رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون
رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون

اما هر دو بار دیر رسیدند

تهران- ایرنا- کارگردان مستند «ثانیه‌ها» که امشب از شبکه مستند پخش می‌شود گفت: دو بار برای زنده ماندن همسرم که سرطان داشت اورژانس را خبر کردم اما هر دو بار دیر رسیدند، این مستند را به همین خاطر ساختم، برای نخستین بار است که پس از یک سال فیلمی ۵۰ دقیقه‌ای درباره اورژانس ساخته شد.

سومین جشنواره تلویزیونی مستند سیما از هفته گذشته با پخش آثار راه یافته به مسابقه کار خود را آغاز کرده است. آثار پذیرفته شده هر روز از شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۹ در شبکه مستند به نمایش در می‌آید.

مژگان صیادی کارگردان فیلم مستند «ثانیه‌ها» که امشب از شبکه مستند سیما پخش خواهد به ایرنا گفت: من متولد سال ۱۳۴۸ و دانش آموخته عکاسی و گریم هستم. مدت ۲۰ سال سابقه کار سینمایی و تلویزیونی دارم. به صورت حرفه‌ای به عنوان دستیار گریم عبدالله اسکندری با فیلم سینمایی سعید سهیلی وارد سینما شدم. پس از آن ترجیح دادم در کنار همسرم مرتضی ندائی در حوزه مستند فعالیت کنم. این همکاری ۱۵ سال ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۹۳ همسرم به دلیل ابتلاء به بیماری سرطان دیگر توان ادامه کار نیافت و متأسفانه در فروردین سال ۱۳۹۴ ما را برای همیشه تنها گذاشت. این پایان اما آغاز فعالیت مستقل من شد.
وی همچنین افزود: در سال ۱۳۹۶ فیلمی با عنوان ۵۰ سالگی از زندگی خانواده‌ام تهیه کردم که کارگردانی آن را فرزند ارشدم صبا ندائی انجام داد. ۵۰ سالگی فیلمی با محوریت زندگی و بیماری همسرم بود که به عنوان یکی از فیلم‌های منتخب جشنواره حقیقت با استقبال خوبی از سوی تماشاگران و متولیان جشنواره مواجه شد و موفق به کسب دو جایزه تهیه کنندگی و بهترین کارگردانی گردید. همین طور در جشنواره تصویر سال، جایزه بهترین کارگردانی زیر ۲۵ سال را از آن خود کرد.

ثانیه‌ها مستندی از عملکرد اورژانس
صیادی درباره دغدغه اصلی خود برای ساخت مستند ثانیه‌ها اظهار داشت: موضوع این کار دغدغه خودم بود. در طی بیماری همسرم دوبار به اورژانس نیاز پیدا کردیم و با اینکه فاصله اورژانس تا خانه ما زیاد نبود اما دیر رسید. همین موجب پرسشی در ذهن من شد که چه دلایلی منجر به دیر رسیدن اورژانس می‌شود. پس از آغاز این کار به تدریج متوجه شدم که گاهی قضاوت‌های ما درباره اورژانس ناعادلانه است. هر چند عملکرد اورژانس نیز ضعف‌هایی دارد اما تلاش سازمان اورژانس برای خدمت به مردم علیرغم چالش‌های موجود ستودنی است.

وی ادامه داد: مشکلاتی همچون ترافیک، ناوگان فرسوده و تعداد کم ناوگان‌ها نسبت به جمعیت شهر تهران از جمله مسائلی است که عملکرد اورژانس را تحت تأثیر قرار می‌دهد اما در سال‌های اخیر عملکرد آن بسیار مثبت بوده و از لحاظ فرماندهی و تجهیز ناوگان به سمت رشد حرکت کرده است.

کارگردان ثانیه‌ها تأکید داشت: هر چند من با پیش فرض‌هایی وارد این کار شدم اما تصوراتم درباره اورژانس در فرایند ساخت این فیلم تغییر کرد و دریافتم مدیریت و بودجه خوب موجب عملکرد مطلوب می‌شود.
سازنده مستند ثانیه‌ها گفت: نجات فرد آسیب دیده تنها در یک محدوده زمانی خاص تقریباً ده دقیقه، امکان پذیر است که به آن زمان طلایی می‌گویند. اگر در این زمان طلایی تکنسین‌های اورژانس خود را به موقع برسانند مصدوم نجات می‌یابد، در غیر این صورت فرد مصدوم حتی اگر زنده بماند آسیب‌های جدی می بیند. بنابراین، ثانیه‌ها هم برای نجات جان فرد آسیب دیده، ارزشمبا ند می‌شوند.

از ۹۶ تا ۹۷ با اورژانس
وی با تأکید بر اینکه کمی بودجه یکی از عوامل کندی ساخت فیلم ثانیه‌ها بود ادامه داد: حدد دو ماه مرحله تحقیق این مستند طول کشید. سپس وقفه‌ای برای هماهنگی با سازمان صدا و سیما، تنظیم قرارداد و تعیین بودجه و رسیدن آن به دست من ایجاد شد. از طرفی هم بودجه سازمان، بودجه کافی برای تولید فیلم نیست و باید عواملی را پیدا کرد که راضی شوند با کمترین هزینه وارد کار شوند و همین زمان بر است. مجموع این عوامل موجب طول کشیدن ساخت فیلم شد. اما پروسه فیلمبرداری ۲۱ روز و تدوین سه الی چهارماه طول کشید.

صیادی افزود: کار ساخت این فیلم در سال ۱۳۹۶ آغاز و سال ۱۳۹۷ تمام شد.
سازنده فیلم ثانیه‌ها درباره سختی‌های ساخت این کار نیز گفت: مهمترین سختی این بود که باید ساعت‌ها در مقر فرماندهی، منتظر می‌ماندیم که به صورت اتفاقی مأموریتی به اورژانس بخورد که حساسیت زا نباشد و ما بتوانیم با تکنسین‌های اورژانس همراه شویم. چون ما اجازه خانواده مصدوم را برای ورود به خانه آنها نداشتیم بنابراین نمی‌شد با تکنسین‌های اورژانس وارد خانه مصدوم شویم و تنها در صورت بروز اتفاق در مکان‌های عمومی چون درمانگاه‌ها یا خیابان‌ها اجازه همراهی با اورژانس را داشتیم. اما سازمان اورژانس با ما همکاری خوبی کردند و با ما هماهنگ بودند که موجب شد تا سختی کار کاهش یابد. برای مثال برای تصویربرداری اورژانس هوایی، سازمان اورژانس امکاناتش را در اختیار ما قرار داد و ما را به ایلام برد. چون در آنجا هلی کوپتر در اختیار خود سازمان اورژانس بود اما در تهران هلی کوپترها در پادگان بود و مراحل هماهنگی اش زمان‌بر بود. از این رو، خود اورژانس پیشنهاد داد تا از اورژانس هوایی در ایلام تصویربرداری کنیم و برای این کار، تمام امکانات را در اختیار ما قرار دادند.

بارویکرد منتقدانه جلو رفتم

وی افزود: ما جایی را برای اورژانس هوایی انتخاب کردیم که بیشترین عملیات هوایی را داشت ولی در تهران به دلیل نزدیکی بیمارستان‌ها کمتر به اورژانس هوایی نیاز بود و ما باید مدت‌ها صبر می‌کردیم تا این امکان پیش آید. بنابراین بهترین شکلش انتخاب شهری بود که محروم باشد و بیمارستان‌ها از شهر دور و از اورژانس هوایی بهره مند باشند. بنابراین گزینه ایلام بهترین انتخاب بود.

صیادی ادامه داد: هر چند من در ابتدا با نگرشی بدبینانه کار را آغاز کردم اما وقتی در فرایند کار در کنار بچه‌های اورژانس قرار گرفتم و به آنها نزدیک شدم شاهد زحمت و تلاش‌شان بودم. ناوگان اورژانس هوایی ایران قبلاً دو تا هلی کوپتر داشت اما در حال حاضر ۳۸ هلی کوپتر دارد که در تهران تمرکز نکرده است بلکه بیشتر مراکز را به این ناوگان هوایی تجهیز کرده است. بنابراین من فیلمساز ناگزیر از دیدن این رشد هستم و نمی‌شود نگاه تشویقی به این سازمان نداشته باشم. البته رویکرد انتقادی هم در فیلم داشتم و چالش‌هایی که حتی رئیس سازمان اورژانس به آنها اذعان دارد مورد توجه قرار گرفته است. مسائلی نظیر کمی بودجه، ترافیک، نبود فرهنگ مناسب و فقدان فرهنگ سازی و نبود امنیت برای تکنسین‌ها از جمله مسائلی است که کار اورژانس را سخت کرده است. برای مثال نبود امنیت برای تکنسین‌ها موجب شده تا از تکنسین خانم در عملیات‌های نجات استفاده نشود.


اولین فیلم مستند درباره با اورژانس
وی درباره تأثیر این فیلم مستند اظهار کرد: این فیلم موجب دیده شدن کار اورژانس و تشویق این سازمان می‌شود. این برای نخستین بار است که یک فیلم ۵۰ دقیقه‌ای به تنهایی درباره اورژانس ساخته می‌گردد.

صیادی همچنین مخاطبان اصلی این فیلم را مردم دانست و گفت: البته مدیران هم مخاطبان خاص این فیلم هستند که نتیجه تلاش و عملکرد مثبت و منفی خود را در این فیلم خواهند دید.

او همچنین افزود: اورژانس سازمانی است که هر کس در هر مقامی بدان نیاز پیدا می‌کند. بنابراین باید روند کارش را تسهیل کرد. بودجه، تجهیز ناوگان، تهیه زیر ساخت‌ها، هماهنگی بین ارگان‌ها، داشتن لاین مخصوص اورژانس و امداد در خیابان‌ها و استفاده سریع از ماشین‌های برف روب در هنگام بارش برف موجب تسریع امدادرسانی و سهولت کار اورژانس می‌شود. بنابراین نمی‌توان مسئولیت امداد را تنها بر عهده سازمان اورژانس گذاشت و هماهنگی بین نهادها در این باره مهم است.
کارگردان مستند ثانیه‌ها درباره نحوه حضور دوربین در این فیلم گفت: در این فیلم، دوربین مشاهده گر و روایتگر است و ما دخالتی نکردیم. البته در جاهایی نیز به دلیل کمبود بودجه و اهمیت زمان، مجبور بودیم از آرشیو خود اورژانس استفاده کنیم که در فیلم مشخص است.
صیادی همچنین در اظهاراتی درباره جشنواره تلویزیونی مستند افزود: وجود چنین جشنواره‌هایی خوب است. چون مردم بدون حضور در سینما و از منزل یا محل کار توان شرکت در این جشنواره را دارند. آنها می‌توانند پای تلویزیون بنشینند و مستند ببینند. از این رو مخاطبان این جشنواره تنها عده‌ای محدود و مخاطبانی خاص نیستند. همچنین در یک جشنواره، فیلم کارگردان از بین صدها فیلم انتخاب می‌شود و از این رو همین برگزیدن شدن فیلم برای حضور در رقابت در جشنواره، مایه خوشحالی و مباهات است.

وی همچنین گفت: جنبه مهم این جشنواره مستند این است که فیلم من برای تلویزیون ساخته شد و قرار بود در آینده‌ای نزدیک در برنامه به اضافه مستند نمایش داده شود اما این جشنواره موجب شد تا فیلم من زودتر از آن، آن هم سه بار توسط مردم در این جشنواره دیده شود.
وی همچنین اظهار داشت: بخش آرای مردمی نیز از جذاب ترین بخش‌های این جشنواره است آرای مردمی از این جهت اهمیت دارد که نظرات شأن چه مثبت و چه منفی موجب رشد کیفی کار فیلمساز می‌شود.همچنین مخاطبان ما مردم هستند.
کارگردان مستند ثانیه‌ها در آخر درباره کار بعدی خود گفت: در حال حاضر به اتفاق یکی از همکارانم به صورت مشترک مشغول تهیه کنندگی و کارگردانی فیلمی با عنوان «شهری که بود» هستیم که ممکن است نام آن تغییر یابد.

به گفته صیادی، این فیلم درباره شهرستان پل دختر پس از سیل ۱۳۹۸ و یک کار بلند ۷۰ دقیقه‌ای برای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.

لعیا زنگنه پس از ۲۷ سال

لعیا زنگنه پس از ۲۷ سال دوری از تئاتر با نمایش «اتینا» به نویسندگی رسول کاهانی و کارگردانی حسین دِیردار و تهیه‌کنندگی مشترک محمدرضا یوسف زاده و محدثه کاظمی در تماشاخانه مهرگان به صحنه می‌رود.

بنا بر گزارش روابط عمومی نمایش اتینا، لعیا زنگنه بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که نخستین حضور حرفه ای خود بر صحنه تئاتر را با علی رفیعی در نمایش یادگار سال‌های شن در سال ۱۳۷۱ تجربه کرده است، فارغ التحصیل دانشگاه هنر تهران رشته نمایش بوده و با هدایت محمد علی کشاورز و ثریا قاسمی وارد عرصه تلویزیون شد.

در کارنامه کاری وی می توان به همکاری با کارگردانان به نامی چون عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، کمال تبریزی، داریوش فرهنگ، محمد علی سجادی، سیروس الوند، بهرنگ توفیقی، جواد افشار، حمید لبخنده، حسن فتحی، مسعود آب پرور اشاره کرد.
نمایش اتینا از ۱۰ مرداد در تماشاخانه مهرگان به نویسندگی رسول کاهانی و کارگردانی حسین دیردار به روی صحنه خواهد رفت و بلیت فروشی این اثر نمایشی به زودی برای مخاطبین باز خواهد شد.

آخرین ضرباهنگ قلبش برای کوچ ابدی نواخت... علیرضا مرادی

 سلام استاد مشایخی که حالا دیگر نیستی ...- علیرضا مرادی*
 همین که سیزدهم فروردین رسید، چشم‌هایش تا آخرین درجه دیدن باز شد، گوش‌هایش به اندازه 84 سال شنید، ساعت 9 شب که تمام شد، جمشید هم تمام شد، آخرین ضرباهنگ قلبش برای کوچ ابدی نواخت و به دنیای خاکی بدرودی جاودانه گفت.

سیزدهم فروردین سال 1398. وقتی نوروز غرق در انبوه اخبار سیل در کشور بود و باز وقتی که برخی در روز طبیعت سرگرم تفریح در پارک و فضاهای سبز بودند، «کمال الملک» نه این بار در قامت یک نقاش که در هیبت بازیگر و استاد از دنیا رفت.
جمشید مشایخی دم دم‌های شب 13 فروردین 98 با هیکلی که نحیف از بیماری شده بود در بیمارستان درگذشت. او رفت تا حالا به زعم پرویز پرستویی از 5 تن سینمای ایران یک تن دیگر هم کم شود. دقایقی بعد هم اشک‌های فراوانی در چشمان هزاران نفر از خانواده تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران حلقه زد.
آنهایی که حالا سن و سالی ازشان گذشته است احتمالا به یاد می آورند گرمای مرداد ماه 1339 را که برای نخستین بار جمشید در صحنه تئاتر ظاهر شد، در کنار «جمیله شیخی»، «جمشید لایق»، «اسماعیل شنگله»، «پرویز کاردان» و «علی نصیریان».
آنهایی هم که علاقمند به سینمای فلسفی باشند احتمالا «گاو» را خوب به یاد دارند با حضور بازیگر جوان آن سال‌های سینما یعنی جمشید مشایخی، در کنار بازی به یاد ماندنی مرحوم عزت‌الله انتظامی. خوب درخشید جمشید و نشان داد که بازیگری با شمایل زیبا ظهور کرده است.
تا قبل از انقلاب و سال 57 کارنامه خوبی در تئاتر و سینما برای خود دست و پا کرد. انقلاب هم که شد هر چند در تلویزیون و تئاتر تا مدتی کم کار شد اما خیلی زود و در سال 59 در فیلم «گفت هرسه نفرشان» ساخته غلامعلی عرفان ظاهر شد.
اما 50 سالگی برای استاد مشایخی سال متفاوتی بود. او علاوه بر ایفای نقش کما‌ل الملک نقاش مطرح ایران در سال 1363 سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره نوپای آن سال‌های فیلم فجر را نیز از آن خود کرد و این شد اولین و آخرین سیمرغ جمشید که در سن 50 سالگی برایش رقم خورد.
سال 1367 و بازی در نقش رضا خوشنویس (شخصیت اصلی مجموعه هزاردستان) از او شهرتی به مراتب بیشتر از قبل در میان توده مردم دست و پا کرد. مرحوم علی حاتمی با خوش سلیقه‌گی محض 5 تن سینمای ایران را در هزاردستان دور هم جمع کرده بود. از جمشید مشایخی، عزت‌الله انتظامی و محمدعلی کشاورز تا علی نصیریان و داوود رشیدی. خوش درخشیدند تا سال‌ها بعد بازیگری از نسلی دیگر، آنها را 5 تن سینمای ایران ملقب کند.
حالا جمشید در قامت استاد در نقش‌های مختلف بازی می‌کرد. عدد آثار سینمایی‌اش هرچند روی 99 ماند و به 100 نرسید اما جمع نقش‌هایش از 200 مورد بالا زد و به نوعی رکورد دارنیز شد.
آنهایی که در آمار نمایش‌های تاریخی و سینمایی ایران دستی پژوهشی و قلمی در گردش دارند، فیلم سینمایی «شازده احتجاب» ساخته بهمن فرمان آرا و «بزرگ آقا» در نمایش میراث کارِ بهرام بیضایی را به یاد می آورند که جمشید در هر دو خوش درخشید. یکی در جوانی و دیگری در میانسالی.
او حالا در دوران کهن سالی سفیر هم شد. سال 93 سفیر سلامت چشم و بینایی و سال 94 سفیر سلامت از سوی وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران. اتفاقا برای سفیر شدن تندیس سلامت هم گرفت استاد.
سال 1395 «بن‌بست وثوق» شد آخرین بازی سینمایی‌اش. یک سال بعد هم در مجموعه «در جستجوی آرامش» که برای شبکه تهران ساخته شده بود بازی کرد. این هم شد خاتمه حضورش در تلویزیون.
حالا امروز ساعت 9 شب روز 13 فروردین 1398. در صفحه اینستاگرام جمشید مشایخی که توسط فرزندانش اداره می‌شود پیامی منتشر شد. کوتاه بود. «پدر ما ساعت 9 شبِ امشب 13/فروردین/1398 در نهایت آرامش به سفر ابدی رفت. تشکر ویژه از همهٔ عزیزانی که همواره به ایشان لطف و محبت داشتند. روح ایشان شاد و یادش گرامی باد. نادر، نغمه و سام مشایخی.»
و امروز 17 فروردین سال 1398. تالار وحدت شد سکانس پایانی استاد با حضور همه اهالی سینما، تئاتر و تلویزیون. و بهشت زهرا خانه ابدی.
سلام استاد جمشید مشایخی. ممنونیم بابت خاطره‌هایی که برایمان ساخته‌ای و حالا ... خودت نیستی.
*خبرنگار ایرنا

شب مسعود کیمیایی در تورنتو

 زاگرب، پاریس و تورنتو مقصد این روز‌های سینمای ایران

    تهران - ایرنا - سینماگران ایرانی در تازه ترین حضور بین المللی خود در شهرهای زاگرب، پاریس و تورنتو رقابت می کنند و تجلیل می‌شوند.
افتخار آفرینی سینمای ایران در حوزه انیمیشن حالا به یک اپیدمی در میان خبر رسانه‌ها تبدیل شده است و در تازه‌ترین حضور انیمیشن «سینک» به کارگردانی محبوبه کلایی به بخش مسابقه انیمیشن زاگرب کرواسی راه یافته است.
دهمین دوره جشنواره انیمیشن کودک و نوجوان «وافی و رافی» Vafi & Rafi از 6 تا 12 خرداد ماه 98 در کشور کرواسی برگزار خواهد شد و فیلم انیمیشن «سینک» ساخته محبوبه کلایی، در بخش مسابقه فیلم‌های نوجوانان (15 تا 18 سال) این جشنواره به نمایش درمی‌آید.
در این جشنواره، 76 فیلم انیمیشن از 30 کشور دنیا در 5 بخش به رقابت می‌پردازند.
انیمیشن «سینک» اثری تجربی است که به هم آمیختگی فیلم زنده و خیال، اساس آن را شکل می‌دهد. در این فیلم زن و مردی به شکل ته‌مانده قهوه از 2 فنجان درون سینک بیرون می‌آیند.
«آبی» علیرضا معصومی و «روی جلد» یگانه مقدم 2 فیلم انیمیشن ایرانی دیگر بخش مسابقه نوجوانان جشنواره «وافی و رافی» کرواسی هستند.

** نمایش «برگ‌جان» در پاریس
در ادامه حضور آثار ایرانی در اروپا اینبار فیلم «برگ جان» ساخته ابراهیم مختاری در اینالکو (موسسه ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی) پاریس به نمایش در می‌آید.
فیلم «برگ جان» روز 30 اردیبهشت ( 20 می) در اینالکو (موسسه ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی) در کشور فرانسه به نمایش درخواهد آمد و نشست پرسش و پاسخ آن برگزار می‌شود.
فیلم «برگ جان» در سال 2018 در بخش مسابقه فیلم‌های بلند داستانی جشنواره وزول برنده جایزه اینالکو از هیأت داوران این موسسه شد که به همین دلیل در سال جاری نیز این فیلم نمایش داده می‌شود.

** شب مسعود کیمیایی در تورنتو
همچنین تورنتو کانادا نیز میزبان مسعود کیمیایی سینماگر پیشکسوت ایران خواهد شد و با نمایش مستند «قهرمان آخر» از این سینماگر تجلیل خواهد کرد.
شنبه چهار خردادماه از ساعت 17 تا 19:30 در بنیاد پریا تورنتو برنامه‌ای با عنوان شب سینمای مسعود کیمیایی در کشور کانادا به همت گروه هنری موج نو با مدیریت عارف محمدی برگزار می‌شود.
در این برنامه ابتدا مستند «قهرمان آخر» ساخته جواد طوسی و با سرمایه‌گذاری رضا اصفهانی‌زاده به نمایش در خواهد آمد.
پس از آن نیز در نشستی با حضور محمدمهدی دادگو تهیه کننده سینما و تلویزیون، حسین معززی‌نیا منتقد، نویسنده و مدرس سینما و عارف محمدی منتقد و مستندساز و مجری برنامه پیرامون موج نو در سینمای ایران، سینمای کیمیایی و نقش آثار او در تاریخ سینمای ایران صحبت خواهد شد.
روزبه روحی پور تدوینگر و ستار اورکی سازنده موسیقی متن فیلم مستند «قهرمان آخر» هستند.

** جوایز انجمن «دیدگاه پاریس»
همچنین محمد حقیقت مدیر «انجمن دیدگاه پاریس»، امروز یکشنبه 29 اردیبهشت ماه، در کن و همزمان با برگزاری جشنواره جهانی فیلم کن، اسامی برندگان اولین دوره جایزه بهترین فیلم‌نامه‌نویس کوتاه را اعلام کرد.
داوران این مسابقه فیلمنامه نویسی عبارت هستند از داریوش مهرجویی فیلمساز و نویسنده، علی عباسی فیلمساز ایرانی مقیم سوئد، کیوان کثیریان منتقد و سردبیر سایت سینما سینما، محمد حقیقت منتقد، سینماگر و عضو کمیته انتخاب جشنواره جهانی فیلم کن (از 1991 تا 2005) و مهناز شکری پور دانشجوی سینما در فرانسه و سینه فیلم.
90 فیلمنامه کوتاه برای شرکت در مسابقه ارسال شد که در مرحله اول 10 نفر به مرحله نامزدهای اولیه رسیدند و اکنون از بین آنها 3 برگزیده نفرات اول تا سوم که جوایز نقدی را دریافت می‌کنند، به شرح زیر اعلام شد:
جایزه اول همراه با 1300 یورو به آذر طالقانی برای نوشتن فیلمنامه «بگو اکشن».
جایزه دوم مسابقه فیلمنامه نویسی به همراه هزار یورو به سیاوش مقدم برای نوشتن فیلمنامه «یک دستور پخت ساده برای کوکی شکلاتی» اهدا شد.
جایزه سوم فیلمنامه نویسی نیز به ارمغان فلاح به همراه 700 یورو بخاطر فیلمنامه «خط عابر پیاده» تقدیم شد.
همچنین دیپلم افتخار این انجمن به نیما رحیم پور برای فیلمنامه «هیولا» اهدا شد.
مدیر انجمن اعلام کرد که در جهت حمایت از فیلمنامه نویسان جوان سینمای ایران، این مسابقه هر سال برگزار شده است، از سال آینده کسانی می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند که کمتر از 30 سال سن داشته باشند.

فیلم هایی که کودکان نباید ببینند

 فیلم هایی که کودکان نباید ببینند

رده بندی فیلم های سینمایی که در سال گذشته صرفا در حد توصیه برای مخاطبان و در حد درج «این فیلم برای افراد زیر 15 سال مناسب نیست» بود، شکل جدیدی به خود گرفته و قرار است تا به صورتی مدون و جزءبندی شده، اعمال شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، اوایل اردیبهشت ماه سال جاری بود که آیین نامه جدید درجه بندی سنی فیلم‌های سینمایی توسط سازمان سینمایی ابلاغ شد و در متن آن آمده بود که در این آیین نامه، چگونگی درجه بندی سنی فیلم‌ها و نحوه برخورد با مخاطبان مشخص شده و برای تمامی سینماها، تهیه کننده‌ها و پخش کننده‌ها لازم الاجرا است.
مقدمه این دستورالعمل به وضوح مشخص می سازد که پیشگیری از هرگونه آسیب به مخاطبان اعم از کودکان، نوجوانان و جوانان بر اساس موازین تربیتی، اخلاقی و باور‌های اجتماعی، به عنوان ضرورت صنعت تصویر شناخته می‌شود.
آنچه به عنوان اهمیت این مساله عنوان شده، نامناسب بودن نمایش رفتار و گفتار شخصیت های منفی و یا رخدادهایی است که متضمن خشونت، ترس و مضامین مشابه هستند، به همین دلیل و بر اساس این رویکرد آگاه سازی و دسته بندی آثار با توجه به این مهم و جلوگیری از این مساله ضروری می نماید. بر این اساس در فصل دو این آیین نامه، تفکیک سنی به لحاظ مباحث محتوایی، بدین صورت مطرح شده است:
گروه 9+ شامل فیلم‌هایی می‌شوند که دارای الفاظ یا صحنه‌های نامناسب برای کودکان است و تماشای آن برای کودکان زیر 9 سال توصیه نمی‌شود.
گروه 12 + فیلم‌های دارای صحنه‌های به نسبت خشونت آمیز، دلهره آور، سیگار کشیدن و یا الفاظ نامناسب است و تماشای آن‌ها برای افراد زیر 12 سال توصیه نمی‌شود.
فیلم‌های گروه 15+ دارای صحنه‌های خشونت آمیز، ترسناک، کشیدن سیگار، روابط خلاف عرف جامعه و یا زبان تند و نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر 15 سال توصیه نمی‌شود؛
و فیلم‌های گروه 18+ شامل صحنه‌های افراطی از خشونت یا صحنه‌های استعمال مواد مخدر یا صحنه‌هایی تداعی کننده روابط زناشویی و یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر 18 سال ممنوع است.
این مساله البته انتقادات متعددی را از جانب فیلمسازان و نظریه پردازان سینمایی مطرح ساخته است و اگرچه موافقان نفس اجرای چنین رویکردی را مثبت ارزیابی می کنند اما منتقدان از جوانب مختلفی به آن ایراد وارد می سازند. ایراداتی چون فرمالیته بودن چنین طرح هایی به دلیل ممیزی هایی که در زمان ساخت فیلم اعمال می شود، عدم امکان تشخیص سنی افراد به ویژه در موارد خرید اینترنتی بلیط، در صورت اجرایی شدن این طرح فقط می تواند سینما را در بربگیرد و نه دی.وی.دی های موجود و قابل دسترس در بازار را، عدم تعبیه زیرساخت های نگهداری کودکان در مجتمع های سینمایی و ...
در نتیجه اگرچه منتقدان رادیکال تصویب این طرح را یکسره بی فایده و غیرقابل اجرا می دانند اما به نظر می رسد که اتخاذ چنین رویکردهایی از بابت آنچه می توان آن را «ایجاد مساله برای مخاطب» و یا «طرح دغدغه برای والدین» نامید مثمر ثمر به نظر می رسد.

**روانشناسان چه می گویند
«محمد سلگی» دکترای روانشناسی و رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ضمن تایید تصویب این طرح در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا بیان داشت: من با این ایده موافق هستم به این جهت که قدم اولی است که می تواند به فیلم هایی که ممکن است در حال حاضر به دلیل آزاد بودن رده سنی مجوز پخش نگیرند، کمک کند تا مجوز بگیرند. مثلا فیلمی که در آن بازیگر سیگار می کشد و ما دیدن این را برای نوجوان زیر 15 سال مناسب نمی دانیم در صورتی که برای یک فرد سن بالاتر مشکلی ندارد. در نتیجه در راستای رونق فیلمسازی و سینما این کار باعث خواهد شد تا فیلم های بیشتری ساخته و اکران شوند.
وی افزود: از طرف دیگر در کشور ما مساله رده بندی کردن فیلم ها در راستای مقابله با ترویج خشونت است. در دنیا به دلیل نمایش مسائل جنسی و غیر اخلاقی است که بحث رده بندی اعمال شده است ولی در کشور ما چون به طور کلی نمایشی از مسائل غیراخلاقی وجود ندارد و طبق عرف و قوانین شرعی ما این یک تابوی کلی است این موضوع دغدغه ما نیست اما مشکل اساسی ما همان بحث خشونت است؛ این رده بندی می تواند کمک کند تا فیلم هایی که دغدغه مند هستند و موضوعی خوب برای پرداختن و حتی کارگردانان برجسته ای برای ساخت دارند و در قسمت هایی مجبورند تا خشونت را به نمایش بکشند، ساخته شوند. یعنی این رده بندی کمک می کند تا هم فیلم حرفش را بزند و هم از انگ ترویج خشونت دور بمانند.
«البته این موضوع منوط بر این است که تا چه حد بتوانیم این مساله را عمومی و اجرا کنیم. چون این مساله فقط شامل بحث اکران است و همچنان مساله بعد از اکران که عرضه فیلم در قالب سی.دی است به قوت خودش باقی است».

**باید به رفتار منطقی عادت کنیم
این روانشناس در تاکید بر آثار مخرب برخی فیلم ها بر نوجوانان یادآور شد: به لحاظ روانشناختی این رده بندی به دلیل عدم نمایش مباحث خشونت و مواد مخدر برای سنین خاصی، مقوله ای خوب است. اما بحث ما در این میان به خصوص نوجوان ها هستند؛ البته بخشی هم کودک هست اما اغلب اوقات ممکن است مشکلمان با کودکان کمتر باشد چرا که آنان مباحث را نمی فهمند؛ ولی در مورد نوجوانان مشکل اینجاست که آنها مباحث را می فهمند و چون سیستم شناختی و حتی اجتماعیشان فعال است، به لحاظ عاطفی درگیر می شوند.
«بنابراین، این که این کار اجرا بشود و از ترتیبی هم برخوردار باشد، مطلوب است اما به نظرم گره کار بیشتر در نحوه اجرا است و این همانند مساله کمربند ایمنی در رانندگی است؛ وقتی بستن آن اجباری شد همه ما از این قضیه ناراحت بودیم اما اگر امروز این بستن کمربند ایمنی فراگیر شده، به دلیل عادت است».
وی تصریح کرد: در بسیاری از موارد و امور هم داستان به همین منوال است؛ یعنی اگر موضوعی برای ما تکرار شود، بدان عادت می کنیم. یعنی به مرور زمان برایمان عادت می شود و یاد می گیریم؛ باید یاد بگیریم رفتارمان را عوض کنیم و به رفتارهای عاقلانه و منطقی تری برای تربیت بچه هایمان توجه کنی. از آنجایی که عمده مخاطبان فیلم های ما طبقه متوسط هستند؛ این ها معمولا زودتر یاد می گیرند.
«ما چون راحت طلب هستیم و نمی خواهیم سختی بکشیم، ترجیح می دهیم همه با هم و خانوادگی فیلم ببینیم».
سلگی خاطرنشان کرد: ما باید قاعده را بگذاریم و به دلیل این که کسی آن را رعایت نمی کند، نباید قاعده را از دست بدهیم. قاعده باید گذاشته شود و بعد برویم دنبال راه های اجرای آن که آن هم مسلتزم همراهی همه است؛ یعنی همه متخصصان باید صحبت کنند، نظر بدهند و تبیین کنند.
«این که این دستورالعمل چطور اجرا می شود و مثلا اگر من برای بچه ام بلیت گرفتم و او را با خودم بردم با من چطور برخورد می شود را باید منتظر باشیم و ببینیم که درست اجرا می شود یا نه؛ ولی نفس کار و این که کودکان تا سنین خاصی فیلم هایی را نبینند مطلوب است. پس باید بین نفس کار و نحوه اجرای آن تمایر قائل شویم و در باب آنها جداگانه صحبت کنیم».

دیالوگ هایی از دوران قاجار

 «برادرجان» دور افتاده و شعارزده

    تهران - ایرنا - سریال «برادر جان» که در ایام مبارک رمضان از شبکه سه سیما پخش می‌شود روایتگر سال 98 است اما کاراکترهای این سریال به گونه ای در کوچه و خیابان با هم حرف می زنند که انگار از بطن جامعه جدا و در یک جزیره دور افتاده زندگی می‌کنند.

صدا و سیما در ماه مبارک رمضان 98 نیز شبیه به دو سال پیش نتوانست در حیطه سریال سازی موفق عمل کند. تلویزیون یک سال فرصت داشت که برای باکس طلایی خود در یک سال سریالی هایی با داستانی قوی و باور پذیر روی آنتن ببرد اما در یک عملکرد ضعیف ترجیح داد سریال «برادر جان» به نویسندگی سعید نعمت الله و کارگردانی محمدرضا آهنج را در بهترین زمان کنداکتور سیما از شبکه سه پخش کند.

** ملودرامی که شعار گونه شد
برادر جان یک مضمون اخلاقی و دینی را در بستری اجتماعی به تصویر می‌کشد. این سریال نیز همچون دیگر آثاری نعمت‌الله یک ملودرام پرکشمکش درباره روابط انسانی و اجتماعی است. رویکرد اصلی در این سریال «حق الناس» است. مفهومی که این روزها در جامعه و رسانه ها به درستی به آن پرداخته نمی شود. شخصیت پردازی در «برادر جان» نقطه قوت جدید ترین اثر آهنج است. نویسنده فضایی معما گونه از زندگی کاراکتر های داستانش ساخته است و این موضوع باعث کنجکاوی مخاطب شده است.
حضور بازیگرانی چون علی نصیریان، حسن پورشیرازی، ‌آفرین‌ عبیسی، حسام منظور و لعیا زنگنه یکی دیگر از شاخصه هایی است که می تواند یک سریال را پر بیننده کند.
تا این قسمت همه چیز خوب است و به درستی جلو می رود اما سازندگان این سریال توجهی به این موضوع نکردند که پرداختن به طور مستقیم و شعارگونه به موضوع حق الناس آن هم در یک سریال رمضانی می تواند مخاطب را پس بزند.

** شخصیت های تکراری در فیلمنامه های نعمت الله
فیلمنامه های سعید نعمت‌الله در بیشتر اوقات ماجراهای زندگی چندین شخصیت را روایت می کند.
داستان هایی که او می نویسد پر است از شخصیت‌هایی لوتی واری که خاکستری رنگ هستند و می توان در وجودشان سفیدی و مهربانی را دید. این کاراکترها در اصل قلبی سیاه ندارند اما دست روزگار باعث می شود آنها نیز ناخواسته همراه با برخی جریان ها پیش روند.
این نویسنده همچنین علاقه خاصی به ساختن شخصیت‌هایی دارد که کینه توز هستند، افردی که منتظر زمان می مانند تا چاقو را درست وسط قلب حریفشان جا دهند.
با مرور فیلمنامه هایی چون «برادرجان»، «زیر پای مادر»، «مکائیل»، «پشت بام تهران»، «زیر هشت»، «مکائیل» می توان به این نتیجه رسید که نویسنده برادر جان دوست دارد در قصه هایش کاراکتر هایی را زنده کند که قلدر هستند و همیشه به خود حق با آنها است.
نویسنده سریال رمضانی شبکه سه سیما به شدت روی نام گذاری تک تک کاراکترهای فیلمنامه اش فکر می کند و دوست دارد نام ها گیرا، پیام رسان و البته بکر باشد.
او در جدید ترین فیلمنامه خود از نام هایی چون «چاوش»، «کریم بوستان»، «توکل» و «آراز» استفاده کرده است و این در حالی است که امروزه این نام ها جایی در جامعه واقعی ندارند.
تا کنون تشابه ذکر شده در همه نوشته های نعمت الله دیده شده است و همین موضوع باعث می شود مخاطب حتی از تیزر معرفی سریال بتواند نام نویسنده اثر را حدس بزند.

**دیالوگ هایی از دوران قاجار
یکی دیگر از ویژگی های فیلمنامه های نعمت الله این است که عادت به نوشتن دیالوگ‌هایی شاعرانه دارد. انسان ها در داستان او راحت حرف نمی زنند. امروزی صحبت نمی کنند و این موضوع حتی تا جایی پیش می رود که آدم های داستان در صحبت با صمیمی ترین فرد زندگی شان از جمله های پرطمطراق استفاده می کنند. گاهی هم انقدر این جمله ها ادبی می شود که مخاطب سخت مفهوم دیالوگ ها را متوجه می شود.
نعمت الله از ساختن کاراکترهایی که در بیشتر اوقات با نیش و کنایه و رمز آلود صحبت کنند لذت می برد و همین موضوع باعث می شود که بیننده کمی گیج شود. مخاطب سریال برادر جان نمی تواند این سبک صحبت کردن و رفتارها را کنار ماشین شاسی بلند و فضای امروزی تهران بگذارد.نوشتن دیالوگ های ادبی و شاعرانه که همه را یاد فیلم های چندین دهه پیش می اندازد مهم ترین نقطه ضعف این سریال است. اگر قرار است دیالوگ هایی شبیه به کتاب های شعر نوشته شود بهتر است سریال زمان قاجار را روایت کند. اینگونه مخاطب داستان و بازی های سریال را به خوبی می پذیرد.
گزارش از: خاطره علی نسب