دسته‌بندی نقد فیلم - رها ماهرو
X
تبلیغات
رایتل

رها ماهرو

نقد و بررسی فیلم «بیداری» به کارگردانی فرزاد موتمن

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/aa/224/11117876001325783510_naznetir.jpg

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/aa/224/4564654757.jpg.jpg

کارگردان: فرزاد موتمن

بازیگران: نیکی کریمی، شقایق فراهانی، حامد بهداد، مهدی احمدی، نیره فراهانی، کیهان ملکی، رویا جاوید نیا، مهوش وقاری، شیوا خنیاگر، فلور نظری، افسانه ناصری، حسین محب اهری، فرامرز روشنایی، علیرضا ریاحی و مریم کاویانی

 

نقد و بررسی فیلم بیداری

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/aa/224/0.174731001325783513_naznetir.jpg

بیداری، اولین فیلمی بود که در جشنواره فجر تماشا کردم. در این حد بگویم که ای کاش تا شروع فیلم، آن قدر وقت آزاد نداشتم و برای آن از همه جا بی خبرانی که می آمدند و می پرسیدند چه خبر است و کدام فیلم، خوب است، قیافه حق به جانب نمی گرفتم و نمی گفتم کارهای فرزاد مؤتمن قابل اعتناست! حتی باعث شدم دو نفر بروند و بلیتشان را عوض کنند تا فیلم فاخر! «بیداری» را به توصیه من البته ببینند. هر چه قدر هم در دلشان به من الفاظ رکیک گفته باشند حق دارند. «بیداری» حتی 10 درصد آن چه که می توانیم فیلم خوب بنامیم هم نبود. این فیلم با آن چه که از فرزاد مؤتمن در «شبهای روشن» و «صداها» دیده بودیم، فرسنگها فاصله دارد. فیلمنامه سعید حاجی میری ملودرامی است که تاریخ روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب را روایت می کند. فیلم روایتگر داستان زنی به نام زهراست (با بازی شقایق فراهانی) که حافظه اش در سال 63 بر اثر ضربه ای که به سرش خورده متوقف مانده است. او برای آخرین بار دخترش یاسمن را در سن شش سالگی دیده و از همان روز همه چیز را از یاد برده است. حالا 24 سال از آن حادثه می گذرد و ما زهرا را می بینیم که با همان شکل و شمایل و بدون کوچکترین تغییری به دنبال دختر شش ساله اش می گردد که حالا با بازی نیکی کریمی، تبدیل به زن موفق 30 ساله ای شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/aa/224/0.234404001325783507_naznetir.jpgغیر قابل باور بودن و کلیشه ای بودن خصیصه ای است که در خیلی از صحنه های فیلم دیده می شود. بیداری می خواهد در مورد موضوعاتی چون سفر در زمان، دیدن آینده و دنیای ماورا و این چیزها باشد که چندان موضوع جدیدی نیست و شیوه روایت آن هم در این فیلم کاملاً غیر قابل باور است. شاید علت این امر، عجولانه ساخته شدن فیلم و به قول خودمان سر هم بندی کردن آن باشد چرا که بیداری در پاییز و زمستان 87 و برای رسیدن به جشنواره آن سال بسیار با سرعت ساخته شد اما به مشکل برخورد و بعد از سه سال با تدوین دوباره، به جشنواره امسال رسید.

یکی از بدترین بازی های فیلم از حامد بهداد گرفته شده که در چند صحنه در نقش روح همسر زهرا که در سال 57 شهید شده است، ظاهر می شود که این حضور گاه و بی گاهش در نقش روح آن قدر پیش پا افتاده و با استفاده از تکنیک های ابتدایی است که بیشتر باعث خنده مخاطب می شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/aa/224/657678689.jpgوقتی زهرا با تغییرات بسیار خیابان ها، برج ها و آدم ها روبرو می شود ناخودآگاه من را به یاد فیلم «سیزده 59» می اندازد که پرویز پرستویی در آن بعد از سال ها از کما  در می آید و احساساتش در مواجهه با دنیای بیرون را آن چنان زیبا و واقع پذیر نشان می دهد که با تعجب های اندک و خالی از حس زهرا در فیلم بیداری اصلاً قابل مقایسه نیست.

مساله ای که در فیلم خیلی به آن تاکید شده و باز هم اصلاً باور پذیر نیست، یاد آوری بیش از حد شخصیت ها از زهراست که بعد از 24 سال هنوز هر روز و هر ساعت در موردش صحبت می کنند و یاسمن با گذشت این همه سال و ازدواج کردن و کسب موفقیت های کاری بسیار، زنی سرد و بی روح است که دائماً در فکر مادرش است.

آن چه که باعث می شود مخاطب تا پایان، فیلم را همراهی کند رسیدن به جواب این سوال است که چرا زهرا با گذشت 24 سال در چهره و ظاهرش هیچ تغییری ایجاد نشده است و در همه این سال ها کجا بوده و چه بر سرش آمده؟ که در آخر با زدن فلش بک هایی خیلی کوتاه و عجولانه همه حقایق نشان داده می شود.

شاید بهترین صحنه بیداری به قسمتی باز می گردد که درگیری های خیابانی بهمن 57 را به تصویر می کشد و حتی برای لحظاتی حالت مستند گونه ای به این فیلم می دهد.

نویسنده و منتقد: شبنم سید مجیدی

نقد و بررسی فیلم اسب حیوان نجیبی است

کارگردان: عبدالرضا کاهانی

بازیگران: رضا عطاران، حبیب رضایی، پارسا پیروزفر، مهتاب کرامتی، کارن همایونفر، باران کوثری، مهران احمدی و با حضور(به ترتیب ورود) بابک حمیدیان، ماهایا پطروسیان، اشکان خطیبی، پانته آ بهرام، احمد مهرانفر، مانی باغبانی...

فیلمنامه: عبدالرضا کاهانی
تهیه کننده: سلیمان علی محمد
مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت
تدوین: شیما منفرد
صدابردار: جهانگیر میرشکاری
طراح چهره پردازی: نوید فرح مرزی
طراح لباس: فرحناز نادری
طراح صحنه: عبدالرضا کاهانی
مدیر تولید: طهورا ابوالقاسمی
جانشین تولید: سمیرا علایی
مدیر تدارکات: کاظم نامنی
برنامه ریز: مهران احمدی
دستیار اول کارگردان: سهیل بیرقی
عکاس: بهرنگ دزفولی زاده

........................

"اسب حیوان نجیبی است" پس از فیلم های "آدم" (1385)، "آنجا" (1386)، "بیست" (1387) و "هیچ" (1388) پنجمین ساخته سینمایی کاهانی است.

خلاصه داستان

چند نفر بنا بر یک اتفاق در یک شب با هم همراه می شوند و تا صبح را با هم می گذرانند ...

 

نقد و بررسی فیلم

اسب حیوان نجیبی است

 

فیلم «اسب حیوان نجیبی است» تحلیلی سیاسی - اجتماعی دراماتیزه شده «عبدالرضا کاهانی» از شرایط روز است و یک کمدی سیاه موقعیت به حساب می‌آید.

فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» تحلیلی سیاسی - اجتماعی دراماتیزه شده «عبدالرضا کاهانی» از شرایط روز است. فیلم تنها یک کاراکتر اصلی دارد و تقریبا بقیه شخصیت‌هایش هم‌وزن هستند. حجم زمانی قصه فقط چند ساعت بیشتر نیست. فیلم حتی یک سکانس روز هم ندارد و همه صحنه‌ها در شب گرفته شده‌اند که البته این تمهید در راستای قصه کاملاً فکر شده به نظر می‌رسد و منطقی است. فیلم قصه بکری دارد: «کمال خسروجردی» (رضا عطاران) - یک زندانی مرخصی موقت - چند ساعت قبل از اتمام مرخصی‌اش با بر تن کردن لباس مبدل خود را به عنوان پلیس جا زده و چند نفر را تلکه می‌کند. در جریان این تلکه کردن‌های مکرر با آدم‌های مختلف، دردها و مشکلات‌شان - فقر، اعتیاد، طلاق، بزهکاری، الکلیسم و...- آشنا می‌شویم. فیلم با بازگشت معنادار «کمال» به زندان پایان می‌پذیرد.

قصه فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» به سبک و سیاق فیلم‌های قبلی سازنده‌اش - «آدم»، «بیست» و «هیچ» - چند لایه و واجد معانی فرامتنی و انتقادهای سیاسی است. با رمزگشایی از کدهای مختلفی که در نمادهای تصویری و دیالوگ‌های فیلم تعبیه شده می‌توان به این انتقادها پی‌ برد. این رمزگشایی برای طرفداران فیلم‌های جدی سینمای ایران حکم یک بازی لذت‌بخش را دارد. فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» فیلم خوش ریتمی است. سکانس‌های پایانی فیلم از لحاظ ساختاری به تئاتر خیابانی شبیه شده‌اند و ریتم فیلم در این سکانس‌ها اندکی افت می‌کند.

«عبدالرضا کاهانی» به نوبت آدم‌هایی را وارد قصه‌اش می‌کند سپس بر اساس ویژگی‌های هر یک از این آدم‌ها آیتم به آیتم جلو رفته و قصه‌های فرعی کوتاهی را در ارتباط با خط روایی اصلی روایت به تصویر می کشد. این قصه‌های کوتاه بر اساس خلق موقعیت‌های مختلف شکل گرفته‌اند. فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» در حقیقت یک کمدی سیاه موقعیت است که بسیار با ظرافت و هدفمندانه حرف‌هایش را مطرح می‌کند. هر موقعیت حکم یک لابیرنت را دارد که کاراکترها را به مسیر‌های مختلف می‌کشاند.

پرسوناژها در وهله اول تیپ به نظر می‌رسند - مثلاً «مهتاب کرامتی» در تیپ آشنای زن معتاد - اما خیلی زود در تعامل با دیگران به شخصیت بدل گشته و هویت‌پردازی می‌شوند. میزان حضور هر شخصیت، ورود و خروجش به عرصه قصه و تأثیرگذاری هر یک از آن‌ها از قبل پیش‌بینی شده و معنادار است مثلاً «هما» که اصلاً حتی در یک پلان نمی‌بینیمش اما صدایش (صدای پانته آ بهرام) را می‌شنویم و شخصیت او را از طریق صدا در ذهن مجسم می‌کنیم یا «کمال خسروجردی» که در هر آیتم مضمونی و در مواجهه با هر شخصیت تازه واردی طوری واکنش نشان می‌دهد که با پیش فرض‌های ما اصلاً جور در نمی‌آید. بیشتر بازی‌های فیلم خوب از آب در آمده‌اند.

«مهران احمدی» در نقش یک مرد دگر جنس‌خواه و «مهتاب کرامتی» به نقش یک زن مطلقه معتاد فوق العاده‌اند. «مهران احمدی» در جشنواره فجر امسال بازی‌های درخشانی را پیش چشم گذاشته بگونه‌ای که از حالا می‌توان موفقیت‌های قابل توجهی را در آینده نزدیک برایش متصور شد. «عبدالرضا کاهانی» به عنوان کارگردان در فضاهای خارجی نسبت به فضاهای داخلی هم‌چون دیگر فیلم‌هایش از حیث اجرا مسلط‌تر است.


---------------------------------------

منبع : فارس .نویسنده: شهرام خرازی‌ها

نقدی کوتاه بر فیلم ضد گلوله

نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی

بازیگران: مهدی هاشمی، مسعود کرامتی، ژاله صامتی، سعید آقاخانی، محسن کیایی، علی کوچکی، امیر عزیزی، بهشاد شریفیان، پوریا رحیمی، زهره بختیاری، ملودی آرام‌نیا، مسعود انتظاری، کاظم نجارزاده، شهرام جمشیدی، محمد حاج حسینی، علی گل‌زاده، علی زمانی، علیرضا رشیدی، یوسف قلیچ، رضا تهی‌دست و مهدی فقیه

- خلاصه داستان فیلم:

اواسط دهه 60 و اوج دوران جنگ مردی حدود 50 ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهای لس آنجلسی و فیلم‌های ویدئویی است. او در اثر یک اتفاق در می‌یابد که توموری در سر دارد و تا دو ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند...

- حاشیه های فیلم:

- این دومین فیلم مصطفی کیایی بعد از کمدی بعد از ظهر سگی سگی است
- فیلم مضمونی اجتماعی با رگه‌های طنز دارد.
- شنیده ها از شباهت فیلم با لیلی با من است و همچنین بازی قابل توجه مهدی هاشمی حکایت دارد

***************************************

فیلم سینمایی ضد گلوله"، نمونه موفق سینمای جنگ با بهره گیری از مولفه های کمدی و مضامین اجتماعی است که توانست در سی امین جشنواره فیلم فجر رضایت تعداد زیادی از مخاطبانش را ایجاد کند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/4e6456.JPGاین فیلم که نمونه های موفق و البته بیشتر شکست خورده زیادی را در سینمای ایران دارد، در فضای کمدی اجتماعی، به خط مقدم می رود و با پرهیز از قهرمان سازی های متداول و سطحی این گونه سینمایی موفق می شود تا مخاطب را با قهرمان داستان همراه سازد.

هرچند شاید لازم بود تا در جاهایی به رابطه خانوادگی "سلیم" پرداخته شود تا گره های بیشتری از داستان باز شود، اما واقعیت این است ریتم و هارمونی مناسب فیلم این مشکل را حل کرده و البته تماشاگر فیلم نیز احساس نمی کند که شعورش با صحنه های کمدی به سخره گرفته شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/rtyry7ur.JPGساخت فیلم کمدی جنگی در سینمای ایران راه رفتن بر روی لبه ای باریک است که لغزش از آن می تواند عواقب نامیمونی را برای سینمای کشورمان به بار آورد و البته عبور درست از ان نیز می تواند تحسین برانگیز باشد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/ergfdg.JPGنمونه فیلم های مضحک و سطحی شماره دار را در سال های اخیر به خوبی دیده ایم و البته هنوز هم خاطره خوش فیلم " لیلی با من است" در ذهن مخاطبان همیشگی سینما باقی مانده است. اما باید گفت " ضد گلوله" خود می تواند الگویی تازه ای برای ساخت یک کمدی اجتماعی- جنگی باشد.

از دیگر نقاط قوت این فیلم باید به بازی هنرمندانه گمهدی هاشمی" اشاره کرد که گرچه جشنواره پرکاری را پشت سرگذاشته اما توانست با این فیلم نشان دهد که چگونه یک بازیگر بدون لودگی و استفاده از واژه سازی های خیابانی شخصیت پردازی مناسبی از نقش داشته باشد و البته موفق هم شود.

به هر حال سینمای دفاع مقدس کشورمان در این برهه نیاز داشت تا چنین آثاری را در سینمای جنگی بیش از گذشته داشته باشد تا اتهام سطحی سازی را از خود بزداید.

-----------------------------

منبع : مهر - کافه سینما

نقد و بررسی فیلم «یه عاشقانه ساده»


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/3/rfhgxgh.jpgتهیه‌کننده و کارگردان: سامان مقدم

بازیگران: مهناز افشار، مصطفی زمانی، همایون ارشادی، فرهاد آییش، احمد مهران‌فر، آتیلا پسیانی، امیرحسین رستمی، سارا بهرامی، هومن سلطانی، مهری سادات ال‌آقا، علی قربان‌زاده و مهراوه شریفی‌نیا

- خلاصه داستان فیلم:

دو دوست قدیمی، از جوانی با هم عهد و پیمانی دارند. وصلت گندم دختر امان، با کرامت پسر صفر تقدیری نیست که گندم به آن تن دهد. او عشق خودش را می‌خواهد، سرنوشت خودش را می‌خواهد. عشق چیزی نیست که به عهد بی‌پرسش پایبند باشد. عاشقی ساده و سخت است. عاشقی حرف دلت است. گندم با بیست و چند سال سن، باید جلوی عهد و پیمان دو رفیق بایستد، که حرف دلش را نپرسیده بودند...
امان و صفر در جوانی با هم قراری گذاشته اند .ازدواج دو فرزند آنها وعده ایست قدیمی که هم اهل محل از آن خبر دارند اما گندم دختر امان سالها به بهانه های مختلف این وصلت را به تأخیر می اندازد و...

___________________________

- حاشیه های فیلم:

- ششمین فیلم بلند سامان مقدم است. در حالی او همچنان در انتظار فیلم صد سال به این سالهاست

- نام اولیه فیلم باگت بود که به یه عاشقانه ساده تغییر کرد

- سامان مقدم در مدتی که صد سال به این سالها توقیف بود در تلویزیون فعال بود و یه عاشقانه ساده بازگشت دوباره سامان مقدم به سینماست. مقدم درباره سالهای دوری اش از سینما می گوید: توقیف «صد سال به این‌ سال‌ها» من را نسبت به فعالیتم در عرصه سینما دلسرد کرد. هیچ‌گاه فکرش را نمی‌کردم که بتوانم باز هم با همان انگیزه و اشتیاق قبلی پشت دوربین قرار بگیرم. اما قصه‌ باگت آنقدر متفاوت و جذاب بود که من را برای ساخت فیلم جدیدم متقاعد کرد(خبرگزاری میراث فرهنگی)

- تمام فیلمبرداری "باگت" در خارج از تهران و در ابیانه و شهرهای اطراف انجام شد

- فیلم برای جشنواره سال گذشته در حال فیلمبرداری بود اما خراب شدن آب و هوا در ابیانه فیلمبرداری را متوقف کرد و گروه به تهران بازگشتند و فیلم به جشنواره بیست و نهم نرسید. اما با ادامه فیلمبرداری تا اواخر فروردین فیلم خیلی زود برای حضور در جشنواره سی ام آماده نمایش بود.

-در خلاصه داستان اولیه فیلم آمده بود: فرزند آدم محکوم به سرنوشتی بود که پدر و مادرش برایش رقم زدند. سیب دندان‌زده همه‌ی قصه را خراب کرد. آدمیزاد، محکوم شد اما سرنوشتش را به باد نسپرد. در عذاب زمین، دنبال راهی رفت که شاید به بهشتش بازگردد.انسان همیشه دنبال سرنوشت خودش است. می‌جنگد تا به بهشت بازگردد. می‌رود تا سرنوشتش را خودش بنویسد. دو دوست قدیمی، از جوانی با هم عهد و پیمانی دارند. وصلت گندم دختر امان، با کرامت پسر صفر تقدیری نیست که گندم به آن تن دهد. او عشق خودش را می‌خواهد، سرنوشت خودش را می‌خواهد. عشق چیزی نیست که به عهد بی‌پرسش پایبند باشد. عاشقی ساده و سخت است. عاشقی حرف دلت است. گندم با بیست و چند سال سن، باید جلوی عهد و پیمان دو رفیق بایستد، که حرف دلش را نپرسیده بودند...

- یه عاشقانه ساده در ژانر کمدی رومانتیک روستایی پروانه ساخت گرفت!

"سامان مقدم" یکی از کارگردانان جوان، خوش فکر و فعال سینمای ایران است که کار خود را از دستیاری "مسعود کیمیایی" در" رد پای گرگ" آغاز کرد.او با فعالیت در ژانرهای گوناگون اجتماعی(سیاوش و کافه ستاره)، سیاسی(پارتی) و کمدی(مکس) توانست خود را مطرح سازد و شهرتی به دست آورد و به نظر می رسید خرده محبوبیتی هم دارد که ساخت سریال شبه هندی و سخیف شمس العماره او را از چشم طرفدارانش نیانداخت و حتی منجر به کشف استعداد برخی بازیگران طنز شد که تا آن روز جایی در تلویزیون نداشتند.

************************************************************

نقد و بررسی:

طرفداران مقدم در جشنواره ی فجر امسال منتظر اثری بودند که به استناد خلاصه داستانی که در مطبوعات منتشر شده بود فیلمی رمانتیک و لطیف به نظر می رسید ."یک عاشقانه ساده" با بازی "مهناز افشار"، "مصطفی زمانی" و" احمد مهرانفر"(که این روزها بسیار پر کارند) شاید می توانست مخاطب را راضی از سینما بیرون بفرستد اما نه تنها کمترین بار مفهومی و موضوعی ندارد بلکه شباهت تمام و کمالش به رمان های عامه پسند و داستان های مجلات خانوادگی باعث حیرت بیننده می شود.گرچه با همین موضوع پیش از این "خسرو سینایی"، "عروس آتش" را ساخته بود که به موفقیت بالایی دست یافت.

ولی متاسفانه سر و شکل این فیلم چنان دم دستی و بدون کمترین دقت و اهمیت درست شده که بعید است کار مقدم باشد .مقدمی که در اولین اثرش "سیاوش"بالاتر از انتظارات ظاهر شده بود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/10/11.15/IMAGE634447900801250000.jpg

خلاصه داستان شیک و ادبی ای که از" یک عاشقانه ساده "چاپ شده کمترین ارتباطی به داستان نخ نما و کلیشه ای اش ندارد(متنی که در باب آدم و حوا و سیب نیم خورده است)باز هم مثلث عشقی ،عهد و پیمان قبایل روستایی و جوانمردی و لوطی گری افراطی در حد خودزنی که نشان می دهد مقدم از طلا بودن پشیمان شده و دوست دارد مس شود! گرچه او که به قول خودش از توقیف فیلم قبلی اش "صد سال به این سال ها "دلسرد و نومید شده بود سوژه ی اثر را چنان جذاب دیده که وسوسه شده آن را بسازد در حالی که این چنین موضوعات عشقی که بی هیچ ظرافت و پیچیدگی طرح می شوند و پایانشان نیز کاملا بر بیننده روشن است عمرشان حداقل در سینمای ایران به اتمام رسیده است.فیلم نامه ی یک "عاشقانه ساده" را "امیر عربی" (که اخیرا با نگارش فیلم نامه "سعادت آباد" به شهرت رسیده بود) با طرحی از" زامیاد سعد وندیان" (عمده ی فعالیتش به حوزه ی سریال و تله فیلم مربوط می شود)به رشته تحریر در آورده است .عربی که در هنگام اکران "سعادت آباد" دفاع جانانه ای از کاراکترهای آن می کرد و فیلم را خوب و قابل قبول می دانست اکنون برای دفاع از آخرین کارش باید استدلال های محکم تری در دست داشته باشد.
http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/3/dfghh.jpgبازیگران فیلم نیز انگار اصلا در جای خود قرار نگرفته اند و کاراکتر به درستی به آنها نچسبیده است."علی قربان زاده" با نقش بی ربط و بی اثرش در داستان تنها حسی نوستالژیک را در بیننده به وجود می آورد و "فرهاد آییش" که اغلب پای ثابت آثار کمدی است کمترین جذابیتی ندارد. تنهابازی " مهراوه شریفی نیا "کیفیتی متفاوت از دیگران دارد و "مصطفی زمانی" هم به نظر می رسد نسبت به گذشته قدری در کارش پیشرفت کرده است. افکت ها ضعیف و نحوه ی ادای دیالوگ ها سرد و بی احساس است و حتی با وجودی که فضای اثر روستایی است از لهجه خبری نیست!شاطر یک روستای دور افتاده(با بازی "همایون ارشادی") چنان لفظ قلم و ادبی صحبت می کند که مخاطب اصلا نمی تواند بین او با یک بازیگر تحصیلکرده و دنیادیده فرقی بگذارد.نه تنها مقدم موفق نشده بازی مناسبی از بازیگرانش بگیرد بلکه خود نقش آفرینان هم چنان که باید و شاید و به گواهی آنچه در فیلم های قبلی ازشان دیده ایم برای کاراکترشان مایه نگذاشته اند.
http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/3/asheghane-05-_caffecinema.com_.jpgگریم بازیگران نیز نامناسب و به دور نوآوری انجام شده و در مورد بازیگران زن به خصوص سبب نازیبایی چهره و ظاهر کاراکتر کرمعلی(با بازی "آتیلا پسیانی") و کدخدا صفر(با بازی "فرهاد آییش")را به حالتی مسخره و خنده دار در آورده است .طراح لباس" یک عاشقانه ساده" هم در راستای همکاری با سایرین به بیننده نشان می دهد که دختران روستایی به شیکی دختران شهر لباس می پوشند و "گندم"(بابازی "مهناز افشار")مانتو های مدرنی را در دهات بر تن می کند که امروزه در نمایشگاه های مد و لباس عرضه می گردد!یا برای مثال کارگردان و طراح صحنه ی فیلم به این موضوع توجه ندارند که شاطر امان با لباس شیک و مرتبش چطور نانوایی است که بدون آنکه ذره ای آرد بر کتش بنشیند یا حتی پیشبندی بر تن کند دستش را به آرامی در تنور می برد و نان آماده و خنک شده را بیرون می کشد!حتی در ابتدای فیلم هم نام و زمان وقوع داستان ذکر نشده که سبب سردرگمی مخاطب می شود(فیلم برداری اثر در "ابیانه" انجام شده) و با این گونه اشتباهات و بی دقتی ها در کنار هم کل اثر از ریخت افتاده است. به جز دیالوگ های تخت و ناهمگون که اصلا نقش مهمی در داستان ندارند باید از چند شوخی جنسی علنی نام برد که به هیچ وجه با ظرافت و مهارت عنوان نشده اند و رو بودن این نوع تعابیر تواما سبب خنده و خجالت حاضرین سینما شده بودند.شاید هم به این دلیل فیلم در ژانر کمدی رمانتیک روستایی پروانه ساخت گرفته باشد!
http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/91126/bb/3/gfhjfhj.jpgبه جز اینها خلوت کردن دو دلداده داستان (افشار و زمانی)آن هم در یک روستا با مردمانی متعصب خود نیازمند بحث و بررسی بیشتر است چرا که پیش از آن سابقه نداشته تنهایی و حریم شخصی یک زوج غریبه و نامحرم به این شکل نمایش داده شود خصوصا اگر مرد داستان تنها فرد مومن و معتقد فیلم باشد که بر نماز خواندنش تاکید می شود و اعتقادش به اذان هنگام عهد بستن آشکار می گردد.آنچه بیش از همه ی اینها دل مخاطب را به درد می آورد استفاده ی ابزاری مقدم از اشک ریختن ساده و معصومانه ی علی(با بازی مصطفی زمانی)است که سبب اندوه و رنجش بی جهت می شود چرا که در فرهنگ ایرانی و حتی سایر کشورها نشان دادن گریه ی مرد که نماد استقامت و اراده است تصویری تلخ و به دور از واقعیت است.همانگونه که از قدیم گفته اند "مرد که گریه نمی کند!"به خصوص که علی این داستان برای عشقی زمینی و از دست رفته می نالد که هیچ تلاشی برای حفظش انجام نداده !

به شخصه تنها نقطه ی قوت اثر را موسیقی فوق العاده اش می دانم که بسیار گوشنواز بود و با برخی از تصاویرفیلم که در طبیعت گرفته شده بود همخوانی داشت."امیر توسلی" که اخیرا به خاطر ساخت موسیقی " مختار نامه" نامش بر سر زبان ها افتاده ?به مانند آخرین آثار مقدم برایش آهنگسازی کرد تا بهترین قسمت "یک عاشقانه ساده" رقم بخورد.
پس از تماشای این فیلم به این فکر افتادم که ای کاش "سامان مقدم "دلسرد می ماند و این عاشقانه ی ساده را نمی ساخت.گرچه با اطلاق واژه ی ساده به نام فیلم می تواند در هر جلسه ی نقد و بررسی انتقادات را به این واژه ارجاع دهد و بگوید "خودم از قبل گفته ام ساده! یک عاشقانه ساده!"

-------------------------

منبع : سینما ی ایران

1 2 3 4 >>