رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون
رها ماهرو

رها ماهرو

منتقد سینما و تلویزیون

نقد و بحث بر سر سریال شمعدونی سروش صحت

نقد و بحث بر سر سریال شمعدونی بین مخاطبین وبلاگ رها ماهرو (لاله و حمیدرضا) صورت گرفته که تقدیم می شود :


لاله می نویسد :

با سلام,
(طرفداران سریال شمعدونی لطفا ادامه رو نخونن)
سروش صحت... بابا تو که سریال محبوب من "ساختمان پزشکان" رو درست کردی آخه چرا این... این.... چییییزو درست کردی؟ (بله, من فک میکنم ساختمان پزشکان سریال خوبی بود... حداقل در مقایسه با این "چیز")
این سریال از نظر من نه تنها خنده دار نبود بلکه خیلی خیلی خسته کننده بود, یا یه ماجرا رو فقط کش میدادن (مثال: سعید میخواد باغبون بشه... خب که چیییی؟ برو سر خود داستان!) یا یه جوک لامصصصصصصب رو ده دفعه تکرار میکردن. به طوری که اگه 10 قسمت رو هم نمیدیدی باز هم چیز زیادی از دست نمیدادی (من با لحن تمسخر: تو رو خدا چند بار دزدیده شدن ماشین یه نفر خنده دار ترین چیزی نیس که تا حالا دیدین؟ هر هر هر)
توی این سریال مشکل اینجاس که دلت برای هیچکی نمیسوزه و با هیچکی احساس همدردی آنچنانی نمیتونی بکنی. خود داستان به طرز شگفت آوری مسخره و توهین آمیز بود که "مثلا" خواسته بود نشون بده مشکلات خانواده های الان چیه ولی با زیاده روی و اغراق و "تکرار" گند زده بود تو همه چی. (بچه ها و کودکای عزیز ایرانی! از این به بعد هر کار بدی که عشقتون کشید بکنین چون هیچکی به خاطر سن کمتون اهمیت نمیده! هر هر هر)
و حالا شخصیت ها: هوشنگ یکی از بی مصرف ترین, احمق ترین, خیانتکار ترین و عذاب آور ترین .... چیزاییه که من تا حالا دیدم (حتی نمیخوام از کلمه ی شخصیت برای این یارو استفاده کنم) ,
سعید نقش فیلر داره (یعنی یا هیچ کاری نمیکنه یا به همه چی گند میزنه)
عطا یه زن ذلیل عروسی- خراب-کن به درد نخوره که حتی از حق خودش هم نمیتونه دفاع کنه (مثال: هوشنگ مییییکشمت)
شیرین یک نمونه ی وحشتناک از یه عروس تو خانواده ی شوهر و یه الگوی مادرانه ی "اهریمنی" هست که انگار رسما از دماغ فیل افتاده (زبان انگلیسی و بخور بخورش هم تو حلقش)
من با عرشیا کاری ندارم چون اگه به خاظر اون "مثلا مادر" نبود این طور بی ادب نمیشد.
سارا هم که به جز نقش یه دختری که به خاظر مدرک تحصیلیش هی سر کوفت میخوره نقش دیگه ای نداشت.
زهره یه شخصیت کاملا کمرنگ و بی تاثیر و بی توجه به چیزای دور و برش و مخصوصا به اون شوهر بی عرضشه که تقریبا نصف سریال با نوز نوز ها و شکایت های اون از "معاون بانک" میگذره (ما فهمیدیم که زهره معاون نشده! باشه کارگردان؟ انقدر رو اونا تمرکز نکن!!!)
دوست سارا و بابا رضا هم دو تا شخصیت بیخود هستن که هیچ تاثیری رو خود داستان نداشتن و آقا دزده ی قصه ی ما هم زیادی روش تمرکز شد و همین باعث شد که اونم یه شخصیت مسخره بشه که فقط به درد کش دادن داستان بخوره.
و آخر داستان, واااااااااااااااااااااااااای آخر داستان!
با این که به بعضی از آخرین قسمت بعضی سریال ها نمیرسه (من خودم به شخصه از آخر سریال پنجمین خورشید متنفر بودم ولی حالا این مهم نیس) ولی بازم خیلی نزدیک به عنوان "ضایع ترین پایان سریال های ایران" هست.
میدونین, سریال "دودکش" یه ابهت خاصی داشت و برای من مهمترین دلیل ابهتش انتخاب اسم "دودکش" برای سریال بود که چطور تو نوشته ی آخر سریال اومد:
"آرزو میکنم هیچوقت دودکش زندگی شما گرفته نشه"
ولی این چیزی مسخره نه تنها گند زد به حوصله ی همه ی کسایی که تا این جا داشتن این سریال رو دنبال میکردن بلکه معلوم شد اسم "شمعدونی" مال سریال فقط به خاطر یه شمعدونی بود که سعید تو خاک خشک زمین های "بی مصرف" باباش کاشت.... WHAT؟
نه واقعا... چی؟ :|




حمیدرضا می نویسد :

دوستان عزیز جوری بند کرده اند به اخلاقیات و مسائل انسانی که گویا قرار است هر فیلم کمدی ای کلاس اخلاق باشد.این همه سریال بی روح و بی محتوا در این رسانه ملی میبنیم و چیزی نمی گوییم اما در مقابل یک سریال کمدی که انصافا از لحاظ خلق موقعیت کمدی بدون توسل بیش از اندازه به شوخی های کلامی برترین کار سروش صحت و گواهی محکم بر پییشرفت او در امر فیلمسازی و شناخت کمدیست چنین عجولانه اتخاذ موضع میکنیم.جالبتر کسانی اند که از آشغالی که «در حاشیه» نام داشت حمایت میکردند و شمعدونی را ضعیف میدانستند.
اما در مورد شخصیت پردازی باید گفت که تمام شخصیت ها نسبتا خوب از آب در آمده اند و البته برخی جای کار بیش تری داشتند.اینکه شما از دیدن رفتار هوشنگ حرص میخورید طبیعی است و به این دلیل است که او ذاتا انسان حرص درآریست و با وجود حدود پنجاه سال سن هنوز در موارد بسیاری از خود رفتار کودکانه ای بروز میدهد. و این یعنی شخصیت پردازی. و من افرادی نظیر هوشنگ را در واقعیت دیده ام.البته شکی نیست که شخصیت او غلو آمیز و دارای اغراق است که البته هیچ اشکالی ندارد؛چه اینکه این ذات کار کمدیست. مثلا شما کدام آدمی را میشناسید که به اندازه استن لورل در عین حماقت فوق العاده در حین دعوا تا این حد باهوش باشد؟ و اما کسانی که هوشنگ را احمق و بی مصرف توصیف میکنند و با دیدن رفتار او تا مرز جنون میروند بهتر است از داروهای آرامبخش استفاده کرده و تا زمان بهبودی سراغ فیلم های کمدی نروند.
بازی های سریال بسیار یکدست هستند که بخشی از آن به توانایی بالای سروش صحت و بخش دیگر به تئاتری بودن گروه بازیگری فیلم باز میگردد چرا که اساسا بازیگری تئاتر سخت ترین نوع بازیگریست.
لحن فیلم و جنس شوخی ها دارای ثبات بسیاریست و باعث میشود تا بدانیم که با سریال شمعدونی طرفیم نه سریالی دیگر.
نکته مثبت دیگر توانایی بالای نویسندگان سریال در استخراج شوخی و خلق موقعیت های کمدی بسیار متنوع از یک داستان به هم پیوسته است.اغراق نیست اگر بگوییم شمعدونی بهترین سریال کمدی غیر اپیزودیکی است که در تمام این سال ها از تلویزیون شاهد پخشش بودیم.
و اما میرسیم به مساله اخلاقیات که مشکل اصلی بینندگان با سریال و علت نادیده گرفته شدن زحمات فراوان گروه فیلمسازی در خلق یک کمدی نوآور و بدیعست.
بر خلاف عده ای که شمعدونی را مروج بی اخلاقی و بی احترامی میدانند پیام های اخلاقی نیز در فیلم به چشم میخورد.البته آنقدر درشت نیستند که هر چشمی آنها را ببیند. به عنوان مثال بی تربیتی عرشیا را میبینیم اما علتش را در شخصیت مادر او جستو جو نمی کنیم.
نمونه ای دیگر: زهره به عنوان یک مادر و یک همسر نقش اصلی را در تحکیم بنیان خانواده ایفا میکند.نماد آن سکانسیست که خانواده برای خرید زمین میروند و یادشان میرود در خانه را ببندند. این جا زهره است که به یاد این موضوع می افتد و لنگ لنگان می آید و در را میبندد و به این ترتیب از خانه حفاظت میکند.
برای سروش صحت آرزوی موفقیت دارم.او در حال تبدیل شدن به بهترین کارگردان کمدی ایرانیست.
و توصیه ام به کسانی که با دیدن اینگونه فیلم ها به جای خندیدن حرص میخورند اینست: خونسرد باشید و سعی کنید به راحتی بخندید.فقط همین.
و اما سخن آخر:کسانی که شمعدونی را نمیپسندند و نمی فهمند همان بهتر است که بروند در حاشیه!




لاله می نویسد :

آقای محترم, آقا حمید رضا, من هیچوقت از سریال در حاشیه حرف نزدم که داری میگی فقط اون به دردم میخوره. هیچ ناله ای هم در مورد این که "وای من چه قدر حرص میخورم" نکردم و به جنون نکشیدم و نه ممنون, هیچکدوممون به قرص آرام بخش احتیاج نداریم. (کوتاه تر عبارتی که نوشتم: حرف دهنتو بفهم)
دوست عزیز, شما که انقدر طرفداری زهره رو میکنی چرا اینو یادت نمیاری که این که نمیدونست طرف برادرش باشه یا شوهرش؟ یا این که سعی میکرد اصلا تو بیشتر موضوع ها دخالت نکنه؟ (وای خدای من چه نقش نمونه ای!) یا این که توی بیشتر اتفاق هایی که تو سریال افتاد اون هنوز تو بانک بود؟ یا این که تو نصف سریال سعی میکرد دنبال یه دلیل برای رو کم کردن معاون بانک باشه؟ یا این که موقعی که هوشنگ گفت میخوام آقای ترابی رو با سارا آشنا کنم هیچ اقدام جدیی نکرد؟ یا این که انقدر بیخیال بود که اصلا حواسش نبود که شوهرش یه بار اخراج شده؟ یا موقعی که همه از "مدرک نداشتن" دخترش حرف میزدن ازش دفاع نمیکرد؟ یا تنها اقدام درست و حسابیی که کرد بعد عروسی بود؟(از نظر من فقط بعد عروسی بود که یه ذره شخصیت پیدا کرد. اگه یادتون بیاد اون قضیه ی در خونه رو بستن هم مال بعد از عروسی بود که تازه فهمیده بود خانوادش چه وضعیت خرابی داره)
بابا "نقش اصلی را در تحکیم بنیان خانواده"!!!!
بعدشم, این جور شخصیتی مثه هوشنگ (به اندازه استن لورل در عین حماقت فوق العاده در حین دعوا تا این حد باهوش) تو ناصر (ساختمان پزشکان) و حتی تو *سرفه*پاتریک ستاره از باب اسفنجی*سرفه* هم پیدا میتونیم بکنیم!!! (LOL)
و بعدشم, این که شیرین و هوشنگ هر بهونه ای پیدا میکردن که بگن عطا معتاده خیلی خنده دار بود؟ یا سو استفاده ی جهانگیر از خانواده ی اونا برای پس دادن ماشین خیلی قهقه آور بود؟ یا این که عطای بیچاره داشت برای از دست رفتن ماشینش سکته میکرد خیلی صحنه ی خنده آوری بود؟اگه برای شما این طوریه که من متاسفم براتون.
شما مثل این که از جوک "ده بار کتک زدن دزد" و "ده بار سعی به اجرای خواستگاری آقای ترابی و سارا" که فقط تکرار میشدن هم خیلی لذت بردین نه؟
به این که کارگردان حوصلش نمیکشیده که اون پنج دقیقه ی آخر قسمت ها رو یه جوری پر کنه هم خندیدین نه؟ (مثال: اون جایی که تا پنج دقیقه ی متوالی هوشنگ از سعید میپرسید: تو درخت دوست داری؟)
به این که قسمت آخر (که بیشترش تو اتوبوس بود) و یه فیلری بیش نبود تا به اون زمینا برسن هم قهقه زدین آره؟
اگه شما این سریال رو دوست دارین اشکالی نداره. اگه فکر میکنین برای شما این اغراق نیست که "بهترین سریال کمدی غیر اپیزودیکی" باشه همون بهتر که به نظرات مردم اهمیت ندین (که اصلا حرمت نمیزارین)
(سخن آخر:*Pocker face*)




حمیدرضا می نویسد :


توضیح:احتمالا دارم آلزایمر میگیرم.چون هیچ یادم نمی آید که کسی را مورد خطاب مستقیم قرار داده باشم.

خلاصه نظرات مخالفان بزرگوار سریال شمعدونی:

«در هیچ خانواده ایرانی فرزندان بی ادب نشده اند و فقط در شمعدونی چنین موضوع قبیحی وجود دارد.

در هیچ خانواده ایرانی جوانان بیکار و تنبل نیستند و فقط در شمعدونی چنین فاجعه ای را ناظریم.
در خانواده های ایرانی پدر و مادر ها از بی ادبی ها و کار های نادرست فرزندان و کودکانشان حمایت نکرده و آنهارا تشویق نمیکنند. خیر،این شمعدونی است که چنین جهنمی را به تصویر میکشد.
در خانواده های ایرانی نقش پدر تضعیف نشده، دختران و پسران به سن ازدواج رسیده مشکلی برای ازدواج ندارند، اعضا به یکدیگر بی توجه نشده اند، همگی تنها به منافع خودشان اهمیت نمیدهند و پول بر هر چیزی مقدم نیست و در یک کلام در خانواده های ایرانی هیچ مشکلی نیست و همگی در مدینه ای فاضله، خوش و خرم به سر میبرند.اما این شمعدونی است که با قدرت تخریبی فوق العاده بیشتر از ماهواره و اینترنت و... بنیان خانواده را مورد هدف قرار داده است.»
و البته باز جای هزار شکر و امیدواریست که فضلا و حکما و فلاسفه ی مملکت بیکار ننشسته و به سرعت دست به کار شده اند تا شر این نابودگر عظیم بنیان خانواده را از سر جامعه زیبا و پاک ما کم کنند.
واقعا زبان و قلم قاصر است از بیان شکوه و زیبایی این همدلی و بصیرت...
حالا میتوانیم با خیال آسوده و راحت از دفع این بلای خانمان سوز برویم و برنامه های مفرح و آموزنده ماهواره را ببینیم یا به جوک های «ناب» وایبری مان برسیم.


منبع : نقد سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت


مطالب مرتبط :

نقد سریال شمعدونی

نقد سریال شمعدونی , نقد شمعدونی , انتقاد از سریال شمعدونی

اعتراض به سریال شمعدونی همچنان ادامه دارد

نقدی بر سریال شمعدونی از طرف یکی از خوانندگان رها ماهرو

نقد سریال شمعدونی همچنان مهمترین دلیل بازدید از وبلاگ رها ماهرو

انتقادات گسترده نسبت به سریال شمعدونی

سریال شمعدونی

نقد سریال شمعدونی

نقد سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت


آخرین واژه های سرچ شده در وبلاگ رها ماهرو

نقد سریال شمعدونیvنقد شمعدونی , نقد پایتخت 4  , پذیرایی ساده , انتقاد از سریال شمعدونی , بچه ی لطیف در دردسرهای عظیم  , انتقاد از فیلم شمعدونی , فیلم شمعدونی ادامه دارد  , نقدهای سریال دردسرهای عظیم , نقد سریال پایتخت 4, فیلم پذیرایی ساده, سریال عطسه, نقدپایتخت 4 , بچه توی دردسر های عظیم 2 , انتقاد از شمعدونی, قصه ی پاندای کنگفو کار , زن ارستو زنده است یا خیر در پایتخت4, قصه ی پاندای کنگفوکار, آیا زن ارسطو در فیلم پایتخت زنده است, سریال پایتخت 4 , نقد دردسرهای عطیم 2 , ساحل بکرانی, نام اصلی جاری فیروزه در درد سر های عظیم۲, ساحل بکرانی دردسرهای عظیم. بچه کیه , سریال شمعدونی نقد, پایتخت ٤ چوچانگ زنده است؟ , در سریال دردسر های عظیم 2 بچه پیدا شده در ماشین لطیف مال کیست, بکرانی سریال دردسرهای عظیم, نقد سریال پایتخت 4, نظرات سریال شمعدونی, پایتخت 4 زن ارسطو بر میگردد, زن ارسطو زندهاست در فیلم پایتخت توظیح دهید, پدرخوانده قسمت دوم, دوقلو های پایتخت همان قبلیند, نقدسریال پایتخت 4 , فیلم هندی بانتی و بابلی, چوچانگ در پایتخت 4 زنده است , مخاطب سریال پایتخت 4  , نقد سریال طنز در حاشیه  , نقش مه لقا باقری در سریال درد سرعای عظیم 2  , نظرسنجی برنامه پایتخت 4  , انتقادبه فیلم دردسرهای عظیم2  , نقد فیلم پایتخت 4  , سریال شمعدونی دیالوگ ها  , نقد فیلم پذیرایی ساده  , ایا راحله در سریال پایتخت 4 زنده است , نامنقش راننده تاکسی فیلم شمعدونی , کودک خردسال سریال دردسرهای عظیم 2  , نظر سنجی شمعدانی , پذیرایی ساده فیلم , چرا از سریال شمعدونی نقد شد  , نقد و بررسی فیلم پذیرایی ساده , پذیرایی ساده داستان  , داستان فیلم پذیرایی ساده   , نقد سریال پایتخت ۴  , داستان فیلم پذیرایی ساده  , فیلم بیداری  , خلاصه داستان فیلم پذیرایی ساده  , نقد در مورد سریال پایتخت 4 , نقدسریال شمعدونی

دو نقد از خوانندگان وبلاگ رها ماهرو بر سریال شمعدونی ساخته سروش صحت


: منتقد
جمعه 29 خرداد 1394 @ 17:19

خدارو شکر که این سریال تموم شد ، این سریال و البته اکثر سریال های تلویزیون( متاسفانه )شعور بیننده رو زیر سوال بردن!

واقعآً برای مدیریت شبکه سه ، مدیریت صدا و سیما و در نهایت برای آقای صحت متاسفم ، با توجه به سریال های خوب و قوی ساختمان پزشکان و پژمان ، بدتر از این نمی شد این سریال ، متعجبم چرا پخش اون زودتر از این حرفا به اتمام نرسید
قسمت های پایانی افتضاح بودن ،
در این سریال رعایت موارد زیر اصلا توجه نشده بود
ادب و احترام به بزرگتر ها
پدر خانواده نه تنها به عنوان پشتیبان ظاهر نشده بود بلکه همیشه ضایع می شد و احمقاته ترین تصمیم ها رو میگرفت
مادر خانواده اصلا به قوانین توجهی نداشت
این داستان تکراری دزدیده شدم ماشین با اون دزد که کودن
پسر تنبل و بی عار خانواده که هیچ قدرت بدنی نداشت
عدم اعتماد افراد خانواده ( تشخیص های نادرست دکنر خانواده )
بی اعصاب بودن و جنگ روانی اعضا خونواده
پس گرفتن کادو از طرف همکار مادر خانواده
رواج تمسخر افراد - حتی در سطح یک خانواده
عروس بی ادب و بی حیا با اون ویار مسخره اش ( حالا دیگه بچه ها تو بازی های کودکانشون این اعمال رو بازی میکنن - با توجه به نهی شدید ماهواره دور از انتظار بود - در اون سریال ها بی بندو باری به راحتی به ذهن بیننده تزریق میشه - این سریال هم به نحو دیگری - این سریال تو کوچکترین شهر و روستا ها هم بیننده داره - اوتجا مثل کلان شهرهایی مثل تهران نیست که بعضی رفتارها توش عادی باشه)
حمایت های عروس خانواره از پسر بی تربیتش و بی موثر و سست عنصر بودن عطا
بی نقش بودن پدربزرگ خونواده
همه تو یه خونه ریخته بودن - اینا خودشون زندگی نداشتن؟
از همه بدتر شوهر یابی برای خاله خونواده - این لودگی تا کجا که شوهر گیر نمیاد اگه پسری اردواج نمی کنه دلیل داره بجای ریشه یابی دختران این سرزمین باید تحقیر بشن؟ من خودم موقعیت ازدواج به هزارو یک دلیل ندارم ولی چون غیرت دارم و ناموس سرم میشه درست نمیدونم دخترای ایرانی تحقیر بشن
بهتره بدونید در اکثر خانواده و اطرافیان من این بچه های زیر 13 سال بودن که این سریال رو دوست داشتن ، واقعا چرا؟





: لاله

شنبه 30 خرداد 1394 @ 18:29

با سلام,

(طرفداران سریال شمعدونی لطفا ادامه رو نخونن)
سروش صحت... بابا تو که سریال محبوب من "ساختمان پزشکان" رو درست کردی آخه چرا این... این.... چییییزو درست کردی؟ (بله, من فک میکنم ساختمان پزشکان سریال خوبی بود... حداقل در مقایسه با این "چیز")
این سریال از نظر من نه تنها خنده دار نبود بلکه خیلی خیلی خسته کننده بود, یا یه ماجرا رو فقط کش میدادن (مثال: سعید میخواد باغبون بشه... خب که چیییی؟ برو سر خود داستان!) یا یه جوک لامصصصصصصب رو ده دفعه تکرار میکردن. به طوری که اگه 10 قسمت رو هم نمیدیدی باز هم چیز زیادی از دست نمیدادی (من با لحن تمسخر: تو رو خدا چند بار دزدیده شدن ماشین یه نفر خنده دار ترین چیزی نیس که تا حالا دیدین؟ هر هر هر)
توی این سریال مشکل اینجاس که دلت برای هیچکی نمیسوزه و با هیچکی احساس همدردی آنچنانی نمیتونی بکنی. خود داستان به طرز شگفت آوری مسخره و توهین آمیز بود که "مثلا" خواسته بود نشون بده مشکلات خانواده های الان چیه ولی با زیاده روی و اغراق و "تکرار" گند زده بود تو همه چی. (بچه ها و کودکای عزیز ایرانی! از این به بعد هر کار بدی که عشقتون کشید بکنین چون هیچکی به خاطر سن کمتون اهمیت نمیده! هر هر هر)
و حالا شخصیت ها: هوشنگ یکی از بی مصرف ترین, احمق ترین, خیانتکار ترین و عذاب آور ترین .... چیزاییه که من تا حالا دیدم (حتی نمیخوام از کلمه ی شخصیت برای این یارو استفاده کنم) ,
سعید نقش فیلر داره (یعنی یا هیچ کاری نمیکنه یا به همه چی گند میزنه)
عطا یه زن ذلیل عروسی- خراب-کن به درد نخوره که حتی از حق خودش هم نمیتونه دفاع کنه (مثال: هوشنگ مییییکشمت)
شیرین یک نمونه ی وحشتناک از یه عروس تو خانواده ی شوهر و یه الگوی مادرانه ی "اهریمنی" هست که انگار رسما از دماغ فیل افتاده (زبان انگلیسی و بخور بخورش هم تو حلقش)
من با عرشیا کاری ندارم چون اگه به خاظر اون "مثلا مادر" نبود این طور بی ادب نمیشد.
سارا هم که به جز نقش یه دختری که به خاظر مدرک تحصیلیش هی سر کوفت میخوره نقش دیگه ای نداشت.
زهره یه شخصیت کاملا کمرنگ و بی تاثیر و بی توجه به چیزای دور و برش و مخصوصا به اون شوهر بی عرضشه که تقریبا نصف سریال با نوز نوز ها و شکایت های اون از "معاون بانک" میگذره (ما فهمیدیم که زهره معاون نشده! باشه کارگردان؟ انقدر رو اونا تمرکز نکن!!!)
دوست سارا و بابا رضا هم دو تا شخصیت بیخود هستن که هیچ تاثیری رو خود داستان نداشتن و آقا دزده ی قصه ی ما هم زیادی روش تمرکز شد و همین باعث شد که اونم یه شخصیت مسخره بشه که فقط به درد کش دادن داستان بخوره.
و آخر داستان, واااااااااااااااااااااااااای آخر داستان!
با این که به بعضی از آخرین قسمت بعضی سریال ها نمیرسه (من خودم به شخصه از آخر سریال پنجمین خورشید متنفر بودم ولی حالا این مهم نیس) ولی بازم خیلی نزدیک به عنوان "ضایع ترین پایان سریال های ایران" هست.
میدونین, سریال "دودکش" یه ابهت خاصی داشت و برای من مهمترین دلیل ابهتش انتخاب اسم "دودکش" برای سریال بود که چطور تو نوشته ی آخر سریال اومد:
"آرزو میکنم هیچوقت دودکش زندگی شما گرفته نشه"
ولی این چیزی مسخره نه تنها گند زد به حوصله ی همه ی کسایی که تا این جا داشتن این سریال رو دنبال میکردن بلکه معلوم شد اسم "شمعدونی" مال سریال فقط به خاطر یه شمعدونی بود که سعید تو خاک خشک زمین های "بی مصرف" باباش کاشت.... WHAT؟

نه واقعا... چی؟ :|





لینک نوشته های دیگر درباره نقد سریال شمعدونی :


نقد سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت

نقد سریال شمعدونی

سریال شمعدونی

انتقادات گسترده نسبت به سریال شمعدونی

نقد سریال شمعدونی همچنان مهمترین دلیل بازدید از وبلاگ رها ماهرو

نقدی بر سریال شمعدونی از طرف یکی از خوانندگان رها ماهرو

اعتراض به سریال شمعدونی همچنان ادامه دارد

نقد سریال شمعدونی , نقد شمعدونی , انتقاد از سریال شمعدونی

دو نقد از خوانندگان وبلاگ رها ماهرو بر سریال شمعدونی ساخته سروش صحت


واژه های کلیدی : نقد سریال شمعدونی , نقد فیلم شمعدونی , بچه ی کوچیک توی دردسر های عظیم2 , عرشیا سعادتی شمدونی  , انتقاد از شمعدونی , سخنان تهمینه میلانی در مورد زن , فیلم لوسی فراماسونری , ساعت های پخش دردسر های عظیم   , نقد سریال در حاشیه , نقد برنامه شمعدونی , انتقادات ب سریال دردسرهای عظیم 2 , فیلم پذیرایی ساده , شبکه سه ثبت نظر درباره سریال شمعدونی , داستان پایتخت چهار , داستان فیلم پدر خوانده 2 , نقدسریال شمعدونی , نقد اسب حیوان نجیبی است , فیلم بذیرای ساده , عکس کودک خرد سال در دردسر های عظیم ۲ , حواشی سریال شمعدونی , ساحل بکرانی