدارکات
۵- مجید انصاری .... تدارکات
۶- حسن وجدانی .... تدارکات
۷- حمید ایران نژاد .... تدارکات
۸- محمدرضا سلیسفور .... تدارکات
سایر عوامل
۱- حسن سیادت .... گروه فنی
۲- مسعود شاه محمدی .... گروه فنی
۳- بهمن نیاکانی .... گروه فنی
۴- ساموئل خاچیکیان .... ساخت آنونس
۵- محمدعلی حدت .... طراح پوستر
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شرکتها و عوامل مرتبط با فیلم شکار
شرکتهای مرتبط :
گروه تهیه و تولید
سازمان سینمایی فجر [محصول]
گروه صدا
استودیو فیلمکار [امور فنی صدا]
گروه لابراتوار
مرکز خدمات سینمایی صنایع فیلم ایران [لابراتوار]
مرکز خدمات سینمایی صنایع فیلم ایران [چاپ]
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
جشنواره های فیلم شکار (۱۳۶۶)
جشنواره بین المللی فیلم فجر ـ دوره هفدهم (ایران )
بخش برای تمام فصول خسرو شکیبایی
سال نتیجه عنوان جایزه موضوع/دریافت کننده
۱۳۷۷ شرکت کننده (-----------) فیلم
جشنواره بین المللی فیلم فجر ـ دوره هفتم (ایران )
بخش مسابقه مواد تبلیغاتی فیلم ها
سال نتیجه عنوان جایزه موضوع/دریافت کننده
۱۳۶۷ شرکت کننده (-----------) پوستر (اعلان دیواری)
محمدعلی حدت
شرکت کننده (-----------) نمونه فیلم (آنونس)
ساموئل خاچیکیان
جشنواره بین المللی فیلم فجر ـ دوره ششم (ایران )
بخش مسابقه سینمای ایران
سال نتیجه عنوان جایزه موضوع/دریافت کننده
۱۳۶۶ شرکت کننده (-----------) فیلم
جشنواره بین المللی فیلم فجر ـ دوره ششم (ایران )
بخش مرور یکسال سینمای ایران
سال نتیجه عنوان جایزه موضوع/دریافت کننده
۱۳۶۶ شرکت کننده (-----------) فیلم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شکار( 1366)
خلاصه داستان :
احمد با یک کامیون حامل گوشت به مقصد پایتخت حرکت می کند. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف می کند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ می دهد و مجسمه ای که قرار بوده روز بعد پرده برداری شود منهدم می شود . احمد به سرعت از محل می گریزد. مأموران امنیتی به او مظنون می شوند و پس از آزادی، در راه بازگشت با جوانی به نام مصطفی همراه می شود که به تازگی از زندان آزاد شده است. مأموران جاده را بسته اند. مصطفی که مشغول رانندگی است. کامیون را از میان آن ها عبور می دهد. مأموران به تعقیب کامیون می پردازند. مصطفی کشته می شود و احمد بر اثر تجربه ای که پشت سر گذاشته متحول می شود.
جستجو در سایت رهاماهرو : بازیگران فیلم روشنایی می اید .
دیالوگهای ماندگار ال باچینو دوبله فارسی در ابارات . فیلم خبرخاصی نیست .
افسانه بایگان در فیلم خبر خاصی نیست . بازیگران فیلم خارجی روشنایی می اید
. تمام قسمتهای برنامه خانه زیبای من . بازیگران زن فیلم روشنایی می اید .
نقد شب کوک . کرک داگلاس وجین سبرگ . موش وگربه دنیل دیپر
Dir:Harold Ramis
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم روز گراندهاگ به کارگردانی هارولد رامیس برای ما بنویسید و بفرستید.
روز دوم ماه فوریه
فیلم محصول سال 1993
روز دوم ماه فوریه یا روز گراندهاگ نام فیلمیاست کمدی که توسط هارولد رامیس کارگردانی شدهاست و بیل مورای و اندی مکداول نیز در آن نقش ایفا کردهاند. داستان این فیلم بر اساس داستانی توسط دنی روبین، توسط رامیس و روبین نوشته شده بود.
تاریخ اکران: ۱۲ فوریهٔ ۱۹۹۳ م. (آمریکا)
کارگردان: هارولد رامیس
داستان: دنی روبین
آهنگساز: جرج فنتون
فیلمنامه: هارولد رامیس، دنی روبین
بازیگران
بیل مری
هارولد رامیس
اندی مکداول
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
روز دوم ماه فوریه
Groundhog Day
کارگردان هارولد رامیس
تهیهکننده Trevor Albert
هارولد رامیس
فیلمنامهنویس دنی روبین
هارولد رامیس
داستان دنی روبین
بازیگران بیل مورای
اندی مکداول
کریس الیوت
هایدن والش
موسیقی جرج فنتون
فیلمبرداری جان بیلی
تدوین Pembroke J. Herring
توزیعکننده کلمبیا پیکچرز
تاریخهای انتشار
۱۲ فوریه ۱۹۹۳
مدت
۱۰۱ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
بودجه $۱۴٫۶ میلیون
گیشه $۷۰٬۹۰۶٬۹۷۳[۱]
روز دوم ماه فوریه[۲] یا روز گراندهاگ (به انگلیسی: Groundhog Day) نام فیلمیاست کمدی که توسط هارولد رامیس کارگردانی شدهاست و بیل مورای و اندی مکداول نیز در آن نقش ایفا کردهاند. داستان این فیلم بر اساس داستانی توسط دنی روبین، توسط رامیس و روبین نوشته شده بود.[۳]
به زبان فارسی
این فیلم در سال ۸۴ توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شدهاست.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نقد، بررسی و تحلیل برترین فیلم های تاریخ سینما (IMDB) سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ 19:25
رتبه عنوان
نمرهIMDB
1
The Shawshank Redemption (رستگاری در شائوشنگ)
9.2
2
The Godfather (پدرخوانده)
9.2
3
The Godfather: Part II (پدرخوانده 2)
9
4
Pulp Fiction (داستان عامه پسند)
8.9
5
The Good, the Bad and the Ugly (خوب، بد، زشت)
8.9
6
12 Angry Men (دوازده مرد خشمگین)
8.9
7 The Dark Knight (شوالیه تاریکی) 8.9
8 Schindler's List (فهرست شیندلر) 8.8
9
The Lord of The Rings: The Return of the King (ارباب حلقه ها: بازگشت سلطان)
8.8
10 Fight Club (باشگاه مشت زنی) 8.8
11
Star Wars: Episode V - The Empire Strikes Back (جنگ ستارگان: امپراتوری حمله را پاسخ می دهد)
8.8
12 One Flew Over the Cuckoo's Nest (دیوانه ای از قفس پرید) 8.8
13 The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring (ارباب حلقه ها: یاران حلقه) 8.8
14 inception (تلقین) 8.7
15 نقد و بررسی فیلم Goodfellas (رفقای خوب) 8.7
16 Star Wars: Episode IV - A New Hope,جنگ ستارگان: امید تازه 8.7
17 Seven Samurai (هفت سامورایی) 8.7
18 The Matrix (ماتریکس) 8.7
19 Forrest Gump (فارست گامپ) 8.7
20 City of God (شهر خدا) 8.7
21 The Lord of the Rings: The Two Towers (ارباب حلقه ها: دو برج) 8.7
22 Once Upon a Time in West (روزی روزگاری در غرب) 8.6
23 Se7en (هفت) 8.6
24
The Silence of the Lambs (سکوت بره ها)
8.6
25 Casablanca (کازابلانکا) 8.6
26 Riders of the Lost Ark (مهاجمین صندوقچه گمشده) 8.6
27 The Usual Suspects (مظنونین همیشگی) 8.6
28 Rear Window (پنجره پشتی) 8.6
29
Psycho (روانی)
8.6
30
It's a Wonderful Life (چه زندگی شگفت انگیزی)
8.6
31
Leon: The Professional (لئون: حرفه ای)
8.6
32
Sunset Blvd (سانست بولیوار)
8.6
33 The Dark Knight Rises (شوالیه تاریکی بر می خیزد) 8.6
34 Memento (یادگاری) 8.5
35 American History X (تاریخ مجهول آمریکا) 8.5
36 Apocalypse Now (اینک آخرالزمان) 8.5
37 Terminator 2: Judgment Day (ترمیناتور 2: روز داوری) 8.5
38 Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb (دکتر استرنج لاو) 8.5
39 Saving Private Ryan (نجات سرباز رایان) 8.5
40 Alien (بیگانه) 8.5
41 North by Northwest (شمال از شمال غربی) 8.5
42 City Lights (روشنایی های شهر) 8.5
43 Spirited Away (شهر ارواح) 8.5
44 Citizen Kane (همشهری کین) 8.5
45 Modern Times (عصر جدید) 8.5
46 Shining (درخشش) 8.5
47
Vertigo (سرگیجه)
8.5
48 Back to the Future (بازگشت به آینده) 8.5
49 American Beauty (زیبای آمریکایی) 8.5
50 The Pianist (پیانیست) 8.4
51 Taxi Driver (راننده تاکسی) 8.4
52 The Departed (مردگان) 8.4
53 M (ام) 8.4
54 Toy Story 3 (داستان اسباب بازی 3) 8.4
55 Paths of Glory (راه های افتخار) 8.4
56 Life is Beautiful (زندگی زیباست) 8.4
57 Double Indemnity (غرامت مضاعف) 8.4
58 Aliens (بیگانگان) 8.4
59 WALL·E (وال ای) 8.4
60 The Lives of Others (زندگی دیگران) 8.4
61 A Clockwork Orange (پرتقال کوکی) 8.4
62 Amélie (آملی) 8.4
63 Gladiator ( گلادیاتور ) 8.4
64 The Green Mile (مسیر سبز) 8.4
65 Intouchables (طرد شدگان) 8.4
66 Lawrence of Arabia (لورنس عربستان) 8.4
67 To Kill a Mockingbird (کشتن مرغ مقلد) 8.4
68 The Prestige (پرستیژ) 8.4
69 The Great Dictator(دیکتاتور بزرگ) 8.4
70 Reservoir Dogs (سگ های انباری) 8.4
71 Das Boot (زیردریایی) 8.4
72 Requiem for a Dream (مرثیه ای بر یک رویا) 8.4
73 The Third Man (مرد سوم) 8.4
74
The Tresures of Sierra Madre (گنج های سیرا مادره)
8.4
75 Eternal Sunshine of the Spotless Mind (درخشش ابدی یک ذهن پاک) 8.4
76 Nuovo Cinema Paradiso (سینما پارادیزو) 8.3
77 Once Upon a Time in America (روزی روزگاری در آمریکا) 8.3
78 Chinatown (محله چینی ها) 8.3
79 L.A. Confidential (محرمانه لس انجلس) 8.3
80 The Passion of Joan (مصائب ژاندارک) 8.3
81
Pan's Labyrinth (هزار توی پن)
8.3
82 Full Metal Jacket (غلاف تمام فلزی) 8.3
83 Monty Python and the Holy Grail (مانتی پیتون و جام مقدس) 8.3
84 Braveheart (شجاع دل) 8.3
85 Singin' in the Rain (آواز در باران) 8.3
86 Oldboy 8.3
87 Some Like It Hot (بعضی ها داغشو دوست دارند) 8.3
88 Amadeus (آمادئوس) 8.3
89 Metropolis (متروپلیس) 8.3
90 Rashomon (راشومون) 8.3
91 Bicycle Thieves (دزد دوچرخه) 8.3
92 Unforgiven (نابخشوده) 8.3
93 2001: A Space Odyssey (دو هزار و یک: یک ادیسه فضایی) 8.3
94 All About Eve (همه چیز درباره ایو) 8.3
95 Mononoke-him (پرنسس مونونوکه) 8.3
96 Raging Bull (گاو خشمگین) 8.3
97 The Bridge on the River Kwai (پل رودخانه کوای) 8.3
98 A Seperation (جدایی نادر از سیمین) 8.3
99 Inglourious Basterds (حرامزاده های لعنتی) 8.3
100 The Avengers (انتقام جویان)
به انتخاب موسسه فیلم آمریکا:
این فهرست حاصل نظرسنجی از بازیگران، فیلمسازان، منتقدان و دیگر دستاندرکاران صنعت است و اسامی برندگان در برنامهای با عنوان AFI's 10 Top 10 از شبکه CBS اعلام شد. شرکتکنندگان در این نظرسنجی فیلمهای مورد نظر خود را از میان فهرستی شامل 50 نامزد در هر ژانر انتخاب کردند. فهرست 10 فیلم برتر 10 ژانر به انتخاب موسسه فیلم آمریکا به شرح زیر است.
* انیمیشن
1- "سفید برفی و هفت کوتوله"، 1937
2- پینوکیو"، 1940
3- "بامبی"، 1942
4- "شیرشاه"، 1994
5- "فانتازیا"، 1940
6- "داستان اسباببازی"، 1995
7- "دیو و دلبر"، 1991
8- "شرک"، 2001
9- "سیندرلا"، 1950
10- "در جستجوی نیمو"، 2003
* فانتزی
1- "جادوگر شهر زمزد"، 1939
2- "ارباب حلقهها: یاران حلقه"، 2001
3- "زندگی شگفتانگیزی است"، 1946
4- کینگ کنگ"، 1933
5- "معجزه در خیابان سی و چهارم"، 1947
6- "میدان رویاها"، 1989
7- "هاروی"، 1950
8- افسانه روز دوم ماه فوریه"، 1993
9- "دزد بغداد"، 1924
10- "بزرگ"، 1988
* گانگستری
1- "پدرخوانده"، 1972
2- "رفقای خوب"، 1990
3- "پدرخوانده قسمت 2، 1974
4- "التهاب شدید"، 1949
5- "بانی و کلاید"، 1967
6- "صورت زخمی: شرم یک ملت"، 1932
7- "داستان عامهپسند، 1994
8- "دشمن مردم"، 1931
9- "سزار کوچک"، 1930
10- "صورت زخمی"، 1983
* افسانهای علمی
1- "2001: یک اودیسه فضایی"، 1968
2- "جنگهای ستارهای: اپیزود چهار- یک امید تازه، 1977
3- "ئی. تی. موجود ماورای زمینی"، 1982
4- "پرتقال کوکی"، 1971
5- "روزی که زمین از حرکت ایستاد"، 1951
6- "بلید رانر"، 1982
7- "بیگانه"، 1979
8- "نابودگر 2: روز داوری"، 1991
9- "حمله ربایندگان جسم"، 1956
10- "بازگشت به آینده"، 1985
* وسترن
1- "جویندگان"، 1956
2- "ماجرای نیمروز"، 1952
3- "شین"، 1953
4- "نابخشوده"، 1992
5- "روز سرخ"، 1948
6- "این گروه خشن"، 1969
7- "بوچ کسیدی و ساندنس کید"، 1969
8- "مککیب و خانم میلر"، 1971
9- "دلیجان"، 1939
10- "کت بالو"، 1965
* ورزشی
1- "گاو خشمگین"، 1980
2- "راکی"، 1976
3- "غرور یانکیها"، 1942
4- Hoosiers،1986
5- "بول درهام"، 1988
6- "بیلیاردباز"، 1961
7- Caddyshack، 1980
8- "رهایی از بند"، 1979
9- "ولوت در مسابقه گراند نشنال"، 1944
10- "جری مگوایر"، 1996
* معمایی
1- "سرگیجه"، 1958
2- "محله چینیها"، 1974
3- "پنجره عقبی"، 1954
4- "لورا"، 1944
5- "مرد سوم"، 1949
6- "شاهین مالت"، 1941
7- "شمال از شمال غربی"، 1959
8- "مخمل آبی"، 1986
9- "ام را برای قتل بگیر"، 1954
10- "مظنونین همیشگی"، 1995
"سرگیجه" آلفرد هیچکاک به عنوان بهترین فیلم معمایی انتخاب شد
* کمدی رومانتیک
1- "روشناییهای شهر"، 1931
2- "آنی هال"، 1977
3- "یک شب اتفاق افتاد"، 1934
4- "تعطیلات رمی"، 1953
5- "داستان فیلادلفیا"، 1940
6- "وقتی هری سلی را ملاقات کرد"، 1989
7- "دنده آدم"، 1949
8- "ماهزده"، 1987
9- "هارولد و مود"، 1971
10- "بیخوابی در سیاتل"، 1993
* درام دادگاهی
1- "کشتن یک مرغ مقلد"، 1962
2- "دوازده مرد خشمگین"، 1957
3- "کریمر علیه کریمر"، 1979
4- "حکم دادگاه"، 1982
5- "چند مرد خوب"، 1992
6- "شاهد برای تعقیب کیفری"، 1957
7- "تشریح یک قتل"، 1959
8- "در کمال خونسردی"، 1967
9- "فریاد در تاریکی"، 1988
10- ""محاکمه در نورمبرگ"، 1961
* حماسی
1- "لورنس عربستان"، 1962
2- "بن هور"، 1959
3- "فهرست شیندلر"، 1993
4- "بربادرفته"، 1939
5- "اسپارتاکوس"، 1960
6- "تایتانیک"، 1997
7- "در جبهه غرب خبری نیست"، 1930
8- "نجات سرباز رایان"، 1998
9- "سرخها"، 1981
10- "ده فرمان"، 1956
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
درباره فیلم:
فیلم داستان هواشناسی به نام" فیل کانرز" است که برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم آن روز را تهیه کند . در این مراسم که هر سال 2 فوریه برگزار می شود ، عده ی زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام "فیل" از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا 6 هفته دیگر ادامه خواهد داشت . فیل گزارشگر نیز با بی میلی این کار را انجام می دهد . ولی داستان فیلم از جایی شروع می شود که به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند . فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود...
نقد فیلم: (خواندن این بخش قبل از تماشای فیلم توصیه نمی شود)
فیلم افسانه ی روز دوم ژانویه یا روز گراندهاگ هفتمین اثر بزرگ طنز در تاریخ سینماست .
فیلم دربارهی گزارشگری مشهور و در عین حال بدخلق و خودپسند است که برای تهیهی گزارشی از جشن روز گراندهاگ، به همراه تهیهکننده و دستیارش عازم دهکدهای کوچک است. بنا بر باورهای سنتی آمریکا، در روز دوم فوریه موش خرما از لانهی خود بیرون میآید و اگر هوا ابری باشد، زمستان شش هفته بیشتر به درازا میانجامد. روز اول در دهکده میگذرد و او و همکارانش، موفق به تهیهی برنامهی مورد نظر میگردند، اما به علت کولاک و سرمای شدید، از رفتن به شهر خود بازمیمانند و بالاجبار شب را در همان دهکده میگذرانند. صبح روز بعد گزارشگر با موسیقی روز قبل دوباره از خواب برمیخیزد. همه چیز به نظرش تکراری میآید و پس از مدت کوتاهی متوجه میشود که آن روز نیز دوم فوریه است. این اتفاق در بقیهی فیلم نیز تکرار میشود و بقیهی فیلم نشان دادن رفتار اوست در برابر این تکرار. او قانونشکنی میکند، خودکشی میکند، اما هر روز با همان برنامهی رادیویی از خواب بیدار میشود.
نکتهی بنیادین فیلم تاکیدی بر این نکته است که زندگی اتفاقی است تکراری، هر روز اتفاقات مشابه میافتد و تنها برخی از افراد هشیار میشوند و این تکرار را میبینند. رفتار گزارشگر رفته رفته با گذر زمان عوض میشود. شبی در باشگاهی، هنگامی که به همراه دو تن از دوستانش در حال تفریح است، میگوید: «روزی درساحل دریا با دوستی مدتها قدم زدیم و اوقات خوشی را گذراندیم. چه میشد اگر آن روز همواره تکرار میشد؟»(نقل به مضمون) و در اینجا یکی از همراهان او مثال معروف نیمهی پر و نیمهی خالی لیوان را متذکر میشود و میگوید فکر میکند که او از آدمهایی است که نیمهی خالی را میبینند. به نظر میرسد که پس از این ماجرا(که خلافکاری و به زندان افتادن و نهایتا برخاستن دوباره از خواب، بدون به گردن داشتن هیچ جرمی را ه دنبال دارد) و فهمیدن این نکته که از این تکرار گریزی نیست، او به صرافت میافتد که آن «روز خوب» تکراری را برای خود بسازد. در اینجا ، فیلم به ساختن آن روز برای خود به جای انتظار رخ دادن آن تاکید میکند.
از اینجاست که او تلاش میکند تا زندگی را هر چند تکراری باشد، به خوبی بگذراند و به عنوان بهترین راه، به فکر ایجاد رابطهای صمیمانه با تهیهکننده میافتد، که مدتی است به او دلبستگی پیدا کرده است. دقیقا در این نقطه است که دومین پیام فیلم سر بر میآورد: او که بنا به شخصیت خودپسندش همواره به لذت شخصی خود میاندیشد، از پس تهیه کننده که دختری است شاداب و صادق و پاکطینت بر نمیآید و صحنههای پیاپی سیلی خوردن او از دختر در روزهای مختلف، بیانگر شکست خوردن او در ساختن این زندگی زیبا با روشهای منفعت طلبانه است. پس از این سرخوردگی او دوباره با بازگشتی به مسلک منفی خود تلاش میکند خودکشی کند و بارها هم موفق میشود. اما بیدار شدن او با زنگ ساعت که فردای هر خودکشی رخ میدهد، به او میفهماند که نمیتوان با پاک کردن صورت مساله از این تکرار خلاصی یافت. به این ترتیب است که به نوعی جبر روزگار او را به نیکی سوق میدهد.
او از این به بعد به پیرمرد گدای سر خیابان کمک میکند و دوست «زالو صفت» قدیمی خود را با خوشرویی میپذیرد و او را محکم در آغوش میفشارد، تا جایی که این بار، این دوست اوست که خود را به زحمت از آغوش او خلاص کرده و میگریزد. در این بخش فیلم لحظهای حالت شعارگونه و پند و اندرز به خود میگیرد، اما طنز قوی فیلم که در سراسر آن به چشم میآید، از زشتنمایی این اندرزها تا حدود زیادی میکاهد. او همچنین هر بار اشتباهات«روز گذشته» را تصحیح میکند، پیرمردی را که بار اول از کنار خیابان به بیمارستان برده بود و او در بیمارستان درگذشته بود، این بار به غذاخوری میبرد وغذایی گرم به او میخوراند. او اکنون تمام اتفاقات را حفظ است. بچهای به زودی از درخت خواهد افتاد، باید به او کمک کند. اما کودک حتی از او تشکر هم نمیکند. (به زودی به همین نکته دوباره اشاره خواهیم کرد.)
تا اینکه بالاخره پس از گذراندن روزی خوش با تهیه کننده،«فردا» از راه میرسد. گویندهی رادیو میگوید: «آه خدایا چند بار باید این آهنگ قدیمی را پخش کنیم؟» و او ناگهان بر میخیزد و میبیند که خیابان سراسر پوشیده از برف است. اکنون فردایی که او حتی شاید دیگر انتظارش را هم نمیکشید فرا رسیده است.
آن چه فیلم میخواهد بگوید این است که زندگی به هر حال یکنواخت است و تکراری است از حوادث مشابه. این ما هستیم که با فعل نیک خود به قصد زیبا ساختن آن، به زندگی معنا میبخشیم. فعل دیگران را نه فقط برای خود، بلکه برای دیگران نیز باید انجام داد، حتی اگر هیچ کس قدر آن را نداند. تنها این است که به زندگی تازگی میبخشد. خیر باید به خاطر ارزش ذاتیاش انجام شود، وگرنه شاید اعمال ما چندان تاثیری هم در آینده نداشته باشد. فیلم تا حدودی این دیدگاه قدری را تایید میکند که آنچه باید پیش آید میآید، روز جشن میآید و میرود، پیرمرد مفلوک به هر حال روزی خواهد مرد، تنها مهم این است که بدانیم فعل نیک باید انجام شود، بی آنکه در این فکر باشیم که دیگران حتی معنی آن را دریابند. تنها این گونه است که میتوان در انتظار فردایی متفاوت با امروز و بهتر از آن بود. فیلم گویای این دیدگاه به نوعی عرفانی-مذهبی است که آینده را تنها با نیکی میتوان ساخت، و اگر قرار است فردایی باشد، لاجرم باید بهتر از امروز باشد. وگرنه برای آنان که در بهتر شدن امور نمیکوشند هرگز فردایی وجود نخواهد داشت.
در جایی از فیلم شخصیت اصلی تهیه کننده را متقاعد میکند که او بارها و بارها «امروز» را دیده است، اما با ناامیدی اضافه میکند که این فهم او هیچ فایدهای ندارد، چرا که هر آنچه که امروز او پذیرفته، فردا از یاد او خواهد رفت و دوباره به او به چشم یک هالو خواهد نگریست. این گفتهی او در واقع به حافظهی کم جامعه و افراد آن اشاره میکند. از دیدگاه فیلم هر تلاشی که برای ساختن و بنیاد نهادن چیزی کنیم، به زودی از میان خواهد رفت، بنابراین هدف ما از انجام کاری نیک، صرفا باید معنا بخشیدن به زندگی باشد.
فیلم با فردایی امیدبخش پایان مییابد، پایانی در تایید اخلاق، بی آنکه پشتوانهای فلسفی یا منطقی برای این دفاع از اخلاق به دست دهد. اما به نظر میرسد فیلم تا حدود زیادی در برانگیختن احساس بیننده برای گردن نهادن به اخلاق، موفق عمل میکند. به نظر میرسد از دیدگاه فیلم، شاید تنها راه متقاعد کردن بشر مدرن در این مورد، همین برانگیختن احساس او به جای اقامهی هر گونه برهان باشد.
(منبع: وبلاگ حلاج وشان
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
افسانه ی روز دوم ماه فوریه (GROUNDHOG DAY)
ژانر :کمدی- فانتزی
امریکا
رنگی - 103 دقیقه
بازیگران عمده: بیل مورای، اندی مک داول، کریس الیوت، استیون توبولووسکی، برایان دویل مورای، آنجلا پاتن و ریک اورتن.
کارگردان: هارولد رامیس.
خلاصه داستان: «فیل» (مورای)، گزارشگر هواشناسی تلویزیونی اهل «فیلادلفیا» با نارضایتی به شهر کوچکی می رود تا مراسم سالانه ی روز معروف دوم فوریه را پوشش دهد. صبح روز بعد از خواب بیدار می شود و در می یابد که بار دیگر دوم فوریه است. این اتفاق مرتبا در روزهای بعد هم رخ می دهد...
شرح فیلم: نمونه ای کمیاب از تجربیات لذتبخش سینما. یک کمدی درجه ی یک هالیوودی که هم مفرح است و هم غافلگیر کننده. برخلاف تصور، ایده ی درخشان زود ته می کشد و رامیس گام به گام و آرام آرام شوخی هایش را بسط و غنا می دهد و شخصیت اصلی اش را ابعاد گوناگونی می بخشد. مورای در نقش اصلی به طرز فوق العاده ای هم عمیق و هم سهل الوصول بازی می کند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Groundhog Day (روز گراندهاگ)
1993 --کمدی،درام،فانتزی -- 101 دقیقه --PG
کارگردان : Harold Ramis
نویسنده : Danny Rubin, Harold Ramis
بازیگران: Bill Murray, Andie MacDowell, Chris Elliott
خلاصه داستان :
هواشناسی به نام" فیل کانرز" است برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم روز گراندهاگ را تهیه کند. او با بی میلی این کار را انجام می دهد. ولی به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند و فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود...
فیلم روز گراندهاگ محصول 1993 است و سهم بسیار زیادی در به شهرت رسیدن "هارولد رافیس" کارگردان فیلم داشت، فیلمی کاملا ً کمدی که به اعتقاد برخی از کارشناسان سینما نه تنها بهترین کمدی دهه 90 است بلکه از آثار برجسته سینما نیز به شمار می رود. فیلم داستان هواشناسی به نام" فیل کانرز" است که برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم آن روز را تهیه کند. در این مراسم که هر سال 2 فوریه برگزار می شود، عده ی زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام "فیل" از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا 6 هفته دیگر ادامه خواهد داشت. فیل گزارشگر نیز با بی میلی این کار را انجام می دهد. ولی داستان فیلم از جایی شروع می شود که به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند. فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود و آن این که مجددا ً روز 2 فوریه تازه ای است. این اتفاق روز بعد و روز بعد از آن هم میافتد و همین گونه ادامه پیدا می کند و فیل هر روز در 2 فوریه بیدار می شود درهمان تخت خوابش در هتل و با همان سر و وضع. مسئله ای که وجود دارد این است که به هر قضیه می توان از دید مثبت ویا دید منفی نگاه کرد. ما تکرار در روز 2 فوریه را در این فیلم از هر دو این دیدگاه ها بررسی می کنیم. در روزهای ابتدایی که او دچا ر این تکرار شده است، از اوقات خوش روز مثل رفتن رستوران یا شب ها در بار راضی است ولی تحمل دیدن دوست قدیمی اش یا تهیه گزارش را ندارد. او چند روز اول سعی می کند خود را با لذت های زودگذر و البته به هدف سر گرم کند. با زنی رابطه دوستی می ریزد ( روز اول اسم زن و مدرسه محل تحصیلش را می پرسد، روز بعد با دادن همین نشانی ها به او ادعا می کند با او در یک دبیرستان بوده اند.) از یک ماشین پول سرقت می کند هرچند می داند که فردا دوباره دوم فوریه خواهد بود، همان مقدار پول خواهد داشت که از فیلا دلفیا همراه آورده است. یا تمام قوانین راهنمایی را زیر پا می گذارد. پس از سپری شدن چندین روز به همین منوال او احساس افسردگی شدیدی می کند. نگرشی که برای بسیاری در مورد تکرار وجود دارد. این که زندگی را ساخته شده از حلقه های کاملا ً شبیه به هم تکراری می دانند. هرروز صبح بیدار می شویم، صبحانه، دانشگاه (محل کار )، نهار، عصر در خانه با تلویزیون و شب خواب و این قصه هر روزماست. وضع برای فیل هم از این هم بدتر است زیرا او در یک روز خاص گیر کرده. در اثر این افسردگی او اقدام به خود کشی می کند. ابتدا موش خرما را که تمام بدبختی ها را از او می داند می دزدد و با وانت به ته دره سقوط می کند. خورد را جلوی ماشین می اندازد، خود را به برق وصل می کند. او چندین بار می میرد ولی فردا صبح مجددا ً با صدای رادیو که اعلام می کند " امروز روز بسیار سردی است ولی همه به خاطر گراند هاگ بیرون هستند " بیدار می شود. او پس از مدتی به این وضع عادت می کند. سعی می کند در این ورطه تکرار که دچار شده به مسائلی بیشتر دقت کند. او یک روز تمام پولش را به گدایی که هر روز می دید، می دهد اما شب متوجه می شود که گدا در یک خیابان می میرد. او فردا از صبح با او همراه می شود و به او می رسد. ولی سرنوشت گدا آن است که در روز 2 فوریه بمیرد. او به تدریج وقتی خود را اسیر این تکرار می بیند سعی می کند ازهمین تکرار برای رشد خود استفاده کند و هم چنین کمک به دیگران. او می داند هر روز موقع نهار فردی غذا در گلویش گیر می کند و خفه می شود، پس هر روز به او کمک می کند، هر روز پنچری ماشین چند پیرزن را می گیرد و هر روز در ساعت خاص خود را به درختی می رساند که قرار است پسری از روی آن بیافتد. یکی از زیباترین صحنه ها هم همین است. وقتی او را نجات می دهد پسرک از ترس این که تنبیه شود فرار می کند. فیل به او می گوید " هان؟ چه گفتی ؟... هیچ چیز... تو مثل هر روز از من تشکر نکرده ای.. ولی من باز هم فردا تو را نجات می دهم. "
کارش که برای او امری تکراری شده بود و کاملا ً نسبت به آن بی علاقه بود، این بار با دیدی مثبت به آن نگاه می کند تاجایی که روزی میرسد که تمام شبکه های خبری که برای تهیه گزارش این مراسم آمده اند، همه با هم گزارش فیل را نشان می دهند. پس از پایان گزارش همه فیل را تشویق می کنند به طوری که روز گراندهاگ فراموش می شود. فیل تبدیل به موضوع مورد توجه همه در مراسم روز گراندهاک می شود.
فیل بارها سعی می کند در این روز های تکراری به نحوی علاقه ریتا همکارش را به خود جلب کند. اما مشکلش این است که می خواهد خود را به نحوی جا بزند که ریتا خوشش بیاید. تمام مسائلی که ریتا به آن علاقه مند است را در روزهای متفاوت می فهمد و خود را شبیه همان ها نشان می دهد ولی هیچ گاه نمی تواند علاقه ریتا را به خود جلب کند.
فیل، هر روز با دادن 1000 دلاری که میداند فردا مجددا ً در جیبش خواهد بود به معلم پیانو، پیانو یاد گرفتن را آغاز می کند تاجایی که در نواختن پیانو استاد می شود. او در ساختن مجسمه های یخی استاد می شود و...
و بالاخره روز ی می رسد که فیل هم چنان در روز دوم فوریه مانده است با این تفاوت که او از این روز تمام استفاده اش را کرده. تکرار به جای این که او مستاصل کند و افسرده، سبب اوج گرفتن و تکامل او شده است. او تمام کارهای مثبتی که می توانسته در آن روز انجام دهد، انجام داده. شب در مراسم جشن، پیانو می زند، و ریتا او را به عنوان همرقصش انتخاب می کند و در حین رقص افراد متعددی می آیند و از او بابت کمک هایش تشکر می کنند، ریتا که سخت تعجب کرده با اون بیرون می رود - او مجسمه یخی ریتا را می سازد - این بار ریتا به خاطر خود فیل از او خوشش آمده است... فردای آن روز برای اولین باز پس از مدت ها، رادیو دیگه نمی گوید امروز روز گراندهاگ است، این بار وقتی عدد 5:59 تبدیل به 6:00 می شود... سه فوریه است!
ساعت در فیلم نماد جالبی است. بعضی مو قع ها تبدیل 5:59 به 6:00 برای تماشا گر خوشایند است و بعضی موقع ها تماشاگر را هم ناراحت می کند یعنی همان تکرار...
و یک شش صبح دیگر و روز دوم فوریه دیگری. این برداشت های احساسی کاملا ً متضاد از یک صحنه فقط با استفاده از زاویه دید دوربین و بزرگ نمایی ایجاد می شود که حرکت استادانه ای است.
فیل در روز دوم فوریه، و از تکرار دوم فوریه درس های بی شماری گرفت. او به کارش علاقه مند شد. انسان ها برایش عزیز شدند و آن گاه بود که توانست از این تکرار که اتفاقاً برایش بسیار لذت بخش شده بود، رهایی پیدا کند. جایی که دوم فوریه بهترین روز زندگیش شده بود.
هارولد رامیس بر اساس یک ایده جذاب، 101 دقیقه ( در ایران 75 دقیقه از شبکه چهار پخش شد ) تماشاگر را بدون این که خسته شود پای تلویزیون می نشاند و فقط تکرار را به او نشان می دهد. در این فیلم "بیل مورای"، "مک راول"، "کرین الیوت"،" استن توبولوفسکی" و... بازی می کنند. بیل مورای استاد برجسته بازیگری، نقش فراموش نشدنی در این فیلم ایفا کرده است. در ابتدا قرار بود تام هنکس به جای موردی بازی کند، اما به اعتقاد کارگردان قیافه تام هنکس بیش از اندازه جذاب بود و نمی توانست جنبه منفی تکرار را به خوبی نمایش دهد. فیلم نامه توسط هارولد رامیس و دنی رابین نوشته شده است.
این فیلم جوایز بسیاری از جمله بازیگر نقش اول زن از جشنواره "ساترن"، بهترین فیلمنامه از بافت و بهترین کمدی از جشنواره فیلم های کمدی دریافت کرده است.
در مورد هارولد رامیس: هارولد رامیس بازیگر و کارگردان آمریکایی 21 نوامبر سال 1946 در شیکاگو به دنیا آمد. او یک گروه کمدی داشت که علاوه بر خودش، جان بلوتی، گیلدا وادنر و بیل موردی در آن بودند. د ر1975 فیلم نامه " خانه حیران " را نوشت. در 1981 فیلم نامه " علامت ها " را نوشت اما عمده شهرتش در عرصه نوشتن فیلم نامه مدیون کمدی " روز گراندهاگ " است.
اگر چه تا قبل از روز گراندهاگ تجربه کارگردانی داشت، اما عمده شهرتش را به عنوان کارگردانی از همین فیلم به دست آورد. جالب توجه آن که این فیلم در گیشه شکست خورد اما مورد استقبال منتقدین قرار گرفت و پس از مدتی به یکباره نسخه ویدیویی آن فروش فوق العاده ای داشت. او فیلم های دیگری مانند " استورات خانواده اش را نجات می دهد " و " تکثیر " را نیز ساخت.
اما از معروفترین فیلم های دیگر او می توان به تحلیلش کن "Analyze This " در سال 1999 با بازی بیل کریستال و رابرت دونیرو اشاره کرد. هر چند نسخه دوم ان یعنی " Analyze That " شکست خورد. و منتقدین آن را نشانه ای آشکار از اوفول رابرت دونیرو اعجوبه بازیگری دانستند.
اما با وجود همه این مسائل نام هارولد رامیس با فیلم روز گراندهاگ گره خورده است. فیلمی که نشان داد که حتی در همین حلقه های تکراری روزمره نیز چیز هایی زیادی میتوان بدست آورد و آن اتفاق مهمی که همواره منتظرش هستیم، روزی در زندگی ما بیافتد، در یکی از همین روزهای به ظاهر تکراری، توسط خودمان و به خواست خودمان خلق خواهد شد.
نویسنده: م.ع.پاینده
منبع: سینماتوگراف
هر روز چه گوشی را کوک کرده باشم و چه نباشم بار اول ساعت ۶ صبح چشم باز می کنم و ساعت دیواری روبرو را نگاه می کنم و ذوق می کنم که چه به وقت بیدار شده ام. لحظه ای چشم بر هم می گذارم و باز می کنم و باز ساعت دیواری روبرو را می خوانم، یک ربع به هفت شده! اه باز هم دیر شد که! فحشی نانوشتنی به خودم می دهم و تندی از رختخواب بیرون می پرم و دست و رویم را گربه شور می کنم و لباسهام را عجله عجله به تنم می کشم و مهیای رفتن می شوم. وسایل همراه را چک می کنم که چیزی جا نماند. حلقه، کیف پول، مدارک ماشین، دسته کلید، سوییچ ماشین، گوشی موبایل و فلش مموری. چهار پنج تاش را که چک می کنم می گویم اوکی! همه چی هست. غافل از اینکه یک روز به حیاط که میرسم می بینم گوشی را جا گذاشته ام. یا توی شرکت می بینم دسته کلید همراهم نیست یا حین کار می بینم فلش مموری جا مانده! بعضی روزها هم همه چی هست و جنس جور است. ماشین را روشن می کنم. پخش آلبوم هر روزی را می خواند. با این که دیر شده هرگز تند نمی رانم و نگاه می کنم شهر صبح را همراه با موسیقی هر روزی. توی یک تقاطع مرد مسن هر روزی دارد قدم زنان سر مغازه می رود شاید، یک روز با کت یک روز بی کت. توی تقاطع بعدی خانم هر روزی از ورزش صبحگاهی برمیگردد خانه لابد برای صبحانه. آقای جوان هر روزی تمیز و شانه زده و اتو کشیده در پیاده رو می رود سرکارش، از آن سو خانم جوان هر روزی با لباس رسمی، گاهی با دست شکسته و گاهی سالم تند تند قدم می زند که دیرش نشود و این من هر روزی از میان این همه هر روزی می گذرم تا اوایل تِرَک سوم آن آلبوم هر روزی، برسم به درب شرکت. باقی وقایع هر روزی هم که دیگر گفتن ندارد. همه این ها حکایت یک روزم نیست که با اندک تغییراتی هر روز تکرار می شود؟
این روزگار نو که مولد کارمندی و مزدبگیری و روزهای همسان شد، هنرمندان خیلی تقلا کردند که قصه تلخ مسخ شدن توی روزمرگی را روایت کنند. نمونه معروفش کافکا و همان گرگور زامزای خودمان است که یک روز صبح، از همان روزهای همسان، وقتی بیدار شد دید توی رختخوابش تبدیل به یک حشره عظیم الجثه شده و بقیه قصه را هم که می دانیدلابد. بسیار از این سندرم زمانه گفته شد تا اینکه حدود بیست سال پیش شاید یکی دو سال کمتر، فیلمی ساخته شد که با ایده درخشانش قصه مسخ شدن را جور تازه ای گفت. جوری که همه جور تفکر و اندیشه ای را می شد توی این ایده آزمود. فیلم روز موش خرما یا همان گراندهاگدی خودمان.
ایده این بود که فیلم، مجری بی حوصله و تلخ مزاج تلویزیون،آدم متکبر، پر ملال و احساس مرده ای که دیگر چیزی جذبش نمی کند و توی خودش و زندگی موفق هر روزه اش مانده است، در یک روز تاریخی گیر می کند، وقتی برای تهیه گزارش از مراسم روز موش خرما به شهر کوچکی می روند و از آن پس هر روز توی همان روز تاریخی از خواب بر می خیزد. ساعتش ۲۴ ساعت کار می کند اما تقویمش نه. هر روز تکرار همه چیز. هر روز دوم فوریه روز موش خرما، همان هتل، عبور و مرور همان آدمها، همان مراسم، تهیه همان گزارش، شب که برف و کولاک به پا می شود. تله عجیبی که مرگ هم راه در روی آن نیست. از این شهر هم نمی شود گریخت بخاطر همان کولاک موعود که در آن روز تاریخی راهها را بند می آورد. گیر افتادن جغرافیایی و زمانی. فیل اول وحشت می کند اما کم کم از وضعیت تازه خوشش می آید. فلسفه دم غنیمت شمردن و دنیا یه روزه را بکار می بندد و خوش می گذراند و هر روز با زنی تازه معاشرت می کند چون روز بعد همه چیز ریست می شود کسی دیگر چیزی یادش نیست. گیر اقتادنی که آزادی های وسیعی همراه خودش دارد. اگر به زندان هم بیفتد صبح در رختخواب خودش بر می خیزد. همه چیز را می شود آزمود. هر کاری شدنی است.
فلسفه خیامی که دلش را می زند می رود سراغ پروژه بزرگتر و همانا زدن مخ همکار خانمش که اتفاقا زن محکمی است و بدست آوردنش یک مبارزه تمام عیار است. اول راه های پول درآوردن یک روزه را با دقت کشف می کند. روزهای متمادی یا همان روز متمادی، از سر حوصله زیر و بم او را می شناسد و با او معاشرت می کند و توی نخش می رود و آمارش را در می آورد که شامل خنده دار ترین لحظات فیلم است و هرچند زن عاقبت بهش اعتماد نمی کند و پروژه در مرز فتح ناتمام می ماند.
فلسفه پوچی آغاز می شود. هیچ چیز معنا ندارد. همه چیز تکراری است و از پیش تعیین شده. خودکشی های بی ثمرِ پشت سر هم بی فایده است و او محکوم است به زندگی انگار. زندگی بی امید لابد. توی این مرحله همه زیر و بم شهر را می شناسد و همه اتفاقات هر روزه و زمان بندی دقیقشان. عالم کامل می شود به هر آنچه در یک روز شهر میگذرد که انگار ثابت است اگر او ثابت باشد و اگر تغییر کند اطراف می شود تابع تغییرات او. به علم خدا همذات پنداری می کند و می گوید لابد خدا هم همینجور همه چیز را فهمیده. از فرط تکرار وقایع! دانستن به پوچی پایان می دهد.
مرحله زیستن و عرفان آغاز می شود. می تواند هر روز چیزی یاد بگیرد که توی وضعیت معمول زندگی امکانش نیست. پیانو بیاموزد. ساختن مجسمه یخی را تمرین کند. شروع می کند به دوست داشتن مردم و زندگی میان آنها. حالا می تواند به مردم کمک کند. جلوی همه حوادث تلخ شهر را بگیرد. جان آدمها را نجات دهد. جلوی قهرها و جدایی ها را بگیرد و اینطوری توی فرصت یک روزه ای که دارد خودش را با کوشش و تحمل در حافظه شهر جا می کند. محبوب مردم است و به نیکی شهره شهر می شود. فیل وجودش را در کمک به مردم و آموختن معنا می کند و خشنود است و دیگر منتظر پایان این روز نیست چون می داند آن روز خودش فراخواهد رسید و او فقط باید کار خودش را بکند. حالا او یک هنرمند بنام و یک خَیِر سرشناس است و انگار مفهوم آن مراسم بظاهر بیهوده موش خرمایی را هم خوب فهمیده که سخنان شاعرانه تاثیرگذاری در آخرین گزارشش در وصفش می گوید. حالا خانم همکار است که در حیرت و تحسین فرو می رود. نمی فهمد وضعیت را! آنها که تازه وارد این شهر کوچک زمستانی شده اند پس چرا فیل این همه معروف است. حالا اوست که تحت تاثیر افتادگی و منش نیک مرد قرار می گیرد و شیفته اش می شود و توی حراج بهترین مرد را از آ‹ خود می کند و با خود می برد. عشق اتفاق می افتد.
تحول فیل کامل می شود و دور باطل پایان می یابد. فیل به فردا می رسد بعد از این همه امروز. به سوم فوریه، روز بعد از مراسم بامزه جشن موش خرما. حالا دیگرمعلوم است اینکه واحد زمان شبانه روز است یک شوخی بیشتر نیست. زمان وقتی می گذرد که درون آدم آماده تحولی شود و بخواهد قدمی به پیش بگذارد. فیل دست در دست زن محبوبش در یک صبح زیبای آفتابی و برفی قدم به سوی فرداهای پیش رو می گذارند. چیزی در مایه های هستم اگر می روم گر نروم نیستم لابد!
روز موش خرما شاهکار دوست داشتنی و کوچکی است که حرفش همیشه خریدار دارد و همیشه می شود تماشایش کرد و کهنه شدنی نیست و گمانم حالا حالاها وصف حال روزهای ما بماند. مادامیکه ما چنین زندگی می کنیم و زود تسلیم شرایط و خلقیات خود می شویم. این وسط حواسمان به بیل موری عزیز باشد که از پس این نقش دشوار چه خوب برمی آید. کمدینی که روش متفاوتی دارد و به عکس اغلب همکارانش اعتقادی به میمیکها و اداهای غلیط ندارد و باید خوب در چهره اش خیره شوی تا تغییرات با نمک نگاه و صورتش را دریابی و بخندی. همین است که آدم حس می کند شبیه است به خودمان و خودمانی است. بیل موری را ساخته اند برای بازی در نقش آدمهای ملال زده که روزی میان این ملالها زندگی روتینشان با یک خبر یا یک حادثه زیر و زیر می شود. سرگشته در غربت و گلهای پژمرده را خوب یادمان هست. خدا حفظش کناد!
نویسنده: سیدرضابهروز
منبع: روزگار گیدورایی، یادداشتهای سیدرضابهروز
فیلم «روز گرانهاگ» محصول سال ۱۹۹۳ است. فیلمی که باعث شهرت کارگردانش شد. یک کمدی جذاب که تفاوت هایی اساسی با کمدی های رایج دارد. فیلم براساس یک ایده جذاب شکل می گیرد و ۱۰۱ دقیقه (در ایران حدود ۷۵ دقیقه) ادامه می یابد بدون آنکه تماشاگر را خسته کند. فیلم داستان هواشناسی اهل فیلادلفیا به نام «فیل» است که با نارضایتی به شهر پانکستاونی می رود تا از آنجا مراسم روز دوم فوریه را گزارش کند. در این مراسم که عده زیادی در آن شرکت می کنند موش خرمایی به نام فیل از سوراخ بیرون می آید و باعث می شود که زمستان شش ماه تمدید شود. گزارش برنامه با موفقیت انجام می شود اما وقتی فیل و تهیه کننده و فیلمبردار برنامه قصد دارند به فیلادلفیا برگردند گرفتار کولاک می شوند و مجبور می شوند به شهر کوچک پانکستاونی برگردند. اما فیل صبح روز بعد که از خواب بیدار می شود باز هم دوم فوریه است. روز بعد هم همینطور و...در فیلم بیل موری، مک راول، کریس الیوت، استفن توبولوفسکی، برایان دویل موری و... بازی می کنند. بازی بیل موری در فیلم بسیار برجسته است. در ابتدا قرار بود به جای موری، تام هنکس نقش فیل کانرز را بازی کند اما به اعتقاد رامیس قیافه هنکس بیش از حد جذاب بود. فیلمنامه فیلم را هارولد رامیس و دنی رابین براساس رمانی نوشته دنی رابین نوشته اند.فیلم «روز گرانهاگ» جوایز متعددی دریافت کرد. جایزه بهترین بازیگر نقش زن از جشنواره ساترن، جایزه بهترین فیلمنامه از بافتا و جایزه بهترین کمدی از جشنواره فیلم های کمدی انگلیس از جمله جوایزی است که به این فیلم تعلق گرفته است.
«من همیشه ادعا می کنم که نویسنده نود درصد کار کارگردان را انجام می دهد.»
هارولد رامیس
• درباره کارگردان
هارولد رامیس بازیگر و کارگردان آمریکایی ۲۱ نوامبر سال ۱۹۴۶ در شیکاگو به دنیا آمد. همکاری او با گروه بازیگران «سکنه سیتی» باعث شد که بعضی ها گمان کنند که او کانادایی است. رامیس پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه واشینگتن در سنت لوییس میسوری به عنوان مسئول صفحه طنز مجله «پلی بوی» کار کرد. پس از آن نیز در چند نمایش فکاهی برادوی به ایفای نقش پرداخت.او یک گروه کمدی داشت که علاوه بر خودش، جان بلوشی، گیلدا رادنر و بیل موری را شامل می شد.در سال ۱۹۷۵ وقتی کمپانی دورن مایکلز از او برای کار دعوت نکرد رامیس استعدادش را صرف نوشتن کرد و فیلمنامه «خانه حیوان» را نوشت. او در سال ۱۹۸۱ نیز فیلمنامه فیلم «علامت ها» را نوشت اما عمده شهرت خود را در عرصه نوشتن فیلمنامه مدیون کمدی های «گوست باسترز» است.رامیس در هر دو قسمت گوست باسترز بازی هم کرد. اگرچه تا پیش از ساختن فیلم «روز گرانهاگ»، رامیس تجربه کارگردانی نیز داشت اما او عمده شهرتش را به عنوان کارگردانی صاحب سبک با همین فیلم به دست آورد. رامیس روز گرانهاگ را در سال ۱۹۹۳ ساخت. فیلمی که در گیشه شکست خورد اما مورد استقبال منتقدین قرار گرفت و پس از مدتی به یک باره نسخه ویدیویی این فیلم بسیار پرفروش شد. این فیلم را بهترین کمدی سینمای دهه نود میلادی می دانند. در عین حال «روز گرانهاگ» از فیلم های برجسته تاریخ سینما نیز محسوب می شود. دو سال بعد او فیلم «استوارت خانواده اش را نجات می دهد» را ساخت. این فیلم چندان مورد توجه تماشاگران قرار نگرفت.در سال ۱۹۹۶ هارولد رامیس فیلم «تکثیر» را با بازی مایکل کیتون ساخت. شاید تا پیش از این فیلم کسی تصورش را هم نمی کرد که کیتون بتواند در یک فیلم کمدی بازی کند. رامیس در سال ۱۹۹۹ «تحلیلش کن!» را ساخت که به فیلمی محبوب تبدیل شد. در این فیلم بیلی کریستال و رابرت دونیرو بازی می کردند. سال بعد او فیلم «مبهوت» را ساخت اما موفقیت قسمت اول «تحلیلش کن»، رامیس را واداشت که قسمت دوم این فیلم را در سال ۲۰۰۲ بسازد. اما فیلم به هیچ وجه نتوانست موفقیت فیلم اول را تکرار کند. منتقدین نه تنها از کارگردانی رامیس انتقاد کردند بلکه «تحلیلش کن» را نشانه ای آشکار از افول رابرت دونیرو، اعجوبه بازیگری، قلمداد کردند.هارولد رامیس در سال هایی که ستاره کمدی های درخشان سینما رو به افول است همچنان فیلم های درخشانی می سازد و می کوشد مثل کلاسیک ها کمدی بسازد.
• از زبان کارگردان
با اشاره به مطلب چاپ شده در نیویورک تایمز درباره محبوبیت فیلم روز گرانهاگ در کلیسا: «اولش نامه هایی دریافت می کردم که در آن نوشته بودند: اوتو باید مسیحی باشد. چرا که فیلم روز گرانهاگ به زیبایی اعتقادات مسیحی را بیان می کند. بعد خاخام ها از جاهای مختلف تماس گرفتند و گفتند که فیلم را برای موعظه بعدی شان پیشنهاد کرده اند. و بودایی ها! خب می دانم که آنها هم فیلم را پسندیدند چون مادرزنم سی سال در مرکز مدیتیشن یک بودایی اقامت داشت. همسرم هم پنج سال را در این مرکز گذراند.» «هر چیزی که ما می بینیم پیام هایی پنهان دارد. بسیاری از پیام های وحشتناک از زیر رادار می آیند، از زیر پیام های مصرفی ناآگاهانه دهه پیام های غلط سیاسی...»«من روی لبه بین زندگی و کمدی زندگی می کنم و شاید کمدی وسیله محافظت من در مقابل نگاه کردن به تراژدی زندگی باشد. با کمدی زندگی را در تعادل می بینم. کمدی و تراژدی در کنار هم وجود دارد. نمی توان یکی را بدون آن یکی تصور کرد. من از آن دست آدم هایی هستم که اعتقاد دارم همه چیز می تواند خنده دار باشد به شرطی که از منظری کمیک به آن نگاه کنید.»«بهترین لحظات زندگی ام را می گذرانم وقتی با بازیگران واقعاً با استعداد کار می کنم و با مهربانی هر کاری که از دستم برمی آید برای کمک به آنها دریغ نمی کنم. البته اینطور نیست که مثلاً به رابرت دونیرو بگویم چه طور بازی کند اما می توانم حکایت هایی از زندگی خودم یا آدم های دیگری که می شناسم برایش حرف بزنم یا اطلاعاتی روانشناختی یا درکی از شخصیت را در اختیارش بگذارم. او تکنیک را دارد. اما می شود با متانت با یک بازیگر بحث کرد که گام هایش را آهسته تر بردارد یا مثلاً تمرکز بیشتری کند، سریع تر حرکت کند یا آهسته تر.»«یک روانشناس به من گفت فقط دو سئوال مهم هست که باید از خودت بپرسی اینکه واقعاً چه حسی داری؟ و واقعاً چه می خواهی؟ اگر به این دو سئوال جواب بدهی شاید بتوانی بر اختلالات روانی پیش رویت غلبه کنی.»«بیست وپنج سال است کارگردانی می کنم و فقط دو فیلم ساخته ام چون دوست دارم با دقت کار کنم.»«وقتی یک منتقد درباره دستمزد یک بازیگر حرف می زند فکر می کنم اصلاً درباره فیلم صحبت نمی کند.»«اینکه کسی در کارش موفق شود یا شکست بخورد ریشه در دوران کودکی اش دارد.»«آیا آدم ها عوض می شوند؟ آیا ممکن است کسی که در تمام زندگی اش رفتاری اجتماعی از خود بروز داده به یک باره ۱۸۰ درجه تغییر کند.»
• تحلیل فیلم توسط میهمانان
میهمانان این هفته برنامه سینما چهار دو فیلمنامه نویس مینو فرشچی و سعید شاپوری بودند که به نقد و بررسی فیلم پرداختند. در ابتدا مینو فرشچی به معرفی کارگردان و فیلم روز گرانهاگ پرداخت و گفت: فیلم روز گرانهاگ در سال ۱۹۹۳ ساخته شد و فیلمی است که به عنوان هفتمین فیلم برتر تاریخ سینمای کمدی و سی وهفتمین فیلم برتر تاریخ سینما انتخاب شده است. فیلم اگرچه از نظر تجاری شکست خورد اما در شبکه ویدیویی فروش خوبی داشت و همچنان هم مورد استقبال قرار می گیرد. هارولد رامیس مجری برنامه های فکاهی در برادوی بوده است. او نگاه غم آلود فرانک کاپرا را به نگاهی مفرح تبدیل کرده است. او سریال های تلویزیونی زیادی نوشته است و به عنوان بازیگر، نویسنده و کارگردان سابقه درخشانی دارد.سعید شاپور نیز حرف هایش را اینچنین آغاز کرد: اولین چیزی که با دیدن این فیلم به نظرم آمد این بود که چه چیزی باعث می شود به چیزی بخندیم. یکی از مهمترین موقعیت هایی که در این فیلم هم به آن اشاره می شود وقتی است که یک اتفاق غیرارادی رخ می دهد و ما می خندیم. یکی از دلایل دیگری که باعث خنده می شود زمانی است که اتفاقی می افتد ولی فیزیک ما نمی تواند خودش را با آن اتفاق تطبیق دهد. به این فیلم هم که دقت کنیم این دو دلیل در کمدی شدن آن نقش دارد. یک بحث مهمی درباره زندگی وجود دارد اینکه زندگی و لحظات آن تکرار نمی شود و عملاً به قول بزرگی دگرگون نشدن زندگی به معنای زندگی نکردن است یا به قول بزرگانی که فرمودند مومنی که دو روزش مثل هم باشد ضرر کرده است. اگر از این زاویه به فیلم نگاه کنیم به خنده دار بودن زندگی می رسیم.وقتی اساس زندگی بر عدم تکرار است زمانی که زندگی به تکرار می رسد خنده دار می شود. چیزی که در این فیلم اتفاق می افتد. زندگی قرار نیست تکراری باشد اما عملاً تکراری می شود. زندگی روند رو به جلو دارد. زمان، زمان فیزیکی است ولی یک جا قطع می شود. و این قطع زمان وضعیتی بحرانی به وجود می آورد که در واقع این بحران اساس درام است. این قطع شدن زمان و تکرار، کمیک است.در ادامه فرشچی گفت: شاید تا قبل از اینکه فیلم را ببینم فکر نمی کردم فیلمی تا این حد کمدی، محتوایی مذهبی داشته باشد. به نظر من فیلم «روز گرانهاگ» فیلمی معناگرا است. اگرچه این اتفاق در عالم واقع برای کسی رخ نمی دهد اما یکجوری آدم را به فکر وا می دارد. در فیلم می بینیم که این آدم (فیل) به یک تحلیل متفاوت از خودش دست پیدا می کند.این باعث می شود که مخاطب فیلم هم تعمق کند و به تمرین دوست داشتن فکر کند. سازندگان فیلم، آن را فیلمی تخیلی، عشقی، کمدی دانسته اند اما از این زاویه اگر به فیلم نگاه کنیم، «روز گرانهاگ» فیلمی معناگرا هم هست.سعید شاپوری با اشاره به سوژه اصلی فیلم گفت: محتوای اصلی این فیلم، یعنی تکراری بودن را در جاهای دیگر هم دیده ایم. روزمرگی، تکرار زندگی و یکنواخت بودن را در آثار دیگر در عرصه نمایش و سینما دیده ایم. اما یک تفاوت بارز بین این فیلم و آن آثار وجود دارد. فرضاً در نمایشنامه های ساموئل بکت چنین نگاهی به زندگی وجود دارد. مثلاً در نمایش در انتظار گودو، این تکرار زندگی مرور می شود.در نمایشنامه های بکت یکنواختی و کسالت زندگی با همان کسالت و یکنواختی نشان داده می شود. اما در این فیلم برعکس است. یعنی کسالت و یکنواختی زندگی به صورت مفرح و شاد نمایش داده می شود. مفرح بودن فیلم کمک می کند تا تماشاگر تا پایان فیلم به تماشایش بنشیند. چرا که پس از پایان فیلم است که تازه می فهمیم چه چیزهایی پشت این اتفاق های کمیک وجود دارد. در فیلمی از کاپرا به نام «قرارداد با آدمکش» آدمی در زندگی روزمره گرفتار شده بود و هدفی برای زندگی نداشت. برای رهایی از این وضعیت سعی می کند خودش را از بین ببرد و چند بار اقدام به خودکشی می کند اما چون موفق نمی شود با یک آدمکش حرفه ای قرارداد می بندد که بیاید او را بکشد. منتها در حالی که هر لحظه ممکن است کشته شود عاشق می شود. بعد از این، جریان تغییر می کند. دیگر نمی خواهد بمیرد.این تغییر موقعیت بسیار جذاب است. در فیلم «روز گرانهاگ» نیز همین وضعیت اتفاق می افتد.دیگر میهمان برنامه گفت: بیل موری که نقش فیل کانرز را در فیلم بازی می کند مشهور به تلخ بودن است. چهره اش همیشه در هم است. اما او اینجا بسیار خوب بازی می کند و می تواند ما را بخنداند. او در ادامه گفت: در این فیلم، مسئله تکرار مفرح و کمدی به نظر می رسد. فیلم به جایی می رسد که فیل کانرز صاحب روز و عمر خودش هم نیست. همین مسئله باعث می شود که به فیلم بخندیم. کارگردان فیلم به نکته جالبی اشاره کرده بود. او گفته بود وقتی داشتم فیلمنامه را می نوشتم تصور می کردم این تکرار ده ها هزار سال طول بکشد.شاپوری نیز گفت: با توجه به اینکه تکرارها تفاوت هایی با تکرارهایی دارد که معمولاً در فیلم ها دنبال می شود من فکر می کنم که باز هم ساختار کلاسیک سه پرده ای روایتی را در این فیلم می شود دید. به رغم اینکه مکان داستان محدود است زمان خاصی است اما با این حال همان ساختار را دنبال می کند.
• تحلیل فیلم
فیلم «روز گرانهاگ» (افسانه روز دوم فوریه) که باعث شهرت هارولد رامیس شد قابل تقلیل به هیچ یک از ژانرهای شناخته شده نیست. این فیلم اگرچه فیلمی کمدی محسوب می شود اما ساختارش شبیه نمایش های پارودی است. هرچند پارودی نیز زیرمجموعه کمدی است اما تفاوت های اساسی با تعریف کمدی در عالم سینما دارد. فیلم داستان هواشناسی به نام فیل کانرز است که برای گزارش مراسم روز دوم فوریه به شهری کوچک می رود. او که برای چهارمین سال پیاپی، گزارش این مراسم را برعهده دارد علاقه چندانی به حضور در آن شهر ندارد. چهارمین حضور فیل در مراسم، اولین همکاری او با ریتا، تهیه کننده جوان است. فیل از همان لحظه ای که وارد شهر می شود به بازگشت فکر می کند. مراسم برگزار می شود، موش خرما اعلام می کند که زمستان شش هفته تمدید شده و بهار امسال ۲۱ مارس آغاز می شود! فیل به همراه لری و ریتا می خواهند برگردند اما جاده به دلیل کولاک بسته می شود و آنها مجبور می شوند یک روز دیگر را در پانکستاونی بگذرانند. هسته اصلی درام فیلم از همین جا شکل می گیرد. فیل صبح که از خواب بیدار می شود می بیند که خبری از کولاک نیست و روزی ابری در پیش است. او وقتی از اتاق خارج می شود ناگهان خود را در موقعیتی کمیک می یابد. همه چیز در حال تکرار است. فیل اول فکر می کند دارد خواب می بیند. پس از اینکه می پذیرد واقعاً روز برای او تکرار می شود سعی می کند از آن موقعیت خلاص شود. روزها برای فیل خسته کننده شده اند. او این تکرار را حس می کند اما هیچ یک از اطرافیان او چنین وضعیتی را درک نمی کنند. فیلم کمدی «افسانه روز دوم فوریه» براساس یک ایده بکر شکل گرفته است اما تجربه نشان داده یک ایده بکر در داستان یک کارگردان ممکن است دو سرنوشت متفاوت پیدا کند؛ یا کارگردان شیفته ایده اش می شود و از ساخت فیلمی جذاب باز می ماند و یا اینکه فیلم را با همان جذابیت ایده فیلم می سازد. این مورد دوم کمتر اتفاق می افتد. فیلم روز گرانهاگ یکی از همین شاهکارها است. فیلم علیرغم اینکه کمدی است مسئله ای هستی شناسانه را مطرح می کند. فیلم در موقعیتی خنده دار شکل می گیرد اما در ادامه با شتابی حساب شده دنیای معنایی اش گسترش می یابد و سئوالاتی را درباره هستی مطرح می سازد. جالب است که پس از اینکه فیل کانرز به موقعیتی که در آن گرفتار شده عادت می کند موقعیت برای تماشاگر هم تقریباً عادی به نظر می رسد. در آوردن این موقعیت طبیعی از پس وضعیتی مضحک کار مهمی است که هارولد رامیس در این فیلم نشان می دهد. تکراری که فیل دچارش شده کمابیش در زندگی همه آدم ها وجود دارد. تماشاگر با تعمق در فیلم ناگهان درمی یابد که موقعیت بغرنج فیل، موقعیت چندان ناآشنایی نیست. فیل هر روز - که روز دوم فوریه است - از خواب بیدار می شود و به شکل تکراری صبحانه می خورد، گدایی را می بیند و از کنارش رد می شود و... آیا این وضعیت فقط نتیجه تکرار روز دوم فوریه است؟ آیا تماشاگران فیلم تا حدودی دچار همین تکرار نیستند؟ پس از اینکه فیل با تکرار روزها کنار می آید سعی می کند خودش را بکشد. اما مرگ نیز به او پشت کرده است. فیل با ماشین توی دره می افتد، خودش را از بالای ساختمان به زمین پرت می کند اما روز تکراری او تمام شدنی نیست. فیلم در این قسمت ها به شدت به زندگی روزمره نزدیک می شود تا جایی که تماشاگر فیلم دیگر فکر نمی کند که دارد زندگی فیل کانرز را می بیند. «روز گرانهاگ» آینه تمام قد زندگی بشر امروز است. زندگی سرشار از یکنواختی و تکرار که انسان توان رهایی از آن را ندارد اما آیا گریزی از این وضعیت وجود ندارد؟ فیل وضعیت خود را می پذیرد و می کوشد با دستاویزهایی نظیر عشق این موقعیت را برای خود تحمل پذیر کند. او از پس تکرارهای هرروزه نکات جالبی را بیرون می کشد. وقتی هر روز از کنار یک گدا می گذرد و اعتنایی به او نمی کند چرا برای یک بار به او کمک نکند؟
فیلم البته به بیانیه ای شعاری تبدیل نمی شود چرا که وقتی که فیل می خواهد از این تکرارها برای اصلاح کارهایش کمک بگیرد با شکست مواجه می شود. رستگاری فیل فقط در پذیرفتن کامل موقعیت بغرنج او نهفته است. انگار ماموریت فیل این است که آینه ای از جهان امروز را در فیلم خلق کند. در پایان فیلم موقعیت عجیب و غریبی که فیل گرفتارش شده طبیعی جلوه می کند.هنر هارولد رامیس در فیلم «روز گرانهاگ» اجتناب از هدایت فیلم به سمت یک کمدی سبک است. در فیلم طنز دیالوگ ها فقط برای خنداندن مخاطب نیست. پشت تمام طنزها نگاهی انتقادی نهفته است. ند، دوست دوران دبیرستان فیل برای توجیه بیمه عمر مقدمه ای بسیار کوتاه می گوید: «آدم ها به دنیا می آیند، زندگی می کنند، می میرند.» تکراری که فیل به آن دچار است در این دیالوگ دیده می شود. در جایی دیگر فیل پس از اینکه بچه ای را که در حال افتادن از درخت است نجات می دهد و وقتی بچه از او تشکر می کند به او می گوید: فردا هم که تو اینجا قرار است بیفتی آن وقت می دانم چه کار کنم. نگاه طنز آمیخته با فلسفه هستی شناسانه فیلم در فیلمبرداری فیلم نیز دنبال می شود. در فیلم غالباً با مدیوم شات هایی مواجه هستیم که فیلم را نه اثری به خودی خود درونگرا و نه اجتماعی نشان می دهد. تکرار روز دوم فوریه نیز در فیلمبرداری صرفاً با تکرار صحنه های از قبل گرفته شده نمایش داده می شود. در تکرار صحنه ها تغییراتی جزیی دیده می شود. تغییراتی که باعث می شود تکرارهایی که برای فیل اتفاق می افتد قابل تعمیم به زندگی بشری نیز باشد. دیگر اینکه نمی دانم درباره فیلمی که یک چهارم آن در پخش از سینما چهار سانسور شده چه چیزی می شود گفت که پس از تماشای نسخه کاملی از فیلم احتمالاً اشتباه از کار در نیاید.
نویسنده: مجتبی پورمحسن
منبع: روزنامه شرق
یکی از چیزهایی که خیلی ها آرزویش را در دل دارند یافتن فرصتی دوباره است با برگشت زمان، تا به اصلاح کارها و شکست هایی بپردازند که میتواند زندگیشان را شکلی دیگر بخشد.
داستان فیلم فانتزی روز موش خرما محصول ۱۹۹۳ آمریکا نیز روایتی است از این دست.
قهرمان داستان فیل با بازی بیل مورای Bill Murray مجری متکبر و معروف هواشناسی تلویزیون میباشد که همراه ریتا خانمی تهیه کننده با بازی اندی مکداویل Andie MacDowell و لاری فیلمبردار با بازی کریس الیوت Chris Elliott به شهر کوچکی میروند تا گزارشی از روز موش خرما تهیه کنند.
طبق افسانه و سنتی دیرینه در آمریکا روز دوم فوریه، موش خرما از خواب زمستانی بیدار شده و از لانهٔ خود خارج میشود. اگر روزی ابری بود و نتوانست سایهٔ خود را ببیند، این روز را نشانهای از بهار زود رس میپندارند و اگر آن روز آفتابی بود و موش خرما سایهٔ خود را مشاهده کرد عوام را باور اینست که شش هفته بپایان زمستان باقی است و موش خرما به لانهٔ خود بر میگردد تا خواب زمستانیاش را تکمیل کند. این روز همراه است با شادی و نشاط مردم و روایتهایی از این قصه.
این گروه پس از ضبط گزارش بدرخواست فیل سریعا آن شهر را ترک میکنند، اما برخلاف پیش گوییهای هواشناسی فیل، با بارش شدید برف و بستن راهها مجبور به ماندن در آن شهر میشوند.
روز بعد فیل متوجه میشود او دارد روز دوم فوریه را مجددا تجربه میکند و در روزهای آتی نیز این روند برایش تکرار میشود، اما فقط اوست که اسیر این روز شده و هیچکس دیگری در این تجربه همراه او نیست و از آن خبر ندارد.
فیل با استفاده از این فرصت میتواند هرکاری را بدون ترس از عواقب آن بارها تکرار و تجربه کند.
فیل ابتدا با استفاده از اطلاعاتی که در روزهای تکرار شونده بدست میآورد به خوشگذرانی، پرخوری، روابط جنسی، دزدی و قانون شکنی دست میزند. سپس میکوشد دل همکارش ریتا را که از لحظهٔ اول دیدارشان عشقش را در دل دارد بدست آورد اما در این تلاش موفق نمیشود. وقتی که فردا تکرار امروز باشد حتی خودکشی های او در نتیجهٔ یاس از تنهایی ناکام میمانند. در نهایت او میکوشد تا با استفاده از فرصت بدست آمده به انسانی برتر متحول شود و هر کاری را به شایستهترین روش و انسانیترین وجه انجام دهد که گرچه در این راه او را انتظاری نیست اما خداوند نیز در بیابانش دهد باز.
چنین فرصتی را یقینا ما بدست نخواهیم آورد اما تلاش در جهت بهبود و تغییر شرایط سبب میشود تا ما نیز انسانهایی متمایز باشیم
از متن فیلم:
[پلیس فیل را پس از باده گساری با دو نفر و درک اینکه وقتی فردایی نیست عواقبی نیز به دنبال نخواهد داشت و در پی رانندگی پرمخاطره و جنون آمیز متوقف میسازد. یکی از ماموران پلیس از ماشینش پیاده میشود و به سمت آنها می رود]
فیل [رو به مامور پلیس]: خب، سه تا چیزبرگر میخواهیم، دو بستهٔ بزرگ سیب زمینی سرخ کرده، دو تا مخلوط شکلاتی و یک کوکای بزرگ.
رالف [یکی از دیگر سرنشینان مست رو به فیل]: و چند تا کیک.
فیل [رو به مامور پلیس]: فکر نمی کنید برای خوردن شیرینی کمی زود باشد؟
منبع: از اینجا و آنجا
روز موش خرما روز 2 فوریه است که در یک ایالت آمریکا اعتقاد دارند موشهای خرما در آنروز برای اینکه ببینند بهار زودرس فرا میرسد یا شش ماه زمستان طولانی وجود خواهد داشت از لانه بیرون میآیند. اگر هوا ابری باشد یعنی زمستان طولانی خواهد بود. بهرحال ماجرای فیلم از این قرار است که یک گزارشگر هوای تلویزیون همراه یک اکیپ که حتما یک دختر خانم زیبا هم عضوش هست میروند به همان شهر کوچک برای گزارش مراسم خاصی که در آنروز در آن شهر برقرار میشود.
گزارشگر که هر سال میبایست همین عمل را انجام میداد و امسال برای چهارمین بار مجبور بود دقیقا کارهای تکراری سالهای پیش را تکرار کند به کلی کلافه و عصبی است. او با خود عهد میبندد که سال دیگر این موقع در جای دیگری باشد و شغلش را عوض کرده باشد. هر چند هر سال این قول را به خود میدهد. بعد از گزارش مراسم و هنگامیکه به اصرار گزارشگر، اکیپ برای خروج از شهری که مرد از آن متنفر است با اتومبیل عازم میشوند متوجه میشوند که به علت طوفان و برف جاده مسدود است و بر خلاف میل گزارشگر مجبور میشوند شب را در همان شهر بمانند. فردا صبح وقتی گزارشگر بیدار میشود دوباره روز موش خرما است! انگار همان دیروز است! همه چیز تکرار میشود. از او میخواهند که مراسم را گزارش کند و دقیقا همان اتفاقات روز قبل تکرار میشود و دیری نمیگذرد که او متوجه میشود زمان برای شخص او برای همیشه در همانروز موش خرما متوقف شده است. او هر کاری که میتواند میکند اما نمیتواند از دست این حادثه بگریزد. گزارشگر مجبور میشود برای همیشه در یک روز زندگی کند. هر روز صبح که از خواب بیدار میشود روز موش خرما است و او در هتلی در آن شهر لعنتی است.برای او فردایی وجود ندارد و هر روز او همان دیروز اوست! تکرار و تکرار و تکرار!
بیشتر از این توضیح نمیدهم و دیدن فیلم را به شما توصیه میکنم. مطمینم از دیدن آن لذت میبرید. چه کسی گفته است آمریکاییها فکر ندارند ؟ یا از فلسفه سر در نمیاورند ؟ یا فقط رابطه جنسی را میشناسند ؟ با دیدن این فیلم نظرتان عوض میشود. این فیلم آنقدر مطلب برای گفتن دارد که حداقل نیم ساعت شما را به فکر فرو برد.
راستی شما اگر مجبور بودید تا آخر عمرتان هر روز دقیقا همان دیروز را زندگی کنید، چه میکردید ؟ تکرار، تکرار و تکرار. هر روز همان اتفاقات دیروز، همان چهره ها و همان صداها بدون ذره ای کم و کاست ؟ اتفاقی که در این فیلم میافتد این است که گزارشگر اختیار رفتار خود را دارد. یعنی میتواند رفتار و عملکرد متفاوتی در همان یکروزه زندگی اش در برابر حوادث یکسان از خود نشان دهد. او بالاخره میآموزد که میتوان در یکروز هم به معنای واقعی زندگی کرد! و خوشبخت بود!
بهر حال برای من، با این حسهایی که سعی کردم توصیف کنم، اتفاقی که در فیلم فوق برای مرد گزارشگر رخ میدهد غیر عادی و ناممکن بنظر نمیرسد و حتی اگر چنین نیز باشد، فیلم حرفهای زیاد بسیار دیگری نیز برای گفتن دارد. ببینید و شما نیز فکر کنید و سپس از زندگی امروز و فردای خود لذت ببرید!
منبع: Lovestory
درباره فیلم:
فیلم داستان هواشناسی به نام" فیل کانرز" است که برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم آن روز را تهیه کند. در این مراسم که هر سال 2 فوریه برگزار می شود، عده ی زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام "فیل" از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا 6 هفته دیگر ادامه خواهد داشت. فیل گزارشگر نیز با بی میلی این کار را انجام می دهد. ولی داستان فیلم از جایی شروع می شود که به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند. فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود...
نقد فیلم: (خواندن این بخش قبل از تماشای فیلم توصیه نمی شود)
فیلم افسانه ی روز دوم ژانویه یا روز گراندهاگ هفتمین اثر بزرگ طنز در تاریخ سینماست.
فیلم دربارهی گزارشگری مشهور و در عین حال بدخلق و خودپسند است که برای تهیهی گزارشی از جشن روز گراندهاگ، به همراه تهیهکننده و دستیارش عازم دهکدهای کوچک است. بنا بر باورهای سنتی آمریکا، در روز دوم فوریه موش خرما از لانهی خود بیرون میآید و اگر هوا ابری باشد، زمستان شش هفته بیشتر به درازا میانجامد. روز اول در دهکده میگذرد و او و همکارانش، موفق به تهیهی برنامهی مورد نظر میگردند، اما به علت کولاک و سرمای شدید، از رفتن به شهر خود بازمیمانند و بالاجبار شب را در همان دهکده میگذرانند. صبح روز بعد گزارشگر با موسیقی روز قبل دوباره از خواب برمیخیزد. همه چیز به نظرش تکراری میآید و پس از مدت کوتاهی متوجه میشود که آن روز نیز دوم فوریه است. این اتفاق در بقیهی فیلم نیز تکرار میشود و بقیهی فیلم نشان دادن رفتار اوست در برابر این تکرار. او قانونشکنی میکند، خودکشی میکند، اما هر روز با همان برنامهی رادیویی از خواب بیدار میشود.
نکتهی بنیادین فیلم تاکیدی بر این نکته است که زندگی اتفاقی است تکراری، هر روز اتفاقات مشابه میافتد و تنها برخی از افراد هشیار میشوند و این تکرار را میبینند. رفتار گزارشگر رفته رفته با گذر زمان عوض میشود. شبی در باشگاهی، هنگامی که به همراه دو تن از دوستانش در حال تفریح است، میگوید: «روزی درساحل دریا با دوستی مدتها قدم زدیم و اوقات خوشی را گذراندیم. چه میشد اگر آن روز همواره تکرار میشد؟»(نقل به مضمون) و در اینجا یکی از همراهان او مثال معروف نیمهی پر و نیمهی خالی لیوان را متذکر میشود و میگوید فکر میکند که او از آدمهایی است که نیمهی خالی را میبینند. به نظر میرسد که پس از این ماجرا(که خلافکاری و به زندان افتادن و نهایتا برخاستن دوباره از خواب، بدون به گردن داشتن هیچ جرمی را ه دنبال دارد) و فهمیدن این نکته که از این تکرار گریزی نیست، او به صرافت میافتد که آن «روز خوب» تکراری را برای خود بسازد. در اینجا، فیلم به ساختن آن روز برای خود به جای انتظار رخ دادن آن تاکید میکند.
از اینجاست که او تلاش میکند تا زندگی را هر چند تکراری باشد، به خوبی بگذراند و به عنوان بهترین راه، به فکر ایجاد رابطهای صمیمانه با تهیهکننده میافتد، که مدتی است به او دلبستگی پیدا کرده است. دقیقا در این نقطه است که دومین پیام فیلم سر بر میآورد: او که بنا به شخصیت خودپسندش همواره به لذت شخصی خود میاندیشد، از پس تهیه کننده که دختری است شاداب و صادق و پاکطینت بر نمیآید و صحنههای پیاپی سیلی خوردن او از دختر در روزهای مختلف، بیانگر شکست خوردن او در ساختن این زندگی زیبا با روشهای منفعت طلبانه است. پس از این سرخوردگی او دوباره با بازگشتی به مسلک منفی خود تلاش میکند خودکشی کند و بارها هم موفق میشود. اما بیدار شدن او با زنگ ساعت که فردای هر خودکشی رخ میدهد، به او میفهماند که نمیتوان با پاک کردن صورت مساله از این تکرار خلاصی یافت. به این ترتیب است که به نوعی جبر روزگار او را به نیکی سوق میدهد.
او از این به بعد به پیرمرد گدای سر خیابان کمک میکند و دوست «زالو صفت» قدیمی خود را با خوشرویی میپذیرد و او را محکم در آغوش میفشارد، تا جایی که این بار، این دوست اوست که خود را به زحمت از آغوش او خلاص کرده و میگریزد. در این بخش فیلم لحظهای حالت شعارگونه و پند و اندرز به خود میگیرد، اما طنز قوی فیلم که در سراسر آن به چشم میآید، از زشتنمایی این اندرزها تا حدود زیادی میکاهد. او همچنین هر بار اشتباهات«روز گذشته» را تصحیح میکند، پیرمردی را که بار اول از کنار خیابان به بیمارستان برده بود و او در بیمارستان درگذشته بود، این بار به غذاخوری میبرد وغذایی گرم به او میخوراند. او اکنون تمام اتفاقات را حفظ است. بچهای به زودی از درخت خواهد افتاد، باید به او کمک کند. اما کودک حتی از او تشکر هم نمیکند. (به زودی به همین نکته دوباره اشاره خواهیم کرد.)
تا اینکه بالاخره پس از گذراندن روزی خوش با تهیه کننده،«فردا» از راه میرسد. گویندهی رادیو میگوید: «آه خدایا چند بار باید این آهنگ قدیمی را پخش کنیم؟» و او ناگهان بر میخیزد و میبیند که خیابان سراسر پوشیده از برف است. اکنون فردایی که او حتی شاید دیگر انتظارش را هم نمیکشید فرا رسیده است.
آن چه فیلم میخواهد بگوید این است که زندگی به هر حال یکنواخت است و تکراری است از حوادث مشابه. این ما هستیم که با فعل نیک خود به قصد زیبا ساختن آن، به زندگی معنا میبخشیم. فعل دیگران را نه فقط برای خود، بلکه برای دیگران نیز باید انجام داد، حتی اگر هیچ کس قدر آن را نداند. تنها این است که به زندگی تازگی میبخشد. خیر باید به خاطر ارزش ذاتیاش انجام شود، وگرنه شاید اعمال ما چندان تاثیری هم در آینده نداشته باشد. فیلم تا حدودی این دیدگاه قدری را تایید میکند که آنچه باید پیش آید میآید، روز جشن میآید و میرود، پیرمرد مفلوک به هر حال روزی خواهد مرد، تنها مهم این است که بدانیم فعل نیک باید انجام شود، بی آنکه در این فکر باشیم که دیگران حتی معنی آن را دریابند. تنها این گونه است که میتوان در انتظار فردایی متفاوت با امروز و بهتر از آن بود. فیلم گویای این دیدگاه به نوعی عرفانی-مذهبی است که آینده را تنها با نیکی میتوان ساخت، و اگر قرار است فردایی باشد، لاجرم باید بهتر از امروز باشد. وگرنه برای آنان که در بهتر شدن امور نمیکوشند هرگز فردایی وجود نخواهد داشت.
در جایی از فیلم شخصیت اصلی تهیه کننده را متقاعد میکند که او بارها و بارها «امروز» را دیده است، اما با ناامیدی اضافه میکند که این فهم او هیچ فایدهای ندارد، چرا که هر آنچه که امروز او پذیرفته، فردا از یاد او خواهد رفت و دوباره به او به چشم یک هالو خواهد نگریست. این گفتهی او در واقع به حافظهی کم جامعه و افراد آن اشاره میکند. از دیدگاه فیلم هر تلاشی که برای ساختن و بنیاد نهادن چیزی کنیم، به زودی از میان خواهد رفت، بنابراین هدف ما از انجام کاری نیک، صرفا باید معنا بخشیدن به زندگی باشد.
فیلم با فردایی امیدبخش پایان مییابد، پایانی در تایید اخلاق، بی آنکه پشتوانهای فلسفی یا منطقی برای این دفاع از اخلاق به دست دهد. اما به نظر میرسد فیلم تا حدود زیادی در برانگیختن احساس بیننده برای گردن نهادن به اخلاق، موفق عمل میکند. به نظر میرسد از دیدگاه فیلم، شاید تنها راه متقاعد کردن بشر مدرن در این مورد، همین برانگیختن احساس او به جای اقامهی هر گونه برهان باشد.
منبع: وبلاگ حلاج وشان
ریچارد کورلیس، مجید کریمی
هواشناس خودخواه تلویزیونی قرار است برای یک روز،2 فوریه، در یک شهر کوچک مانده تا از روز موش خرما گزارشی تهیه کرده و سریع بر گردند. هیچ چیز جلوی بازگشت او را نمی گیرد مگر اینکه روزها دوباره تکرار شوند. این شهر به برزخ فیل (بیل موری) تبدیل شده است. شاید هم جایی نزدیکی جهنم باشد.جایی که حتی در آنجا خودکشی هم نمی توان کرد. فیلمنامه (دنی روبین) و کارگردانی (هارولد رمیس) این فیلم به طرز زیبایی کمدی و فلسفه را با هم می آمیزد. بعد از بازی در فیلم های «کدیشَک» و «متوقف کنندگان ارواح» کم کم توانست حالت یک مرد مینی مالیست مدرن را به دست آورده طوری که حالت ایستادن و نگاهش خود به صورت یک علامت سوال است. مورای حق بردن اسکار برای این فیلم و حتی «گمشده در ترجمه» را داشت. چرا که او از معدود کسانی است که می تواند یک انسان رمانتیک باشد و همزمان در ناامیدی غرق شود و در کنار این ها شوخ طبعی خود را نیز حفظ کند. و همه ی اینها در یک روز اتفاق می افتد.
منبع: فیلم نگاه
------
اما روز گرند هاگ محصول سال 1992 را به خاطر بیاورید که در آن موری نقش فیل کانرز (Phil Conners) را برعهده داشت، مردی که محکوم شده بود یک روز از زندگی در Punxsutawney (نام بخشی در پنسیلوانیا) پنسیلوانیا را بارها و بارها تکرار کند تا جایی که همه پیش خدمتهای شهر را از نزدیک میشناخت و میتوانست شکستن ظرفها یا دیالوگهای افراد را پیشگویی کند. موری برای این نقش ساخته شده بود: دلقکی نوگرا، چروکیده و به ظاهر مودب که چهره بیتفاوتش همیشه مردی را به نمایش میگذاشت که دقیقا میدانست تا چند ثانیه دیگر افراد چه حرفی را بر زبان خواهند آورد. هرچند در نهایت میتوان نتیجهگیری کرد فقدان حس خود کم بینی، شاید تنها مانع بیل موری برای دریافت اسکار باشد. او به طور کامل در نقش خود غرق نمیشود. لطفا، یک نفرهرچه سریعترایفای نقشی را در یکی از کمدیهای شکسپیر به او محول کند.
منبع: گاردین/ بهار
------
درمان با سینما....
فیلم هایی همچون «روز موش خرما» دیگر تقریباً در کتابخانه فیلم درمانی استاندارد شده اند. «پتی نولان» می گوید: «ما می توانیم روزها و هفته ها و سال ها را به گونه یی تکراری و یکنواخت سپری سازیم یا اینکه به گونه یی قاطع در راستای پدید آوردن یک دگرگونی بزرگ در زندگی روزمره و انجام کارهایی متفاوت حرکت کنیم.»
فیلم «مردمان معمولی» که در آن پسری نوجوان با احساس گناه دست و پنجه نرم می کند و پس از مرگ برادرش، دست به کوشش های نافرجام برای خودکشی می زند، نگاه عاطفی ژرفی را به خانواده هایی که با مرگ و از دست رفتن اعضایشان روبه رو بوده اند، برمی انگیزد.
نویسنده: «پتی نولان»
افسانه روز دوم ژانویه (روز موش خرما)
همه شهر منتظر هستند تا موش خرمایی به اسم «فیل» از خانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که زمستان تمام شده یا 6 هفته دیگر ادامه دارد. خبرنگاری که برای گزارش گرفتن از این اتفاق راه یگراند هاگ شده در کولاک گیر میکند و وقتی از خواب بیدار میشود، میبیند همان روز قبل تکرار شده است آن هم بدون هیچ تغییری.
این روز مدام برای او تکرار میشود تا اینکه تصمیم به خودکشی میگیرد، اما خودکشی هم پایان ماجرا نیست، چون روزها برای او در حال تکرار شدن هستند.
منبع: همشهری سرنخ
----
برترین ها: روز موش خرما (Groundhog Day): زمستان تلخ
فیلم روز موش خرما ساخته هرلود ریمس و با بازی کمدین بزرگ سینما بیل موری در سال 1993 ساخته شد. این فیلم یک کمدی خوش ساخت و زیباست. نکته اصلی این فیلم این است که بروز مشکلات بسیار در این فیلم باعث می شود که فیلم با وجود کمدی بودن در نیمه های داستان قدری تلخ باشد. در همین بخش است که فصل زمستان در این فیلم خودنمایی می کند مانند صحنه ای که موری تلاش می کند تا فردی بی خانمان را از سرمای زمستان رهایی بخشد.
دلهره و نگرانی شخصیت ها در این سکانس به همراه سرمای زمستان فضایی زیبا و کمیک به فیلم بخشیده است که باعث شده تا این فیلم علاوه بر دریافت جایزه گلدن گلوب یکی از کمدی های خاطره انگیز تاریخ سینما باشد.
یادداشتهای زری اصفهانی
آیا میدانید گراند هاگ دی چه روزی است ؟ روز دوم فوریه است. برحسب یک سنت قدیمی درکشورهای آمریکای شمالی گراند هاگ که گویا بفارسی میشود موش خرما را ازقفس اش که درطی سال درآن نگهداری میشده است بیرون می آورند ودر برابر جمعیت انبوهی که درمرکز شهر جمع شده است سایه اش را می سنجند! اگر گراند هاگ سایه اش را ببیند یعنی فصل طولانی است و بهار دیر می آید و اگر سایه اش را نبیند فصل کوتاه است و بهار زود میرسد این رسم همه ساله در اکثر شهرهای آمریکا و کانادا انجام میشود.مراسمی است برای جشن و معمولا لباس های قدیمی می پوشند و خیلی جدی خبررا اعلام میکنند هرچند متن خبر بصورت شعر طنز است و اجرای آنهم شبیه دوران شاهان قرون وسطی است.
-----
میان برنامه: معضلی به نام موش خرما!
هر سال در صبحگاه دوم فوریه هزاران نفر از اهالی مضطرب و مشتاق در جای جای کانادا و امریکا گرد هم میآیند تا شاهد مراسم سرنوشت ساز و مهمی باشند! مراسم با سخنرانی شهردار و بزرگان محلی آغاز میشود. تعداد زیادی از آقایان متشخص با سبیلهای تاب داده، کت فراک و کلاه سیلندری عهده دار اجرای مراسم هستند. دوربین های فیلم برداری و خبرنگاران از دور و نزدیک به صورت زنده این مراسم باشکوه را تحت پوشش قرار میدهند.
پس از سخنرانی و خیرمقدم به حاضران، شهردار به سراغ مهمان ویژه برنامه میرود! همان کسی که سرنوشت کشور (و چه بسا دنیا) را با اشاره انگشت تعیین خواهد کرد!
بله! موش خرما!
هزاران انسان بالغ و (ظاهرن) عاقل با ظاهری متشخص و اشرافی هر سال در ۲ فوریه به دور هم جمع میشوند و به رفتار جناب موش خرما خیره میشوند!! آقای موش خرما (احتمالن با ترس و لرز از شنیدن صدای فریاد مردم هیجان زده و فلاش دوربینها) آرام آرام از لانه اش به بیرون سرک میکشد. در حالیکه هیات داوران و بزرگان محلی چهار چشمی به وی خیره شده اند!
اگر جناب موش خرما پس از خروج از منزل در صبحگاه ۲ فوریه سایه اش را بر زمین نبیند و به لانه برنگردد بدان معناست که زمستان در شرف اتمام و بهار نزدیک است! اما اگر معظم له سایه خود را بر زمین ببیند بدان معناست که زمستان ۶ هفته دیگر به درازا خواهد کشید.
هیات داوران پس از مداقه در رفتار موش خرمای مذکور و شور درباره آن، نظر رسمی خود را در پشت تریبون اعلام خواهد کرد و مراسم با خطابه ای از زبان موش خرمای مذکور برای خیل مشتاقان پایان مییابد!
مراسم روز موش خرما امسال نیز به روال سالیان پیش با شکوه تمتم تر در کانادا و امریکا برگزار شد! حتمن منتظرید بدانید موش خرمایان محترم برای زمستان امسال چه پیش بینیای ارائه کرده اند!
متاسفانه خبرها چندان امیدوار کننده نیست! Willie موش خرمای شهر Wiarton در انتاریوی کانادا ۳۵ دقیقه بعد از همتای پنسیلوانیایی خود Phil در حدود ساعت ۸ بامداد سایه خود را بر زمین دیدند! نظر کارشناسی ایشان توسط Sam از نوااسکاتیا نیز تایید شد! در نتیجه زمستان امسال ۶ هفته دیگر به درازا خواهد کشید.
منبع: Narya، The ring of Fire
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دانلود فیلم افسانه ی روز دوم ماه فوریه Groundhog Day 1993
سه شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۱:۱۹ ب.ظ
دانلود فیلم افسانه ی روز دوم ماه فوریه Groundhog Day 1993
رنگی – 103 دقیقه
بازیگران عمده: بیل مورای، اندی مک داول، کریس الیوت، استیون توبولووسکی، برایان دویل مورای، آنجلا پاتن و ریک اورتن.
کارگردان: هارولد رامیس.
خلاصه داستان: «فیل» (مورای)، گزارشگر هواشناسی تلویزیونی اهل «فیلادلفیا» با نارضایتی به شهر کوچکی می رود تا مراسم سالانه ی روز معروف دوم فوریه را پوشش دهد. صبح روز بعد از خواب بیدار می شود و در می یابد که بار دیگر دوم فوریه است. این اتفاق مرتبا در روزهای بعد هم رخ می دهد…
شرح فیلم: نمونه ای کمیاب از تجربیات لذتبخش سینما. یک کمدی درجه ی یک هالیوودی که هم مفرح است و هم غافلگیر کننده. برخلاف تصور، ایده ی درخشان زود ته می کشد و رامیس گام به گام و آرام آرام شوخی هایش را بسط و غنا می دهد و شخصیت اصلی اش را ابعاد گوناگونی می بخشد. مورای در نقش اصلی به طرز فوق العاده ای هم عمیق و هم سهل الوصول بازی می کند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
صد فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب انجمن منتقدان فیلم آمریکا
صد فیلم برتر در تاریخ سینما به انتخاب انجمن منتقدان فیلم آمریکا
انیمیشن
در بخش انیمیشن به ترتیب فیلمهای «سفید برفی و هفت کوتوله» 1937، «پینوکیو» 1940، «بامبی» 1942، «شیرشاه» 1994، «فانتازیا» 1940، «داستان اسباببازی» 1995، «دیو و دلبر» 1991، «شرک» 2001، «سیندرلا» 1950و «در جستوجوی نیمو» 2003 جزو بهترینها انتخاب شدند. جای خالی فیلمهایی مانند «رژه پنگوئنها»، «کمپانی هیولاها» یا «عصر یخ» و حتی چندگانههای پرطرفداری مانند «هالک» و «شکستناپذیرها» جای تعجب دارد. حتی فیلم «قطار سریعالسیر کریسمس» یا فیلم «سرود کریسمس» که جزو بهترینها در زمینه فیلمهای کریسمس انتخاب شدند در این لیست جایی ندارند. به نظر میرسد افراد سلایقی کلاسیک در این زمینه داشتند و آثار جدید مورد استقبال کودکان در این باره چندان مورد علاقهشان قرار نگرفته است.
فانتزی و علمی - تخیلی
در بخش «فانتزی» به ترتیب «جادوگر شهر زمزد» 1939، «ارباب حلقهها: یاران حلقه» 2001، «زندگی شگفتانگیزی است» 1946، «کینگکنگ» 1933، «معجزه در خیابان سیوچهارم» 1947، «میدان رویاها» 1989، «هاروی» 1950، «افسانه روز دوم ماه فوریه» 1993، «دزد بغداد» 1924 و «بزرگ» 1988 انتخاب شدند.
از همه عجیبتر میتوان به غیبت «هریپاتر»ها و یا کارخانه شکلاتسازی چارلی در این زمینه اشاره کرد اما عجیبتر اینکه با توجه به پیشرفت کامل تکنولوژی در سینما به خصوص در زمینه فانتزی و امکانات زیاد در این باره طی چند سال گذشته تمام آثار برگزیده در این بخش تا قبل از سال 2001 است.
این عدم حضور فیلمهای جدید بهخصوص در این زمینه به چشم میخورد. این رویکرد در زمینه فیلمهای علمی - تخیلی نیز به چشم میخورد. در این بخش 20011: یک اودیسه فضایی» 1968، «جنگهای ستارهای: اپیزود چهار- یک امید تازه» 1977، «ئیتی، موجود ماورای زمینی» 1982، «پرتقال کوکی» 1971، «روزی که زمین از حرکت ایستاد» 1951، «بلید رانر» 1982، «بیگانه» 1979، «نابودگر 2: روز داوری» 1991، «حمله ربایندگان جسم» 1956 و «بازگشت به آینده» 1985به چشم می خورند.
در حالی که علم در جهان واقعی هم کاملا پیشرفت کرده خارج از تخیل و تفکر انسانها در بین اسامی فیلمهای اعلام شده در این زمینه انگار انتخاب کنندگان در سالهای قبل از 1991 ماندهاند. حتی 10 سال قبل از انتخاب فیلمهای فانتزی. غیر از در نظر گرفتن پیشرفت علم در این زمینه حتی دغدغهها و رویکردها و ترسهای انسان مدرن در انتخاب این فیلم در نظر گرفته نشده است.
گانگستری
فیلمهای گانگستری که در این زمینه انتخاب شدهاند هر چند نام بهترین فیلمهای تاریخ سینما را در خود دارد، اما بازهم جای خالی فیلمهایی مانند «دارو دسته نیویورکی» یا «مردگان» در آن به چشم میخورد. در این بخش «پدرخوانده»، 1972، «رفقای خوب»، 1990، «پدرخوانده قسمت 2» 1974، «التهاب شدید» 1949، «بانی و کلاید» 1967، «صورت زخمی: شرم یک ملت» 1932، «داستان عامهپسند» 1994، «دشمن مردم» 1931، «سزار کوچک» 1930و «صورت زخمی» 1983 انتخاب شدند.
وسترن
در بین فیلمهای وسترن هم خبری از فیلمهای جدیدی که در این زمینه ساخته شده نیست، مثلا 3:100 به یوما» یا «قول شرقی» و یا «رقص با گرگها.» در این لیست به ترتیب فیلمهای «جویندگان» 1956، «ماجرای نیمروز» 1952، «شین» 1953، «نابخشوده» 1992، «روز سرخ» 1948، «این گروه خشن» 1969، «بوچ کسیدی و ساندنس کید» 1969، «مککیب و انم میلر» 1971، «دلیجان» 1939و «کت بالو» 1965 قرار دارند. حتی نام فیلمی همچون «خوب، بد، زشت» هم در این لیست نیست.
ورزشی
چندی پیش نیز بهترین فیلمهای ورزشی انتخاب شدند. در یک نظرسنجی اینترنتی این فیلمها انتخاب شدند که بهترین آنها «راکی » بود که در این لیست مقام دوم را دارد. مقام اول این لیست از آن «گاو خشمگین» 1980 است. فیلمهای «غرور یانکیها» 1942، Hoosiers 1986، «بول درهام» 1988، «بیلیاردباز» 1961، Caddyshack1980 ، «رهایی از بند» 1979، «ولوت در مسابقه گراند نشنال» 1944و «جری مگوایر» 1996 هم در این لیست هستند.
فیلمهایی که مردم در این نظرسنجی پسندیدند فیلمهایی همچون«عزیز میلیون دلاری» کلینت ایستوودو «سفیدپوستان نمیتوانند بپرند» ران شلتن باز هم با موضوع بسکتبال و «فرار به سوی پیروزی» جان هیوستن با موضوع فوتبال بودند.
معمایی
نام «آلفرد هیچکاک» در بین آثار معمایی خودنمایی میکند با فیلمهایی مانند «سرگیجه» 1958، «شمال از شمال غربی» 1959 و «ام را برای قتل بگیر» 1954. بقیه فیلمهای این لیست عبارتند از «محله چینیها» 1974، «پنجره عقبی» 1954، «لورا» 1944، «مرد سوم» 1949، «شاهین مالت» 1941، «مخمل آبی» 1986و «مظنونین همیشگی» 1995.
کمدی رمانتیک
فیلمهایی که در بخش کمدی رمانتیک انتخاب شدند عبارتند از «روشناییهای شهر» 1931، «آنیهال» 1977، «یک شب اتفاق افتاد» 1934، «تعطیلات رمی» 1953، «داستان فیلادلفیا» 1940، «وقتی هری سلی را ملاقات کرد» 1989، «دنده آدم» 1949، «ماهزده» 1987، «هارولد و مود» 1971و «بیخوابی در سیاتل» 1993.
درام دادگاهی
در بخش درام دادگاهی آثاری همچون «کشتن مرغ مقلد» 1962، «دوازده مرد خشمگین» 1957، «کریمر علیه کریمر» 1979، «حکم دادگاه» 1982، «چند مرد خوب» 1992، «شاهد برای تعقیب کیفری» 1957، «تشریح یک قتل» 1959، «در کمال خونسردی» 1967، «فریاد در تاریکی» 1988و «محاکمه در نورمبرگ» 1961 آثار برگزیده در این بخش هستند.
حماسی
در بخش فیلمهای حماسی نیز مجموعهای از فیلمهای مطرح به چشم میخورند فیلمهایی همچون «لورنس عربستان» 1962، «بن هور» 1959، «فهرست شیندلر» 1993، «بربادرفته» 1939، «اسپارتاکوس» 1960، «تایتانیک» 1997، «در جبهه غرب خبری نیست» 1930، «نجات سرباز رایان» 1998، «سرخها» 1981 و «ده فرمان» 1956. فیلمهایی در این بخش انتخاب شدند که خودشان هر بار در یکی از نظرسنجیها به عنوان بهترینها برگزیده شدهاند، فیلمهایی مثل تایتانیک و بربادرفته.
بازیگران
در میان بازیگران «جیمز استوارت»،«تام هنکس» با چهار فیلم و «دیانا کیتون» با سه فیلم در ژانرهای مختلف بیشترین حضور را دارد.
کارگردانان
این موسسه چند روز پیش کوئنتین تارانتینو را در ژانر آثار «گانگستری» و کلینت ایستوود را در گونه آثار «وسترن» به عنوان برترینها انتخاب کرد. در دیگر ژانرها «جسیکا آلبا» در بخش آثار کمدی رمانتیک، شین آستین در گونه آثار فانتزی، کرک داگلاس در گونه فیلمهای حماسی و «کوبا گودینگ» در بخش فیلمهای ورزشی، در گونه فیلمهای انیمیشن «جنیفر لاو هویت» و در بخش آثار علمی - تخیلی «سیگورنی ویور» به عنوان برترینها اعلام شدهاند
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یافته های تازه وبسایت رها ماهرو : سنگ پا سیروس مقدم . فیلم
بیداری . سینمایی موزه پر ماجرا . عکس از فیلمهای قدیمی و مهم رابرت
استیونسون . خیاطی اوهارا . دختر در گروه تیله ها در فیلم بازی اسرار آمیز .
دانشنامه فیلم بازی اسرار آمیز . بازیگر نقش هایدی در فیلم بازی اسرار
امیز . زورو قسمت 3 نفر برای کشتن زورو .
http://doorbiin.blogsky.com/1394/09/20/post-362/
عبدالرضاصادقی جهانی
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به تله فیلم عبور از تاریکی به کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا صادقی جهانی برای ما بنویسید و بفرستید.
عبور از تاریکی در شبکه اشراق تولید شد
جام جم آنلاین: فیلم تلویزیونی «عبور از تاریکی» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا صادقی جهانی در شبکه اشراق تهیه شد.
به گزارش جامجم آنلاین به نقل از روابط عمومی صدا و سیمای مرکز زنجان، فیلم تلویزیونی «عبور از تاریکی» با هدف تحقق عنوان سال، خودکفایی و شکوفایی، تحقق چهار محور امید و اخلاق، آگاهی و دین تولید شده است و به زودی پخش خواهد شد.
داستان این فیلم در مورد مهندس نصیری یک نخبه طراح ترانسفور ماتور راکتوری است که به علت مشکلات و مشقت های موجود در مسیر پروژه ها تصمیم به استعفا گرفته و قصد رفتن به خارج از کشور را دارد اما در این حین نامه ای از زادگاهش به او می رسد مبنی بر فوت تنها حامی اش شیخ محمود، که سال ها او را حمایت مالی کرده است و…
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تله فیلم ˝عبور از تاریکی˝ در زنجان تولید شد
تله فیلم ˝عبور از تاریکی˝ توسط صدا و سیمای مرکز زنجان تهیه و تولید شد.
به گزارش هنرآنلاین، تله فیلم "عبور از تاریکی" روایتگر شکوه و شکوفایی ایران و ایرانیان است.
تحقق شعار تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، خودکفایی و شکوفایی، آگاهی دینی و تحقق چهار محور امید و اخلاق از مهمترین اهداف تولید و ساخت تله فیلم "عبور از تاریکی" به شمار میرود.
موضوع داستان تله فیلم "عبور از تاریکی" درباره نخبه و طراح ترانسفورماتور راکتوری به نام مهندس نصیری است که به دلیل وجود مشکلات و سختیهای زیادی در مسیر پروژهها تصمیم به استعفا گرفته و قصد رفتن به خارج از کشور را دارد و در این شرایط نامهای در زمینه فوت شیخ محمود تنها حامی وی که سالها او را حمایت کرده است، به مهندس میرسد.
این تله فیلم به تهیهکنندگی، کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا صادقی جهانی تولید و به زودی از شبکه اشراق پخش میشود.
فیلم های«راه سوم»، «عبور از تاریکی» و «کانی» پخش می شوند
از شبکه شما؛
فیلم های«راه سوم»، «عبور از تاریکی» و «کانی» پخش می شوند
فیلم های تلویزیونی «راه سوم»، «عبور از تاریکی» و «کانی» به ترتیب تولید صدا و سیمای مراکز بوشهر، زنجان و مهاباد پنج شنبه و جمعه از شبکه شما روی آنتن می رود.
داخلی آرشیو خبر رادیو و تلویزیون
تاریخ : چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۰
به گزارش هنرنیوزبه نقل از روابط عمومی رسانه ملی؛ فیلم تلویزیونی «راه سوم» به تهیه کنندگی و کارگردانی بهرام صادقی مزیدی در صدا و سیمای مرکز بوشهر ساخته شده است که مخاطبان شبکه شما می توانند این فیلم را ۵ شنبه ۱۲ اردیبهشت ساعت ۲۳ از این شبکه شما تماشا کنند.
داستان این فیلم در مورد اعظم امیری معلم حق التدریسی است که برای ماندن در بوشهر و تدریس در یکی از آموزشگاه های این شهر رقیبی هم امتیاز دارد . علی رغم اینکه عموی او در آموزش و پرورش است اما به منطقه محروم بندرگاه می رود. این سفر آغاز ماجرایی است که داستان فیلم را به پیش می برد.
فیلم تلویزیونی «عبور از تاریکی» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا صادقی جهانی در صدا و سیمای مرکز زنجان تهیه و تولید شده است. که جمعه ساعت ۱۳ از شبکه شما پخش می شود.
داستان تله فیلم «عبور از تاریکی» درباره نخبه و طراح ترانسفورماتور راکتوری به نام مهندس نصیری است که به دلیل وجود مشکلات و سختیهای زیادی در مسیر پروژهها تصمیم به استعفا گرفته و قصد رفتن به خارج از کشور را دارد و در این شرایط نامهای در زمینه فوت شیخ محمود تنها حامی وی که سالها او را حمایت کرده است، به مهندس میرسد.
همچنین فیلم تلویزیونی «کانی» به کارگردانی و تهیهکنندگی حسن محمد زاده که در صدا و سیمای مرکز مهاباد تولید شده است ،جمعه ساعت ۱۸:۱۵ ازشبکه شما پخش می شود.
روژین معلم جدید روستا با دختری نوجوان به نام کانی روبرو می شود ، دختری مصیبت زده و روان پریش که ظاهراً پدرش متوفی و مادرمعلمش ناپدید شده است . کانی بر اثر صحبت روژین قدری بهبود یافته و به مدرسه بازمی گردد و درهم نشینی اش با روژین هربار لایه ای از زندگی اش افشا می شود.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فیلم عبور از تاریکی
عوامل تولید فیلم:
تهیه کننده و کارگردان: عبدالرضا صادقی جهانی - مدیر تصویر برداری: حسن زارعی - صدا بردار: حسن امینی یکتا - تدوین: جلال حبیب مهر - طراح صحنه: خلیل محمدی - آهنگساز: سعید پور علی - مدیر تولید: ناصر بابایی
بازیگران: عبدالرضا اکبری - رضا توکلی - سیروس همتی -اسحاق نوفر- نازنین رحیمی - غلامرضا امندی -
امیر رضا زاد سرور - مهدی صحبتلو - محمد شمس و...
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تله فیلم «عبور از تاریکی» در زنجان تولید شد
خبرگزاری فارس: تله فیلم «عبور از تاریکی» توسط صدا و سیمای مرکز زنجان تهیه و تولید شد.
خبرگزاری فارس: تله فیلم «عبور از تاریکی» در زنجان تولید شد
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، تله فیلم «عبور از تاریکی» روایتگر شکوه و شکوفایی ایران و ایرانیان است.
تحقق شعار تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، خودکفایی و شکوفایی، آگاهی دینی و تحقق چهار محور امید و اخلاق از مهمترین اهداف تولید و ساخت تله فیلم «عبور از تاریکی» به شمار میرود.
این تله فیلم به تهیهکنندگی، کارگردانی و نویسندگی عبدالرضا صادقی جهانی تولید و به زودی از شبکه اشراق پخش میشود.
موضوع داستان تله فیلم «عبور از تاریکی» درباره نخبه و طراح ترانسفورماتور راکتوری به نام مهندس نصیری است که به دلیل وجود مشکلات و سختیهای زیادی در مسیر پروژهها تصمیم به استعفا گرفته و قصد رفتن به خارج از کشور را دارد و در این شرایط نامهای در زمینه فوت شیخ محمود تنها حامی وی که سالها او را حمایت کرده است، به مهندس میرسد و ....
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
تله فیلم عبور از تاریکی
مدت : 86 دقیقه
تعداد بازدید:980
تولید سال 1391 مرکز زنجان
این
تله فیلم به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی عبدالرضا صادقی جهانی با
موضوع تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی تهیه شده و در دو بخش،
دوران نوجوانی و میانسالی شخصیت نخبه و اصلی داستان را به تصویر کشیده است.
داستان این فیلم در مورد مهندس نصیری، نخبه طراح ترانسفورماتور راکتوری
است که به علت مشکلات و مشقت های موجود در مسیر پروژه ها تصمیم به استعفا
گرفته و قصد رفتن به خارج از کشور را دارد اما در این حین نامه ای از
زادگاهش به او می رسد مبنی بر فوت تنها حامی اش شیخ محمود، که سال ها او را
حمایت مالی کرده است و... عبور از تاریکی با هدف تحقق عنوان سال، خودکفایی
و شکوفایی، تحقق چهار محور دین، اخلاق، امید و آگاهی تولید شده است و به
زودی پخش خواهد شد.
عوامل برنامه :
تهیه کننده : عبدالرضا صادقی جهانی کارگردان : عبدالرضا صادقی جهانی
بهرامیان کارگردان تله فیلم عبور از تاریکی شد
جام جم آنلاین: بهرام بهرامیان با به پایان رساندن فیلم سینمایی"سبب من"به طور رسمی کارگردانی فیلم تلویزیونی "عبور از تاریکی" را برای مرکز سیمافیلم برعهده گرفت.
به گزارش جام جم آنلاین به سایت خبری سیمافیلم، مساله هشت سال دفاع مقدس و تبعات آن از مضامینی است که به دلیل گستردگی و چند لایه بودن آن همواره باید دستمایه ساخت آثار نمایشی قرار گیرد و فیلمنامه"عبور از تاریکی"نیز یکی از همین موضوعات مربوط به جنگ است.
فیلمنامه این کار به قلم شعله شریعتی،داستان دو نوجوان به نام های آرش و رامین را روایت می کند که تاکنون تصور می کردند پدرشان امیر که خلبان نیروی هوایی بوده در جنگ کشته شده است.با بازگشت ناگهانی او از اسارت،این دو نوجوان دچار احساسات متناقضی می شوند.امیر برای اینکه به فرزندانش که در غیاب او بزرگ شده اند نزدیک شود و در ضمن به ابهامات آن ها در خصوص آخرین ماموریت جنگی اش پاسخ دهد،در سفری به جزیره محل سقوط هواپیمایش آن ها را با خود همراه می کند و این امر باعث بروز حوادث جدیدی می شود.
فیلمنامه به تصویب نهایی رسیده و برآورد بودجه نیز انجام شده است.تاکنون حضور بهرام بهرامیان به عنوان کارگردان در این پروژه قطعی شده است.
پیش بینی می شود که"عبور از تاریکی"خردادماه وارد پیش تولید شود.
بنا به این گزارش و با توجه به اینکه "عبور از تاریکی" تلفیقی از دو ژانر جنگی (سینمای دفاع مقدس) و سینمای جاده ای است ،فیلمی پر لوکیشن خواهد بود که به گفته نشاط تصویربرداری آن از تهران آغاز شده و سپس گروه برای ادامه کار به آبادان و جزیره مینو خواهند رفت.
گفتنی است،بهرامیان تاکنون کارگردانی آثاری چون"مشق عشق"،سریال "ساعت شنی"و فیلم های سینمایی" آل"و "سبب من"را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.این در حالی است که هفته فیلم ایران و ترکیه جمعه هفته گذشته با نمایش فیلم سینمایی "آل"در استان وان این کشور آغاز شد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
بهرامیان «عبور از تاریکی » را کلید می زند
تاریخ انتشار: سه شنبه, 13 دی 1390 13:33
بعد از پرواز در ارتفاع صفر
سایت خبری سیما فیلم: بهرام بهرامیان بعد از تولید فیلم تلویزیونی«پرواز در ارتفاع صفر»،سراغ «عبور از تاریکی »می رود.
محمد نشاط با رد شایعه انصراف بهرامیان از پروژه «عبور از تاریکی»به سایت سیما فیلم گفت: در حال حاضر مشغول فراهم آوردن زمینه ساخت برای فیلم تلویزیونی«پرواز در ارتفاع صفر» هستیم و به محض پایان این فیلم سراغ «عبور از تاریکی» می رویم.
نشاط درباره مضمون «عبور از تاریکی» گفت: فیلمنامه این کار به قلم شعله شریعتی،داستان دو نوجوان به نام های آرش و رامین را روایت می کند که تاکنون تصور می کردند پدرشان امیر که خلبان نیروی هوایی بوده در جنگ کشته شده است.با بازگشت ناگهانی او از اسارت،این دو نوجوان دچار احساسات متناقضی می شوند.امیر برای اینکه به فرزندانش که در غیاب او بزرگ شده اند نزدیک شود و در ضمن به ابهامات آن ها در خصوص آخرین ماموریت جنگی اش پاسخ دهد،در سفری به جزیره محل سقوط هواپیمایش آن ها را با خود همراه می کند و این امر باعث بروز حوادث جدیدی می شود.
با توجه به اینکه "عبور از تاریکی" تلفیقی از دو ژانر جنگی و جاده ای است ،فیلمی پر لوکیشن خواهد بود که به گفته نشاط تصویربرداری آن از تهران آغاز می شود و سپس گروه برای ادامه کار به آبادان و جزیره مینو خواهند رفت.
نشاط همچنین از بانویسی مجدد فیلمنامه «پرواز در ارتفاع صفر» و ارایه آن به ارتش برای تائید نهایی خبرداد. او در این باره گفت: مدتی پیش فیلمنامه را به نیروی هوایی سازمان ارتش جمهوری اسلامی ایران دادیم. آنها با خواندن فیلمنامه نکاتی را متذکر شدند که به همین دلیل محمد بهشتی، فیلمنامهنویس، این موارد را در فیلمنامه اعمال کرد و آن را برای بازخوانی مجددفرستادیم و در صورت توافق نهایی وارد مرحله پیش تولید میشویم.
بنا به این گزارش این تله فیلم روایتگر مقطعی از زندگی یک خلبان جنگی در طول 8 سال دفاع مقدس است، همسر این خلبان دچار بیماری قلبی است و او باید بین پروازها و مراقبت از همسرش توازنی برقرار کند که این امر بستر دراماتیک داستان را ایجاد می کند. این فیلم به دلیل موضوع حساس و سنگینی که دارد، قرار است ارتش برای تولید و ساخت آن گروه را حمایت کند. در جلساتی که این هفته میان تهیه کننده و نمایندگان ارتش برگزار میشود، میزان حمایت ارتش در تولید فیلم مشخص میشود. نشاط «پرواز در ارتفاع صفر» و «عبور از تاریکی» را در گروه معارف ، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مرکز سیما فیلم تهیه می کند.
هنوز عواملی که با این پروژه همکاری خواهند کرد، قطعی نشده است. ازبهرام بهرامیان سریال «سقوط یک فرشته»ماه رمضان امسال روی آنتن شبکه اول رفت. او در جشنواره فیلم فجر امسال با دومین فیلمش یعنی«سبب من» حضور دارد.
فرهاد آئیش، مژگان بیات، مصطفی زمانی، طناز طباطبایی، شبنم قلیخانی، امیرحسین فتحی،حمید فرخنژاد، فاطمه معتمدآریا و حسن نجاریان ازبازیگران این فیلم هستند. فیلم قبلی این کارگردان «آل» بود که چندی پیش در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. بهرامیان مجموعه «مشق عشق» و سریال جنجالی « ساعت شنی» را هم در کارنامه خود دارد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
بهرام بهرامیان از تاریکی عبور می کند
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 07 اردیبهشت 1390 06:28
سایت خبری سیمافیلم:بهرام بهرامیان با به پایان رساندن فیلم سینمایی"سبب من"به طور رسمی کارگردانی فیلم تلویزیونی "عبور از تاریکی"را برعهده گرفت.
محمد نشاط با بیان این مطلب گفت:مساله هشت سال دفاع مقدس و تبعات آن از مضامینی است که به دلیل گستردگی و چند لایه بودن آن همواره باید دستمایه ساخت آثار نمایشی قرار گیرد و فیلمنامه"عبور از تاریکی"نیز یکی از همین موضوعات مربوط به جنگ است.
او تصریح کرد:فیلمنامه این کار به قلم شعله شریعتی،داستان دو نوجوان به نام های آرش و رامین را روایت می کند که تاکنون تصور می کردند پدرشان امیر که خلبان نیروی هوایی بوده در جنگ کشته شده است.با بازگشت ناگهانی او از اسارت،این دو نوجوان دچار احساسات متناقضی می شوند.امیر برای اینکه به فرزندانش که در غیاب او بزرگ شده اند نزدیک شود و در ضمن به ابهامات آن ها در خصوص آخرین ماموریت جنگی اش پاسخ دهد،در سفری به جزیره محل سقوط هواپیمایش آن ها را با خود همراه می کند و این امر باعث بروز حوادث جدیدی می شود.
نشاط افزود:فیلمنامه به تصویب نهایی رسیده و برآورد بودجه نیز انجام شده است.تاکنون حضور بهرام بهرامیان به عنوان کارگردان در این پروژه قطعی شده و در جلساتی که با ایشان خواهیم داشت،این امکان وجود دارد که اگر نظراتی در خصوص فیلمنامه داشته باشند در کلیت کار لحاظ شود.
او اذعان داشت:پیش بینی ما این است که"عبور از تاریکی"خردادماه وارد پیش تولید شود.
بنا به این گزارش و با توجه به اینکه "عبور از تاریکی" تلفیقی از دو ژانر جنگی (سینمای دفاع مقدس) و سینمای جاده ای است ،فیلمی پر لوکیشن خواهد بود که به گفته نشاط تصویربرداری آن از تهران آغاز شده و سپس گروه برای ادامه کار به آبادان و جزیره مینو خواهند رفت.
گفتنی است،بهرامیان تاکنون کارگردانی آثاری چون"مشق عشق"،سریال "ساعت شنی"و فیلم های سینمایی" آل"و "سبب من"را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.این در حالی است که هفته فیلم ایران و ترکیه جمعه هفته گذشته با نمایش فیلم سینمایی "آل"در استان وان این کشور آغاز شد.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فیلـم های سینمایی و تلویزیونی آخر هفته شبکه های سیما
شبکههای مختلف سیما برای تعطیلات آخر هفته، 14 فیلم سینمایی و تلویزیونی را برای پخش در نظر گرفتهاند.
به گزارش هنرآنلاین، فیلمهای سینمایی و تلویزیونی "قلعه آهنین"، "جانگوی آزاد"، "شطرنج باز"، "ماهرخ"، "ریو"، "زوزه"، "گرگ نقرهای"، "فقط بیبست"، "دوری"، "فرشته چهارم"و... از جمله فیلمهایی است که روزهای پنجشنبه و جمعه، 19و20 مردادماه، از شبکههای یک، دو، سه، چهار، تهران، شما، آموزش و نمایش روی آنتن میرود.
- شبکه یک
قلعه اهنین: فیلم سینمایی "قلعه آهنین" به کارگردانی جاناتان انگلیش، پنجشنبه 12اردیبهشت ماه ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فیلم آمده: در سال1215 میلادی، پادشاه انگلستان در پی شورش مردم و بارونها مجبور به امضای منشوری میشود که بر طبق مفاد آن دست از ظلم و ستم بر علیه مردم بردارد. شاه جان بر عهد خود وفادار نمیماند. در نتیجه مردم بار دیگر بر علیه او شورش میکنند. در این شورش یکی از بارونها به همراه یک جنگجوی دلیر و عده ایی از مردم محلی به قلعهایی به نام دژ رچستر رفته و در آنجا به تجهیز سپاهی بر علیه شاه جان میپردازند. ارتش فرانسه که از این موضوع خبردار میشود به کمک آنها میشتابد.شاه جان با سپاه انگلستان به دژ رچستر حمله میکند اما...
برایان کاکس و جیمز پیور فوی در فیلم سینمایی قلعه آهنین محصول سال 2011 انگلستان، آمریکا و آلمان بازی کردهاند.
جانگوی آزاد: فیلم سینمایی "جانگوی آزاد" به کارگردانی کوئنتین تارانیتو جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش میشود. در خلاصه داستان فیلم آمده : جنگو یک برده است که توسط یک ارباب سخاوتمند به نام دکتر کینگ شولز خریداری میشود. از آنجا که شولز اعتقادی به برده داری نداردجنگورا آزاد میکند وآن دو در کسب وکاری که شولز به راه انداخته باهم شریک میشوند. بعد از یک زمستان پرسود، آن دو باهدف پیدا کردن همسرجنگو به نام برومهیلدا به میسیسیپی میروند. آن دو با زیرکی وارد مزرعه ایی میشوند که برومهیلدا به عنوان برده در آن مشغول کار است. کالوین کندی ارباب مزرعه و بسیاری از اعضای آنجا تحت تاثیر جنگو و شولز قرار میگیرند، اما استفن که نوکر مخصوص کالوین کندی است به آنها شک میکند.
جیمی فاکس و کریستف والتز در این فیلم محصول سال 2012 آمریکا به ایفای نقش پرداخته اند.
- شبکه دو
ستاره لورا و هیولاهای خیالی: انیمیشن "ستاره لورا و هیولاهای خیالی" به کارگردانی تیلو روثکریش و ئوته فان مونخو پول، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 7/30 از شبکه دو سیما روی آنتن میرود.
در این انیمیشن محصول سال 2011 آلمان میبینیم: لورا و تامی خواهر و برادر هستند. عروسک تامی در حین بازی فوتبال به زیر زمین خانه میافتد. آنها به داخل زیرزمین میروند تا اسباب بازی را بیاورند. ولی لورا و تامی سایههای هیولاهای وحشتناک و بزرگی را روی دیوار میبینند و از زیر زمین فرار میکنند. شب هنگام هر دو به خواب میروند و ستاره دنبالهداری به سراغ آنها میرود و هر دو با ستاره دنباله دار به بخشهای مختلف زمین میروند و گردش را آغاز میکنند. آنها در فضا هیولاهایی میبینند که...
یک نفر هم نباید کم شود: فیلم سینمایی "یک نفر هم نباید کم شود" به تهیه کنندگی ژان ویپینگ، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 14:30 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
در این فیلم درباره دختر سیزده سالهای است که در مدت مرخصی یک ماهه معلم مدرسه روستا جانشین او میشود. جان، یکی از دانشآموزان به دلیل مرگ پدر و فقر خانواده برای کار به شهر میرود. وی که برای بازگرداندن او به شهر رفته و موفق نشده است به عنوان مهمان در یک برنامه تلویزیونی شرکت میکند و پیام خود را به جان میرساند. آنها یکدیگر را پیدا میکنند و...
فیلم سینمایی یک نفر هم نباید کم شود محصول سال 1999چین است.
وقتی باران ببارد: فیلم تلویزیونی "وقتی باران ببار"د به کارگردانی بیژن شکرریز و تهیهکنندگی سیدرضا حسینی، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 21 از شبکه دو سیما روی آنتن میرود.
داستان فیلم از این قراراست که؛ حمید 9 ساله، سالهای قبل بر اثر تصادف حس شنوایی خود را از دست داده و در مدرسه ناشنوایان تحصیل میکند، حمید از درس خواندن در این مدرسه ناراضی است. در نهایت چگونگی ارتباط حمید که کودکی معلول به شمار میآید، با خانواده و بچههای مدرسه نمایش داده میشود.
مریم کاظمی، طوفان مهردادیان، مینا نوروزی و امیر میرزا ابراهیم مجتهد در فیلم تلویزیونی "وقتی باران ببارد" از تولیدات سال 1391 بازی کردهاند.
.
پله ماشین پلیس ماجراجو: انیمیشن "پله ماشین پلیس ماجراجو" به کارگردانی راسموس آسیورتسن و تهیهکنندگی آگه آبرگه، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 8 صبح در قالب برنامه سینما صبحانه از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فیلم محصول سال 2009 نروژ آمده: پله ماشین پلیس سخنگویی است که به علت کمکهایی که به مردم شهر میکند بسیار محبوب است، او در جریان یک عملیات امداد رسانی دچار برق گرفتگی شده و به یک ماشین برقی تبدیل میشود. رئیس پلیس به علت جرقه هایی که روی بدنه پله ظاهر می شود، پله را به اصطلاح به مرخصی فرستاده و او را از انجام هرگونه مأموریت پلیسی منع میکند. در همین حین دو خلافکار تحت عنوان بستهبندی آب بهداشتی، سدی غیر ایمن بر روی رودخانه شهر احداث میکنند. آنها نه تنها باعث کمبود آب و خشکسالی میشوند بلکه....
شطرنج باز: فیلم سینمایی "شطرنج باز" به کارگردانی کارولین بوتارو و با بازی ساندری بونایر محصول سال 2009 فرانسه، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 17:30 از شبکه دو سیما پخش میشود.
داستان در مورد زنی است که با بازی شطرنج زندگی خود و خانواده اش را عوض میکند. هلن زن جوانی است که خانواده فقیری دارد، شوهرش کارگر ساختمان است و دخترِ جوان او میخواهد درس بخواند، هلن نیز مستخدم یک هتل است و در ضمن برای عموی ثروتمندش نیز کار میکند. روزی هلن، هنگام تمیز کردن اتاق یک زوج جوان، آنها را در بالکن هتل میبیند که درآرامش در حال بازی شطرنج هستند، او نیز آنها را تماشا میکند و به این بازی علاقمند میشود. پس از مدتی در روز تولد شوهرش آنژ، هلن، برای او یک شطرنج خریداری میکند، ولی...
ماهرخ: فیلم تلویزیونی "ماهرخ" به کارگردانی حمیدرضا حافظی و تهیه کنندگی حمیدرضا سیفی، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 23 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
داستان قصه دختربچهای به نام ماهرخ که مادرش را از دست داده و پدرش به دلیل مشغله شغلی که دارد او را به خواهرش که در شمال کشور زندگی میکنند، میدهد و او در آنجا با عمه خود زندگی میکند. در ادامه مشخص میشود که پدر ماهرخ قصد ازدواج مجدد و انتخاب یک مادر را برای ماهرخ دارد. ماهرخ که متوجه این موضوع میشود که قرار است نامادری داشته باشد واکنشهایی نشان میدهد و همپنداریهایی با شخصیتهای کارتونی مثل سیندرلا و سفید برفی برقرار میکند.
حدیث فولادوند، بهزاد خداویسی و ملیکا ناظری به عنوان بازیگر خردسال در فیلم تلویزیونی "ماهرخ" محصول سال 1389ایفای نقش کردهاند.
- شبکه سه
آرزوهای بزرگ: فیلم سینمایی "آرزوهای بزرگ" (قسمت اول) به کارگردانی برایان کریک و با بازی داگلاس بوت و جک روت، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 11 از شبکه سه سیما بازپخش میشود.
در خلاصه داستان فیلم محصول سال 2011 انگلیس آمده: پیپ پسرکی است که در یک روستای دورافتاده با خواهرش زندگی میکند. خواهر بزرگتر بسیار بدخلق است و همواره از زندگی فقیرانه اش در کنار همسر آهنگر خود جوگارجری شکایت دارد و پیپ را نیز مرتب سرزنش میکند تا اینکه یک زن ثروتمند عجیب به نام خانم هاویشام قصد میکند پسری را به فرزندی بگیرد و عمو پامبل چوک وساطت میکند تا پیپ برای این امر به منزل خانم هاویشام برود که در آن، این زن میان سال با یک لباس پاره پاره در کاخی از تار عنکبوت زندگی منزوی فلاکت باری را میگذراند. خانم هاویشام در کاخ خود از پیپ میخواهد که وقتش را به بازی با دخترکی به نام استلا بگذراند. اما پس از مدتی...
متولد سیام اسفند: فیلم سینمایی "متولد سیام اسفند" به کارگردانی حمید نعمتالله و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت20 از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.
فیلم سینمایی "متولد سیام اسفند" داستان سه خانم مسن به نامهای محمدی و جواهری و باقی را روایت میکند که دوستی دیرینه دارند و برای عیادت از یکی از اقوام خانم محمدی مجبور میشوند بعد از سفر به شیراز حالا به شهر شاهرود سفر کنند. آنها به عیادت مریض میروند در حالیکه تولد خانم جواهری نیز در 30 اسفند ماه است.
ثریا قاسمی، پوراندخت مهین و رضا حقگو در فیلم سینمایی "متولد سیام اسفند" محصول سال 91 بازی کردهاند.
گرگ نقرهای: فیلم سینمایی "گرگ نقرهای" با بازی میکائیل باین و بوی اسچیدر محصول سال 1999 آمریکا و کانادا، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 23:30 از شبکه سه سیما پخش میشود.
در خلاصه داستان فیلم به کارگردانی پیتر اسواخ و تهیهکنندگی دبرا گابلر آمده: پسر جوانی در حادثهای پدر خود را از دست داده و برای زندگی به نزد عمویش در کوهستان میرود. در آنجا با گرگ زخمی روبرو شده و از آن نگهداری میکند و به او دل میبندد. گله داری که گرگ را زخمی کرده به دنبال کشتن آن گرگ است. پسر با گرگ در مسابقه شرکت کرده و در آنجا اتفاقی میافتد....
قسمت دوم آرزوهای بزرگ: قسمت دوم فیلم سینمایی "آرزوهای بزرگ" به کارگردانی برایان کریک و با بازی داگلاس بوت و جک روت، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 11 ازشبکه سه سیما بازپخش میشود.
بلور باران: فیلم تلویزیونی "بلور باران" به کارگردانی شاهد احمدلو و تهیه کنندگی حسین طاهری، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت14:30از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.
داستان مردی مترجم است که از بیماری وسواس رنج میبرد. با آمدن پری برادرزاده اش که در کنکور قبول شده، اختلافاتی بین او و پری رخ میدهد. معلم زبان پری که به منزل میآید، اختلافات اوج میگیرد. درگیریها ادامه می یابد تا این که همه مجید (مترجم) را ترک میکنند و....
علیرضا خمسه، زیبا بروفه، کامران فیوضات و ناصر گیتی جاه در فیلم تلویزیونی "بلور باران" از تولیدات سال 1389 مرکز سیما فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
فرشته چهارم: فیلم سینمایی "فرشته چهارم" به کارگردانی جوهان ایروین، جمعه 13اردیبهشت ماه ساعت20 از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فیلم آمده: جک الگین خبرنگار یک مجله است. او تصمیم میگیرد برای تهیه خبری به هند سفر کند. به خواست او خانواده اش همراه وی میروند. اما هواپیما توسط تروریستهای صرب ربوده میشود. در میان مسافران تارنور کاردار وزارت خارجه انگلستان هست. دلیل اصلی ربودن هواپیما کیف حاوی اطلاعات اوست. اما هواپیما رباها درخواست پنجاه میلیون دلار باج از دولت امریکا که صاحب هواپیما است میکنند. پول پرداخت میشود اما...
جیسون پریسلی در فیلم سینمایی فرشته چهارم محصول سال 2001 انگلیسی و کانادا بازی کردهاند.
- شبکه چهار
دوری: فیلم سینمایی "دوری" به کارگردانی الکس استوکمن، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 16 از شبکه چهار سیما باز پخش میشود.
در این فیلم خواهید دید: زن و مردی در بروکسل با هم زندگی میکردند. بعد از مدتی زن تصمیم میگیرد برای کار به نیویورک برود. آنها مجبور میشوند از طریق گفتگوی تصویری با کامپیوتر با هم در ارتباط باشند. بعد از مدتی مرد دچار شک میشود که آیا کس دیگری به جز او به ایمیلش دسترسی دارد یا خیر. او تصور میکند کامپیوتر شخصی اش هک شده است. به همین دلیل تمام خانه اش را وسایلی کار میگذارد که همه چیز را چک کند. این وسواس او نامزد را هم اذیت میکند و حتی او را به وحشت میاندازد تا جایی که...
آندریا باردوس و لاه چانموگان در فیلم سینمایی دوری محصول سال 2010 بلژیک در ژانر درام و خانوادگی بازی کردهاند.
زوزه: فیلم سینمایی "زوزه" به کارگردانی هایو، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 20:30 در قالب برنامه سینما چهار از شبکه چهار سیما پخش خواهد شد.
داستان فیلم با بازی جاگ این هو، کانگ هو سونگ و نا ییونگ لی محصول سال 2012 کره جنوبی از این قرار است که: کانگ در مییابد به واسطه دوستیاش با یکی از نزدیکان که در قاچاق مواد مخدر دست دارد؛ دخترش آلوده شده؛ اعتیاد شدید به مواد مخدر پیدا کرده است. او با تربیت سگی دورگه که یک رگهاش گرگ و رگه دیگرش از سگ میباشد؛ مهارت حیوان را در انتقام جوئی بالا میبرد. پلیس در پی چند قتلی که پی در پی به وقوع میپیوندد؛ ماجرا را دنبال کرده در مییابد که این پلیس بازنشسته عمر خود را صرف تربیت این سگ دو رگه کرده؛ قصد انتقام اعتیاد فرزندش را دارد و...
- شبکه تهران
فقط بیست: فیلم تلویزیونی "فقط بیست" به کارگردانی مسعود کرامتی و تهیه کنندگی داوود قچاق، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 13:30 از شبکه تهران پخش میشود.
داستان این فیلم با بازی محمد جواد جعفرپور، شبنم مقدمی، حمیدرضا دلاوری و شهرام قاعدی از این قرار است که : پدرخانواده ای ادعا دارد که اجدادش ریاضیدان بودهاند و حالا بچه هایش نیز باید ریاضیدان بشوند و در این راه از هیچ تلاشی کوتاهی نمیکند تا ریاضی پسرش، رحیم خوب شود. تا اینکه رحیم یک عینک پیدا میکند و با گذاشتن این عینک بر چشمانش دگرگون شده و شبیه انیشتن میشود.
مارها در هواپیما: ساعت 40 دقیقه بامداد روز جمعه 13 اردیبهشت ماه فیلم سینمایی "مارها در هواپیما" به کارگردانی دیوید آر. الیز، از شبکه تهران پخش میشود.
در این فیلم خواهید دید: پسرجوانی شاهد قتل یک نفر توسط ادی کیم یکی از بزرگترین خلافکاران آمریکا میشود. آنها وی را تعقیب کرده تا وی را به قتل برسانند. نهایتا پلیس اف بی آی او را یافته و تحت حفاظت با یک هواپیمای درجه یک با سرنشینان معروف به واشنگتن منتقل مینمایند که در دادگاه شهادت دهد. ولی عاملان ادی کیم متوجه قضیه شده و محمولهای از انواع مارهای سمی را بار هواپیما مینمایند. و در ارتفاع 35 هزار پایی طی یک انفجار کوچک مارها رها شده و به مسافرین حمله میکنند و در نهایت...
ساموئل ال. جکسون، جولیانا مارگولیز، ناتان فیلیپز و راشل بلنچارد در فیلم سینمایی مارها در هواپیما محصول سال 2006 آمریکا بازی کردهاند.
ریو: انیمیشن "ریو" به کارگردانی کارلوس ساندانا، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 9:30 از شبکه تهران پخش خواهد شد.
در این انیمیشن "ریو" محصول سال 2011 آمریکا خواهید دید: یک بچه طوطی آبی رنگ به نام بلو از گونههای کمیاب است و به دست شکارچیان گرفتار میشود. او به نقطه ای دور انتقال پیدا میکند. در راه دختر بچه ای او را پیدا میکند و از او نگهداری میکند. بعد از چندین سال یک پرنده شناس بلو را میبیند و از دختر میخواهد که...
بعد از غبار: فیلم تلویزیونی "بعد از غبار" به کارگردانی محمود معظمی، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 13:30 از شبکه تهران پخش میشود.
در خلاصه داستان فیلم آمده: احمد تقوایی معلم جدید است که وارد روستایی میشود. بچههای روستا مدتی است که معلم نداشته اند و با خوشحالی به استقبال معلم جدید میروند. احمد سعی میکند که بین اهالی روستا اتحاد ایجاد کند که در این راه مشکلاتی وجود دارد.
حمید رضا پگاه، سولماز غنی و رحیم نوروزی در فیلم تلویزیونی بعد از غبار ایفای نقش کردهاند.
- شبکه شما
راه سوم: فیلم تلویزیونی "راه سوم" به کارگردانی و تهیه کنندگی بهرام صادقی مزیدی، پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 23 از شبکه شما پخش خواهد شد.
در این فیلم خواهید دید: اعظم امیری معلم حقالتدریسی است که برای ماندن در بوشهر و تدریس در یکی از آموزشگاههای این شهر رقیبی هم امتیاز دارد. علیرغم اینکه عموی او در آموزش و پرورش است، اما به منطقه محروم بندرگاه میرود. ایاز همسر معتاد اعظم که در حال متارکه با اوست برای وی مزاحمت ایجاد میکند تا جایی که پسرشان نادر را بیخبر با خود میبرد. اما با پیگیری اعظم، توسط پلیس دستگیر میشود و با اعترافش بچه به مادر میرسد. مشکلات پیشآمده باعث میشود تا موقعیت اعظم در تدریس نیز به خطر افتد، ولی...
جلال حدپور سراج، نسرین نکیسا، جوهر محمدی و فروغ قجابکلی در فیلم تلویزیونی "راه سوم" از تولیدات صدا و سیمای مرکز بوشهر در سال 1391 بازی کردهاند.
عبور از تاریکی: فیلم تلویزیونی "عبور از تاریکی" به کارگردانی عبدالرضا صادقی جهان و تهیه کنندگی محمد جواد فولادی، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 13:30 از شبکه شما روی آنتن میرود.
در خلاصه داستان فیلم آمده: اولین سالهای پیش از انقلاب اسلامی است و نصیر نوجوان باهوش و محصل دورۀ ابتدایی که پدر و مادر خود را از دست داده به دلیل مشکلات زیاد و مخالفت پدر بزرگ فقیرش قادر به ادامه تحصیل نیست. در این اثنا فردی روحانی به نام شیخ محمود که به تازگی به روستا آمده وظیفۀ امامت جماعت مسجد روستا را برعهده گرفته با نصیر آشنا شده و مقدمات ادامه تحصیل او را فراهم میکند و با همیاری کمیته امام خمینی(ره) این امر محقق میشود. اکنون سی سال از آن دوران گذشته و نصیر مهندس صاحب تخصص در تکنولوزی ساخت دستگاههای پیشرفته در زمینه انرژی برق شده است. مدیر کارخانه از نصیر میخواهد که او به دلیل تحریم ها و فشارهای خارجی مسئولیت راه اندازی دستگاه ها را برعهده گیرد اما نصیر نمی پذیرد، چرا که قصد خروج از کشور برای ادامۀ تحصیل دارد. در این موقع نصیر خبر فوت شیخ محمود را میشنود...
عبدالرضا اکبری، نازنین رحیمی، رضا توکلی و سیروس همتی در فیلم تلویزیونی "عبور از تاریکی" محصول سال 1390 صدا و سیمای مرکز زنجان ایفای نقش کردهاند.
- شبکه آموزش
دانش آموز دوکوبو: فیلم سینمایی "دانش آموز دوکوبو" به کارگردانی فیلیپ شاورن، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 10 از شبکه آموزش سیما پخش خواهد شد.
در این فیلم میبینیم: دوکوبو پسربچهای چاق است که تمایلی به حل کردن تکالیف مدرسه و درس خواندن ندارد. او تمام وقتش را به مطالعه کتابهای تخیلی پرماجرا و ساختن وسائل عجیب میگذراند. در مدرسه جدیدش با انواع و اقسام ابزار آلات دست ساز موفق به تقلب و کپی کردن تکالیف همکلاسیش لئونی میشود و با کیت الکترونیکی که در فلوتش جاسازی کرده با اجرای موسیقی بتهون در کلاس موسیقی خود را نوازنده ای با استعداد جا میزند و دانشآموز محبوب خانم راتو و معلم موسیقی میشود. آقای لاتوش معلم او که مردی میانسال و تنهاست به او مشکوک است. بعد از اینکه دوکوبو در پایان ترم شاگرد اول میشود آقای لاتوش موفق به کشف تقلبهای او میگردد اما...
فیلم سینمایی "دانشآموز دوکوبو" محصول سال 2011 فرانسه است.
- شبکه قرآن و معارف
مهمان حبیب خداست: فیلم تلویزیونی "مهمان حبیب خداست" به کارگردانی حسین قاسمی جامی و تهیه کنندگی حسن فرحی، از تولیدات مرکز سیما فیلم، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 15 از شبکه قرآن و معارف پخش میشود.
این فیلم ماجرای یک روزاز زندگی پیرمردی دل زنده است به نام جنتی که انگار روزی او به عنوان میهمان حضرت امام (ره) از پیش مقدر شده است.
محرم زینالزاده، آتش تقیپور، کیوان محمود نژاد و مرتضی ضرابی در فیلم تلویزیونی "مهمان حبیب خداست" بازی کردهاند.
- شبکه پویا
میمونهای فضایی2: انیمیشن "میمونهای فضایی 2" به کارگردانی کرک دیمیکو، پنج شنبه 12اردیبهشت ماه ساعت 21 از شبکه پویا روی آنتن میرود.
داستان این انیمیشن ماجراجویی چند میمون جذاب و دوست داشتنی را برای رسیدن به فضا نشان میدهد.
ماجراهای دسپرو: انیمیشن "ماجراهای دسپرو" به کارگردانی سام فل، جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 21 از شبکه پویا پخش میشود.
در خلاصه داستان انیمیشن آمده : موشی به نام دسپرو که در شهری به نام دور زندگی میکند و خانواده این موش میخواهند مثل سایر موش ها او را ترسو بار بیاورند.
- شبکه نمایش
فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن "گنجشک"، "جنایات ذهنی"، "عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت"، "کاراگاه حیوانات1"، "اگه میتونی منو بگیر" و "پایگاه" پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 13:15، 15 ،17، 19، 21 و 23 پخش میشود.
فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن "گوشهنشینان"، "دل زدن به دریای زندگی"، "نیمه گمشده"، "کاراگاه حیوانات2"، "ترمینال" و "کاپیتان هوراشیرو" جمعه 13 اردیبهشت ماه ساعت 13:15، 15،17، 19، 21 و23 روی آنتن میرود.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
سرچ های تازه وبسایت رها ماهرو : سیروس مقدم
درحال ساخت چه سریالی است . آپارات فیلم سینمای مور مور . اسم واقعی مجری
مسابقه 103 . murklor and purklor دانلود . شمشیرزن دورهگردفیلم محصول سال
2012 . چگنه یک یک تکه نان تحلیل کنیم . لیست نام بازیگران فیلم پرواز از
دروازه ی اژدها . لیست کانالهای سخنان بزرگان در تلگرام . بازیگران فیلم
بازی اسرار امیز ویکی پدیا
Dir: Michael Winner
رها ماهرو : خوانندگان گرامی ، لطفا نظر و نقدتان را راجع به فیلم عقرب به کارگردانی مایکل وینر برای ما بنویسید و بفرستید.
عقرب
فیلم محصول سال 1973
«عقرب» یک فیلم در سبک مهیج و جاسوسی به کارگردانی مایکل وینر است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
تاریخ اکران اولیه: ۱۹۷۳ م.
کارگردان: مایکل وینر
مدت زمان فیلم: ۱ ساعت ۵۴ دقیقه
آهنگساز: جری فیلدینگ
تهیهکننده: والتر میریش
بازیگران
آلن دلون
برت لنکستر
پل اسکوفیلد
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
عقرب (فیلم ۱۹۷۳)
Scorpio
کارگردان مایکل وینر
تهیهکننده والتر میریش
نویسنده دیوید دابلیو. رینتالس
جرالد ویلسون
بازیگران برت لنکستر
آلن دلون
پل اسکوفیلد
John Colicos
گیل هانیکات
جی دی کانن
جوآن لینویل
مل استوارت
ولادک شیبال
جیمز سیکینگ
Jack Colvin
ویلیام اسمیترس
Shmuel Rodensky
Burke Byrnes
هاوارد مورتون
Robert Emhardt
موسیقی جری فیلدینگ
توزیعکننده یونایتد آرتیستز
تاریخهای انتشار
آوریل ۱۹ ۱۹۷۳
مدت
۱۱۴ دقیقه
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
گیشه $۱٬۴۰۰٬۰۰۰ (آمریکا/ کانادا rentals)
۱٬۰۵۲٬۰۰۱ admissions (فرانسه)
«عقرب» (انگلیسی: Scorpio) یک فیلم در سبک مهیج و جاسوسی به کارگردانی مایکل وینر است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
شعار نوشته شده روی پوستر : هنگامی که عقرب تو را می خواهد...جایی برای مخفی شدن وجود ندارد!
بازیگران
برت لنکستر
آلن دلون
پل اسکوفیلد
گیل هانیکات
جی دی کانن
جوآن لینویل
مل استوارت
جیمز سیکینگ
ویلیام اسمیترس
هاوارد مورتون
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
چکیده سخنان منتقد "کافهسینما" در مورد تریلر دهه هفتادی "عقرب" (با بازی برت لنکستر و آلن دلون) و ویژگیهای سینمای سیاسی دهه هفتاد/ نمونه لیبرال فیلمهای سیاسی افشاگرانه اروپایی+ بحث مورد علاقه اخیر "کافه سینما": چرا سینمای اروپا از آمریکا عقب افتاد؟
نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم عقرب (مایکل وینر، 1973) در کافه کتاب دیالوگ برگزار شد.
در این جلسه پس از نمایش تریلر سیاسی – جاسوسی عقرب با بازی برت لنکستر، آلن دلون و پل اسکافیلد، سید آریا قریشی، دبیر سرویس تاریخ سینمای کافهسینما، در مورد این فیلم و ویژگیهای سینمای سیاسی دهه هفتاد آمریکا صحبت کرد.
قریشی در ابتدای صحبتش در مورد دلیل انتخاب این فیلم گفت: «دهه هفتاد دهه خاصی در تاریخ سینما به شمار میرود و عقرب هم فیلمی متعلق به این دهه است. عقرب با وجود این که از دو بازیگر مطرح بینالمللی سود میبرد، در میان آثار زیرژانر تریلر سیاسی که در دهه هفتاد محبوبیت خاصی داشتند، فیلم کم و بیش مهجوری به شمار میرود. هر چند فیلم خوبی است. برای ورود به بحث در مورد این فیلم، باید کمی در مورد دهههای 1960 و 1970 صحبت کنیم که از نظر سیاسی، دهههای خاصی به شمار میرفتند. سلسله اتفاقاتی در دهه 60 رخ داد: از اوجگیری جنگ سرد تا ترور کندی و وقوع ویتنام. این سلسله اتفاقات در دهه هفتاد با ماجراهایی همچون رسوایی واترگیت ادامه پیدا کرد. ضمن این که نفوذ بیش از پیش تلویزیون و دیگر رسانههای ارتباط جمعی در این دههها باعث شد تا دهههای 1960 و 1970 به دهههای افشاگری تبدیل شوند. اعتمادی که مردم همیشه به دولت داشتند در این دههها کمرنگ شد و موجی از اعتراضات علیه دولتها در نقاط مختلف به راه افتاد. در این راستا نهضت موسوم به ضد فرهنگ شکل گرفت که روشهای خاصی برای اعتراض به سبک زندگی سنتی در نظر گرفته بود. سینما هم – چه در اروپا و چه در آمریکا – تحت تأثیر این اتفاقات دچار تغییرات اساسی شد. این موج ابتدا با فیلمهای افشاگرانه سیاسی در اروپا راه افتاد. مهمترین فیلمساز این موج، کوستا گاوراس بود. ویژگی مهم گاوراس که او را از بسیاری از دیگر فیلمسازان چپ اروپایی متمایز میکند، توانایی او در شخصی کردن ماجرا است. بسیاری از فیلمسازان دیگر نمیتوانند این کار را انجام دهند و نتیجه، فیلمهای خشک ایدئولوژیک است. این موج خیلی سریع به آمریکا هم سرایت کرد. در این راستا یک سری تحولات در سینمای آمریکا رخ داد: قوانین سانسور در انتهای دهه 60 تغییر کردند، تعدادی از فیلمهای پرهزینه کلاسیک شکست خوردند و این باعث شد که سینماگران جوانی با افکار تازه فرصت ورود به جریان اصلی سینمای آمریکا را پیدا کنند (اتفاقی که در دهههای قبل خیلی کم رخ میداد). نتیجه این شد که در آن دوران میبینیم که عدهای از فیلمسازان جوان حتی توانستند فیلمهایی ضد قصه در دل جریان اصلی سینمای آمریکا بسازند؛ اتفاقی که تصورش برای هر دوره دیگری از سینمای آمریکا تقریباً محال است. ضمن این که سینماگران آمریکایی بسیار از فیلمسازان مدرن اروپایی تأثیر پذیرفتند. مجموعه این اتفاقات باعث شدند تا در دهه 70 با فیلمهایی روبهرو شویم که در دهههای دیگر نمونههایش را کمتر در جریان اصلی سینمای آمریکا میبینیم. یکی از زیرژانرهایی که در آن دوره اوج گرفت، تریلر سیاسی است. فیلمهای متعلق به این زیر گونه معمولاً یک توطئه سیاسی و گاه بینالمللی را نشان میدادند.»
قریشی در ادامه درباره تاریخچه تریلرهای سیاسی افزود: «سابقه ساخت تریلرهای سیاسی به مدتها قبل از دهه 70 باز میگردد. فیلمسازی مثل آلفرد هیچکاک از دهه 1930 در انگلستان مشغول ساخت تریلرهای سیاسی مثل فیلم 39 پله بود. اما این زیر ژانر از زمان جنگ جهانی دوم خیلی محبوب شد. در آن دوره محور شرارت این فیلمها معمولاً آلمانیهای نازی بودند. اما از انتهای دهه 1950 که جنگ سرد اوج میگیرد، تریلرهای سیاسی به سمت نمایش تقابل سرمایهداری آمریکایی و کمونیسم شوروی متمایل شده و مستقیماً به جنگ سرد ربط پیدا میکنند. به عنوان مثال فیلمهای اکشن و قهرمانپرورانهای مثل فیلمهای جیمز باند را در آن دوره مشاهده میکنیم که اکثر این فیلمها به جنگ سرد مرتبط بودند. این روند با انواع و اقسام فیلمهای سیاسی – جاسوسی ادامه پیدا کرد که عقرب هم یکی از این فیلمها است.»
نویسنده و منتقد کافهسینما در ادامه به بهانه نمایش دو فیلم سیاسی در دو هفته متوالی در مجموعه برنامههای کافه کتاب دیالوگ (تبر به کارگردانی کوستا گاوراس و عقرب) به این نکته اشاره کرد که: «نکتهای که در این میان قابل توجه است، تفاوتی است که میان اکثر آثار سیاسی اروپایی و آمریکایی وجود دارد. در بسیاری از فیلمهای افشاگرانه اروپایی، آن چه از سرمایهداری میبینیم، نظامی است که به مردم عادی فشار وارد میکند و این آدمها تحت فشار وارده، به سمتی میروند که به عنوان مثال رو به تبهکاری بیاورند. در فیلم تبر که هفته گذشته نمایش داده شد و از فیلمهای شاخص و البته معاصر این جریان است، چندین بار دیالوگ مشابهی را از زبان شخصیتها در طول فیلم با این مضمون میشنویم که: «در مقابل کاپیتالیسم کاری از دست ما بر نمیآید.» ولی آثار آمریکایی معمولاً دیدگاه لیبرالتری دارند. در همین فیلم عقرب، زمانی که بعد از ماجرای کشتار پاریس در اوایل فیلم، کراس (برت لنکستر) و ژان یا همان عقرب (آلن دلون) وارد هواپیما میشوند، کراس عبارتی با این مضمون به ژان میگوید که: «هر چه بیشتر بدانی، آدم خطرناکتری میشوی و این روی آینده تو تأثیر میگذارد.» بنابراین در این فیلم با آدمهایی سر و کار داریم که بخش زیادی از ماجرا و عواقب تصمیمات شان را میدانند. عقرب کسی است که اصلیترین نکته را اینگونه از کراس که به نوعی نقش استاد او را دارد دریافت کرده و با این وجود اصرار میکند که به طور رسمی وارد CIA شود. پس اینجا با دیدگاه فردگرایانهتری طرفیم. این آدمها با این که میدانند این تصمیمات ممکن است بر زندگیشان تأثیر بگذارد، باز هم روی تصمیم خود پافشاری میکنند. تمهیدی که یک فیلمساز سیاسی اروپایی مثل گاوراس در فیلمی مثل تبر میاندیشد، این است که برونو، شخصیت اصلی فیلم، را آدمی خانوادهدوست نشان میدهد که انتخابش تقریباً ناگزیر نمایانده میشود. او یا باید اجازه دهد که خانوادهاش نابود شود یا برای حفظ خانوادهاش در دل بحران اقتصادی، اقدامی فوری انجام دهد و اینگونه است که به دام حذف رقبای کاریاش میافتد. در حالی که در فیلمهای آمریکایی مدام با انتخابهایی سر و کار داریم که در همه این موارد شخصیتها میتوانند مسیرهای سادهتری را انتخاب کنند. اما این کار را انجام نمیدهند. این نوع نگرش باعث میشود که تریلرهای دهه هفتاد سینمای آمریکا، فیلمهای بسیار خاص و جذابی باشند. یعنی از طرفی تماشاگر به طور شخصی با شخصیتها احساس همدلی کرده و خیلی وقتها آنها را به خاطر مداومت در حفظ اصول و تصمیماتشان تحسین میکند، و از سوی دیگر تکاندهندگی آثار افشاگر سیاسی هم در این فیلمها به چشم میخورد. به هر حال، این تفاوت اصلی میان بخش مهمی از تریلرهای سیاسی آمریکایی با نمونههای مشابه اروپایی است که باعث میشود فیلمهای آمریکایی معمولاً متعادلتر از نمونههای اروپایی باشند و به جای کوبیدن یکطرفه یک سیستم، به نقش فرد هم اهمیت دهند. در مورد فیلم عقرب، یک نکته فرامتنی قابل ذکر این است که مایکل وینر، کارگردان انگلیسی فیلم عقرب، خودش عضو حزب محافظهکار انگلیس و از حامیان مارگارت تاچر در دهه 1980 بوده است. اگر تبر فیلم نمونهای یک فیلمساز چپ اروپایی است، عقرب میتواند فیلم افشاگرانه نمونهایِ یک فیلمساز با دیدگاه محافظهکارانه تلقی شود.»
قریشی در ادامه در پاسخ به پرسش یکی از حضار در مورد کارنامه کاری مایکل وینر و ویژگیهای فیلمهای او، به نقل قولی اشاره کرد که راجر ابرت فقید در یادداشتش در مورد فیلم عقرب به وینر نسبت داد: «متخصص انگلیسی تبهکاریهای پیچیده.» قریشی در ادامه، وینر را یک «فیلمساز تیپیک بدنه» نامید: فیلمسازی که نه جایزه مهمی برد و نه توجه فراوان منتقدان را به خود جلب کرد. با این وجود آثارش در میان عشاق سینما، طرفداران نسبتاً کم اما پر و پا قرصی پیدا کردند. دبیر سرویس تاریخ سینمای سایت کافهسینما، تخصص وینر را در مسئله شخصیسازی دانست و فیلم عقرب را مثال زد: «همین ماجرای استاد و شاگردی کراس و ژان در عقرب، هم از لحاظ داستانی و هم از نظر شخصیتپردازی به پیچیدگی فیلم کمک میکند. از نظر داستانی، با دو نفر روبهرو هستیم که به خوبی همدیگر را میشناسند. بنابراین نمیتوانند همدیگر را به سادگی گول بزنند و اینگونه نیست که یک نفر در طول فیلم از دیگری جلوتر باشد. این تمهید باعث میشود که جذابیت و هیجان ماجرا تا پایان حفظ شود. از نظر شخصیتپردازی هم میتوان کراس را در این حرفه، پدر معنوی ژان دانست؛ کسی که مهمترین اسرار را در مورد جزییات کار به ژان آموخته و این باعث میشود که انتخابی که ژان در طول فیلم با آن روبهرو است، برای تماشاگر حالت شخصیتری پیدا کند. این خصوصیتی است که وینر در اکثر فیلمهایش به خوبی ارائه داده است و عقرب از این جهت میتواند یکی از آثار نمونهای وینر قلمداد شود.»
در ادامه بحث، آرش خیروی، یکی دیگر از نویسندگان کافهسینما که به عنوان میهمان در جلسه حضور داشت، این ایده را مطرح کرد که این نگاه مرید و مرادی بیشتر از دید شخصیت برت لنکستر در مقابل شخصیت عقرب به چشم میخورد تا برعکس. یعنی عقرب خیلی خودش را مرید کراس نمیداند اما کراس بیشتر خودش را استاد عقرب قلمداد میکند. قریشی با تأیید این حرف، اشاره کرد که: «در مورد شخصیت عقرب، تمهیدی که از جایی به بعد بیشتر برای شخصیسازی ماجرا مورد توجه قرار میگیرد، تأکید بر اصولگرایی این شخصیت است. این که این اصول درست هستند یا غلط در درجه اول اهمیت قرار ندارد. مهم این است که شخصیت ژان اصولی دارد و هر چند در برخی از قسمتها به نظر میرسد که دارد این اصول را زیر پا میگذارد، اما در نهایت بر این تأکید میکند که تا وقتی شخصاً سندی مبنی بر خیانت کراس پیدا نکند حاضر به انجام هیچ کاری نیست. این در حالی است که خودش هم تحت فشار است و میداند که در صورت سرپیچی، خودش هم در خطر خواهد بود.»
در ادامه، بحث به این سمت منحرف شد که چطور سینمای اروپا با این که در همان دوران فیلمهایی به اهمیت سینمای آمریکا میساخت در این سالها مهجورتر شده است. قریشی این تفاوت را از دو منظر اقتصادی و ایدئولوژیک مورد بحث قرار داد: «سینمای آمریکا از همان ابتدا بر اساس ادغام عمودی شکل گرفت؛ به این معنی که سرمایهگذاران حوزه سینما و دستاندرکاران اقتصادی این هنر، هم در تولید و هم در توزیع و اکران فیلمهای خود نقش داشتند، یعنی کمپانیها نه تنها به تولید فیلم مشغول بودند، بلکه سینماهایی برای نمایش آن فیلمها در اختیار داشتند و میتوانستند شیوه توزیع و نمایش فیلمهای خود را تعیین کنند. این ویژگی، قدرت ریسک و توان مالی بیشتری به کمپانیهای آمریکایی بخشید و باعث شد آنها بتوانند فیلمهای جاهطلبانهتر و باشکوهتری بسازند. با این وجود در اروپا، علیرغم این که مهمترین کمپانیهای دو دهه اول سینما اروپایی بودند، به دلایلی این روند شکل نگرفت و کمپانیهای اروپایی نتوانستند این مسیر را ادامه دهند. بنابراین وقتی سینمای آمریکا فیلمهایی مثل جنگهای ستارهای ساخت، سینمای اروپا نتوانست در مقابلش پدیدهای عَلَم کند. به خصوص این که فیلمهای باشکوه آمریکایی به قدری جذاب بودند که به سختی میشد در برابرشان ایستادگی کرد. نتیجه عقبافتادگی مالی سینمای اروپا از آمریکا این بود که دولتها برای جبران این عقبماندگی وارد میدان شدند و کمکهایی برای سینمای ملی کشورهای خود در نظر گرفتند. اما این اتفاق، مشکل دیگری ایجاد کرد. فیلمسازان به طور نسبی حاشیه امنیت پیدا کردند و فهمیدند که میتوانند از کمکهای دولتی استفاده کنند؛ این شد که ارتباط میان فیلمسازان و مخاطبان اصلی آثارشان کمرنگتر شد. از آن طرف، امروزه بسیاری از فیلمهای اروپایی از موضع شکست روایت میشوند. فیلمی مثل تبر که ساخته یکی از بزرگترین فیلمسازان چپگرای اروپایی است، درباره این است که نظام سرمایهداری زندگی مردم را تباه میکند اما نمیشود در مقابل آن کاری انجام داد. از دل این جریان ممکن است فیلمهای خیلی خوبی هم بیرون بیایند. اما وقتی کلیت یک جریان چنین دیدگاهی را القا میکند، تماشاگری که خودش در زندگی روزمره با مشکلات متعددی روبهرو است، به تدریج از این جریان فاصله میگیرد. البته این حرف من کلی است و مسلماً استثنائات قابل ذکری هم در این میان وجود دارند. اما به طور کلی، این مرزی است که قبلاً خیلی کمرنگ بود و حالا به مراتب پررنگتر شده است.»
در اینجا کسری ولایی، دیگر نویسنده کافهسینما که به عنوان میهمان در جلسه حضور یافته بود، در ادامه این بحث به نکته دیگری اشاره کرد: «یک پسزمینه فکری – اقتصادی در شکلگیری سینمای آمریکا وجود دارد که با جاهای دیگر دنیا متفاوت است. هنر در اروپا حالتی اشرافی داشته است. یعنی به عنوان مثال، سرگرمی اروپاییها اپرا بوده که پدیدهای برای طبقه اشراف بوده است. اما وقتی سینما در آمریکا شکل گرفت به سرگرمی همه مردم تبدیل شد و این تجارت از اول به این شکل رشد کرد. این در حالی است که شکلگیری سینما تا حد زیادی وامدار حالت اشرافی سابق است.»
یکی از حضار در اینجا، به این اشاره کرد که این تفاوت شاید ریشه دیگری هم داشته باشد: «فکر میکنم این تفاوت شاید به این خاطر باشد که کشورهای اروپایی، فرهنگ خودشان را داشتند. اما آمریکا کشور نوپایی بود که از خردهفرهنگهای مختلف تشکیل شده بود. این خردهفرهنگها در آمریکا کنار هم جمع شده و ملغمهای از فرهنگهای مختلف تشکیل دادند که این، روی سینما هم تأثیر گذاشت.»
سید آریا قریشی در اینجا به این نکته اشاره کرد که واکنش طبقه اشراف در اروپا و آمریکا نسبت به رشد سینما در میان طبقات پایین تقریباً مشابه بود: «در اروپا، سینما در ابتدا از سوی طبقه بالای اقتصادی جامعه تا حدی طرد شد؛ به طوری که به شکلی تحقیر آمیز از آن به عنوان سرگرمی عوام یاد میشد. در آمریکا هم مشابه چنین اتفاقی رخ داد. بنابراین سینما از ابتدا – به خصوص به خاطر ارزان بودن قیمت بلیت – به سرگرمی طبقه کارگر تبدیل شد. بعدها بود که طبقه متوسط به مخاطب اصلی فیلمها تبدیل شدند. سالنهای اولیه سینما در آمریکا به نیکلاودئون مشهور بودند و اولین نیکلاودئون بدین ترتیب شکل گرفت که دو نفر با کرایه چند ردیف نیمکت کهنه چوبی و یک پروژکتور مستعمل، یک سالن سینمای ثابت با قیمت بلیت بسیار ارزان به راه انداختند. تفاوت مهم رویکرد این است که در اروپا در واکنش به رفتار طبقه اشراف، کمپانیهایی ایجاد شدند که سعی میکردند فیلمهایی باشکوهتر یا اقتباسهای ادبی از کتب مشهور کلاسیک خلق کنند و اینگونه طبقه بالای اقتصادی را جذب سینما کنند. نتیجه این شد که بسیاری از این کمپانیها به دلایل مختلف بعد از چند سال ورشکست شدند. اما در آمریکا همان رویکرد اولیه ادامه یافت. سالنهای سینما به تدریج باشکوهتر شدند اما هدفگذاری روی طبقه متوسط و متوسط رو به پایین باقی ماند. دلیلش – لااقل از جایی به بعد – شاید این بود که رؤسای اکثر کمپانیهای امریکایی کارگران مهاجری بودند که از شغلهای پایینتر شروع کرده و به مقام بالایی در سینما رسیده بودند. در این میان اتفاقاتی چون جنگ جهانی اول هم در تغییر موازنه سینما به نفع آمریکا تأثیر داشتند اما همان زمان که جنگ جهانی اول شروع شد، سینمای آمریکا در مسیر رشد اقتصادی قرار داشت و پایههای قدرت برخی از کمپانیهای اروپایی متزلزل شده بود. یکی از پایههای اساسی تفاوت میان دو نوع سینما، اینجا گذاشته شد.»
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
جست و جو های تازه وبسایت رها ماهرو : سانسور نشدی فیلم پاستا
. تحلیل فیلم مترو 2013 روسیه metro dir:anton megerdichev .
امیرحسینارمانبازیگرفیلمخبرخاصینیست . کانال تلگرام ترول . سینمایی پرواز
از دروازه اژدها . مصطفی شایسته . دانلود فیلم موزه پر ماجرا رابرت
استیونسون . نقد فیلم خبر خاصی نیست . کانال تلگرام تلویزیون شهرکرد .
انیمیشن عروسکی مثل پت پستچی